
ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهمالسلام
چگونگی جمع میان ارادۀ خدا و تصرّف واسطههای مشیّت الهی
ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهمالسلام، موضوع سومین جلسه از سخنرانیهای «ولایت تکوینی» است که در لبنان برگزار گردیده است. در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا این اشکال را پاسخ میدهند که بعضی آیات، امر را مختصّ خدا میدانند (مانند ﴿إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾) و بعضی آیات به وجود عواملی تصریح میکنند (مانند ﴿الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ﴾)؛ جمع میان این آیات این است که تصرّف واسطهها، در طول ارادۀ پروردگار و با اذن اوست و هیچ قدرتی مستقل از قدرت الهی نیست. ایشان سپس به توضیح «اختیار انسان» با وجود «ارادۀ الهی» میپردازند؛ که انسان ولایت تکوینی دارد، اما این ولایت، غیرمستقل از خداوند است. آیتالله طهرانی در ادامه، پس از بیان معنای «اذن» در ﴿وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي﴾، به این نکته میپردازند که باور عامۀ مردم، امکان ولایت تکوینی ائمه را نمیپذیرد؛ اما با استناد به ولایت آصف بن برخیا، ولایت ائمه و امکان ولایت شیعیان را اثبات مینمایند.
ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهمالسلام
توضیحات:
ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهمالسلام، موضوع سومین جلسه از سخنرانیهای «ولایت تکوینی» است که در لبنان برگزار گردیده است. در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا این اشکال را پاسخ میدهند که بعضی آیات، امر را مختصّ خدا میدانند (مانند ﴿إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾) و بعضی آیات به وجود عواملی تصریح میکنند (مانند ﴿الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ﴾)؛ جمع میان این آیات این است که تصرّف واسطهها، در طول ارادۀ پروردگار و با اذن اوست و هیچ قدرتی مستقل از قدرت الهی نیست. ایشان سپس به توضیح «اختیار انسان» با وجود «ارادۀ الهی» میپردازند؛ که انسان ولایت تکوینی دارد، اما این ولایت، غیرمستقل از خداوند است. آیتالله طهرانی در ادامه، پس از بیان معنای «اذن» در ﴿وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي﴾، به این نکته میپردازند که باور عامۀ مردم، امکان ولایت تکوینی ائمه را نمیپذیرد؛ اما با استناد به ولایت آصف بن برخیا، ولایت ائمه و امکان ولایت شیعیان را اثبات مینمایند.
ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهمالسلام
12ما در بسیاری از موارد «اذن» را [به همین معنای استفادهشده در آیه] به کار میبریم. مثلاً گفته میشود: جایز نیست افراد نزد مبتلایان به بیماریهای واگیردار مانند وبا و طاعون بروند؛ زیرا بدن انسان نسبت به این بیماریها ایمنی ندارد و بیماری به او نیز سرایت خواهد کرد. اما وقتی واکسنِ این بیماریها را دریافت کند، آنوقت میتواند با این بیماران بنشیند و همصحبت شود و حتی میتواند از آب و غذای آنان تناول کند، بدون آنکه بیماری در او اثری بگذارد. به او میگویند: تو الآن «اذن» و اجازۀ رفتن به آنجا را داری؛ زیرا بدن تو ایمنی پیدا کرده است.
یا مثلاً به شخصی گفته میشود: «شما اذن و اجازۀ تدریس این درس را ندارید!» زیرا او به آن درس جاهل است. و به فرد دیگری که آن علم را آموخته و معلّمِ آن درس شده است گفته میشود: «شما برای تدریس اذن دارید و مُجازید.»
[یا مثلاً] به شخص دیگری گفته میشود: «شما اذن و اجازۀ افتتاح مطب برای طبابت را ندارید!» زیرا او نسبت به علم پزشکی جاهل است. و به دیگری گفته میشود: «شما اذن دارید»؛ چراکه او این علم را تحصیل کرده و پزشک حاذقی شده است.
بنابراین [تحقق] مسئلۀ «اذن» ناشی از عدم وجود مانع برای این افعال خارجی میباشد، و مانع، همان جهل یا ناتوانی یا عدم اختیار در خصوص آن مسئله است. اما اگر شخصی آمادگی و استعداد انجام این فعل را در عالم خارج داشته باشد، آنوقت مردم میگویند: «او اذن دارد و مجاز است.» پس این اذن از جانب مردم نیست؛ بلکه این اذن از جانب خود شخص است، و دلیل گفتۀ مردم آن است که او به این مرتبه رسیده است.
پس مسئلۀ معجزۀ انبیا و اعمالی که بهواسطۀ فرشتگان تحقق مییابد و کراماتی که از اولیا و ائمه علیهم السّلام مشاهده میکنیم، همه نتیجۀ اذنی است که در وجود آنان قرار دارد، و اذن نیز همان آمادگی و استعداد است.
