اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت متعالی سیدالشهدا از نگاه اهل معرفت

عبور از ظاهر مصیبت به ادراک مقام ولایت امام حسین علیه‌السلام

339
جلسات

در این جلسه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی رضوان الله علیه به تبیین حقیقت متعالی سیدالشهدا پرداخته و بیان می‌کنند که عظمت امام حسین علیه‌السلام منحصر در مصیبت کربلا نیست، بلکه رسالت آن حضرت زنده‌کردن حقیقت انسان و تحول‌بخشی به فهم و ادراک سالک است. ایشان با مقایسۀ زیارت‌های پررنج گذشتگان، بیان ولایت در نگاه عرفا، و نقش اولیای الهی در رساندن انسان به معرفت، توضیح می‌دهند که گریه و عزاداری وقتی ارزش دارد که سالک را از ظاهر حادثه عبور دهد و به ولایت امام علیه‌السلام نزدیک کند. همچنین با ذکر شواهدی از سیره علامه طهرانی و اصحاب حقیقی ولایت مانند حضرت اباالفضل، نشان می‌دهند که حقیقت عاشورا یک واقعه تربیتیِ همیشه زنده است که هدف آن تغییر جوهر فهم انسان است، نه صرفاً تأسف بر مصیبت‌ها.

حقیقت متعالی سیدالشهدا از نگاه اهل معرفت

توضیحات:

در این جلسه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی رضوان الله علیه به تبیین حقیقت متعالی سیدالشهدا پرداخته و بیان می‌کنند که عظمت امام حسین علیه‌السلام منحصر در مصیبت کربلا نیست، بلکه رسالت آن حضرت زنده‌کردن حقیقت انسان و تحول‌بخشی به فهم و ادراک سالک است. ایشان با مقایسۀ زیارت‌های پررنج گذشتگان، بیان ولایت در نگاه عرفا، و نقش اولیای الهی در رساندن انسان به معرفت، توضیح می‌دهند که گریه و عزاداری وقتی ارزش دارد که سالک را از ظاهر حادثه عبور دهد و به ولایت امام علیه‌السلام نزدیک کند. همچنین با ذکر شواهدی از سیره علامه طهرانی و اصحاب حقیقی ولایت مانند حضرت اباالفضل، نشان می‌دهند که حقیقت عاشورا یک واقعه تربیتیِ همیشه زنده است که هدف آن تغییر جوهر فهم انسان است، نه صرفاً تأسف بر مصیبت‌ها.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت متعالی سیدالشهدا از نگاه اهل معرفت

11
  • شما نگاه کنید [به] این سنّی‌ها، همین الآن [که] شب‌ ماهِ رمضان [است]، چقدر نماز می‌خوانند! می‌روند در مسجدالحرام نمازِ تراویح1 می‌خوانند؛ مملوّ از جمعیت [می‌شود]. ما نرفته‌ایم؛ ان‌شاءالله خدا قسمت کند. نمازی که پیغمبر به عنوانِ مستحب آن را وضع کرد، حالا اینها با جماعت می‌خوانند؛ از پیغمبر کاسۀ داغ‌تر از آش شده‌اند! در این کلّه چیزی نیست! این کلّه همان کلّۀ عمر است! می‌گوید: «نه، اِ! نماز؟! با جماعت! این هیبت را ببینید!» هیبت! هیبت! اتحادِ مسلمین! یَدِ واحده!2 این‌همه با هم برخیزند به رکوع بروند! همه با هم سجده [کنند]! در کشورها وقتی می‌خواهند جنگ کنند، سربازها می‌آیند در آن میدانشان سان می‌بینند؛ این سان، همین نمازِ تراویح است!

  • حالا اگر این سربازها همه با هم [بدون هماهنگی] این‌طرف و آن‌طرف بروند، فایده ندارد! همۀ این سربازان را در صف‌های منظم به خط می‌کنند؛ بعد یک‌دفعه می‌بینی یک دستۀ ده‌هزارنفری، یک دستۀ دیگر بیست‌هزارنفری، یک دستۀ دیگر [سی‌هزارنفری] آمد و رفت. این مردم نگاه می‌کنند؛ بعد عکس برمی‌دارند، نشان می‌دهند، می‌گویند: «ببینید، این ارتشِ ماست!» اینها هم آمدند نمازی را که پیغمبر گفته: «فُرادیٰ بخوانید» [به جماعت می‌خوانند]! [پیغمبر می‌گوید:] «من پیغمبر هستم یا نیستم؟ نماز را من آورده‌ام؛ می‌گویم نماز را فرادا بخوان؛ اثری که این نماز دارد، در فراداست؛ نه در جماعت.» اینها می‌گویند: «نه، ما می‌خواهیم عظمت بالا برود؛ عظمت و ابهت اضافه بشود؛ نمود بیشتر بشود، ظهور بیشتر بشود؛ همه را با جماعت می‌خوانیم.» جماعت می‌خوانند، خرابش می‌کنند. این چیست؟! در این کلّه فهم نیست! حالا بیا هِی نماز بخوان!

  • قرب و نزدیکیِ با ولایت است که فهم انسان را عوض می‌کند

  • اینهایی که امام‌حسین را کشتند، نمازخوان بودند! در شبِ عاشورا افراد [دشمن] همه‌شان از این عربده‌کش‌ها نبودند؛ در میانشان از [عربده‌کش‌ها] هم بودند، ولی آنهایی که امام‌حسین را کشتند، نمازخوان بودند! قرآن می‌خواندند! اینها آمدند امام‌حسین را [شهید کردند]. چرا؟ چون قرآنِ تنها، نمازِ تنها، نمازشبِ تنها، فهم نمی‌آورد؛ هزار سال شما نمازشب بخوان، فهم نمی‌آورد. چه [چیز] فهم می‌آورد؟ قرب و نزدیکی به ولایت است که این فهم را عوض می‌کند. وقتی که فهم عوض شد، انسان می‌تواند راهِ صحیحِ خودش را هم تشخیص بدهد. اما اگر عوض نشد، دائم بر سرش می‌زند و امام را فقط از یک دریچه نگاه می‌کند: «ای داد، امام‌حسین را کشتند! ای داد، امام‌حسین را تکه‌تکه کردند!» دائماً [بر سرش] می‌زند. 

    1. تَراویح: نمازهای نافلۀ ماه رمضان که نزد اهل‌سنت غالباً به جماعت خوانده می‌شود. (محقق)
    2. یَدِ واحده: «دستِ واحد»؛ کنایه از اتحاد و هم‌صدایی. (محقق)
/ 260