اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت متعالی سیدالشهدا از نگاه اهل معرفت

عبور از ظاهر مصیبت به ادراک مقام ولایت امام حسین علیه‌السلام

339
جلسات

در این جلسه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی رضوان الله علیه به تبیین حقیقت متعالی سیدالشهدا پرداخته و بیان می‌کنند که عظمت امام حسین علیه‌السلام منحصر در مصیبت کربلا نیست، بلکه رسالت آن حضرت زنده‌کردن حقیقت انسان و تحول‌بخشی به فهم و ادراک سالک است. ایشان با مقایسۀ زیارت‌های پررنج گذشتگان، بیان ولایت در نگاه عرفا، و نقش اولیای الهی در رساندن انسان به معرفت، توضیح می‌دهند که گریه و عزاداری وقتی ارزش دارد که سالک را از ظاهر حادثه عبور دهد و به ولایت امام علیه‌السلام نزدیک کند. همچنین با ذکر شواهدی از سیره علامه طهرانی و اصحاب حقیقی ولایت مانند حضرت اباالفضل، نشان می‌دهند که حقیقت عاشورا یک واقعه تربیتیِ همیشه زنده است که هدف آن تغییر جوهر فهم انسان است، نه صرفاً تأسف بر مصیبت‌ها.

حقیقت متعالی سیدالشهدا از نگاه اهل معرفت

توضیحات:

در این جلسه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی رضوان الله علیه به تبیین حقیقت متعالی سیدالشهدا پرداخته و بیان می‌کنند که عظمت امام حسین علیه‌السلام منحصر در مصیبت کربلا نیست، بلکه رسالت آن حضرت زنده‌کردن حقیقت انسان و تحول‌بخشی به فهم و ادراک سالک است. ایشان با مقایسۀ زیارت‌های پررنج گذشتگان، بیان ولایت در نگاه عرفا، و نقش اولیای الهی در رساندن انسان به معرفت، توضیح می‌دهند که گریه و عزاداری وقتی ارزش دارد که سالک را از ظاهر حادثه عبور دهد و به ولایت امام علیه‌السلام نزدیک کند. همچنین با ذکر شواهدی از سیره علامه طهرانی و اصحاب حقیقی ولایت مانند حضرت اباالفضل، نشان می‌دهند که حقیقت عاشورا یک واقعه تربیتیِ همیشه زنده است که هدف آن تغییر جوهر فهم انسان است، نه صرفاً تأسف بر مصیبت‌ها.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت متعالی سیدالشهدا از نگاه اهل معرفت

7
  • این خیابان‌ها و آن مسافت بینِ منزلِ ایشان تا حرم سیدالشهدا ـ که از یک بازاری هم عبور می‌کرد ـ و خود صحن و حرم‌ها به اندازه‌ای شلوغ بود، که ما که حرکت کردیم آمدیم تا به صحن رسیدیم و از صحن عبور کردیم وارد حرم شدیم و ایشان فقط یک دور، دورِ حرم طواف کردند و اصلاً هیچ زیارتی هم نخواندند و برگشتیم منزل، حدودِ دو ساعت طول کشید! آن‌قدر جمعیت عجیب بود! اصلاً راه نبود دیگر؛ کلاً بسته بود دیگر.

  • [وقتی برگشتیم و] نشستیم، یک‌مرتبه همان آقا که الآن هم حیات دارد و زنده است و در طهران [ساکن است]، رو کرد به آقای حدّاد، گفت: «آقا، این مدت کجا بودید؟» [آقای حدّاد] گفتند: «مگر خودت نگفتی بروید یک نظری بکنید؟ ما هم رفتیم یک نظر کردیم آمدیم! مگر خودت نگفتی؟!»

  • حالا قضیۀ این مسئله چیست که شخصی مثل آقای حدّاد که ولیّ خداست، باید بیاید و این کار را انجام بدهد؟ یا اینکه آن کلام مرحوم آقا [علامه طهرانی] در آن نامه‌ای که برای آن شخص می‌نویسند: «من می‌بینم که تمام این افراد که به دور خانه می‌گردند و طواف می‌کنند، دارند به دور ولایتِ آقای حدّاد می‌گردند» [قضیه‌اش چیست]؟

  • تمام حج رفتن‌ها مقدّمه برای شناخت و معرفت ولیّ است

  • همان دو سه سالِ آخر [حیات علامه طهرانی]، به‌اتفاق آقای ... (این بزرگوار) با اخوی (آقا سید محمدصادق) و دو تا از رفقای دیگر، و مسئول کاروان که او هم از رفقا بود و مجموعاً شش نفر بودیم، به مکه مشرّف شدیم. سفرِ دومِ ما بود که بعد از بیست‌وسه [سال] مشرّف می‌شدیم.

  • در آنجا یکی از رفقا گفتند: «نامه‌ای بنویسیم.» و یک نامه نوشتند و بعد گفتند: «خب دیگر بقیه‌اش را شما بنویس.» ما هم برداشتیم چند خطی ذیلِ آن نامه نوشتیم و [آن را] فرستادند اینجا. یک خرده دربارۀ این نامه حرف منتشر شده بود. نمی‌دانم از رفقا کسی یادش هست یا نه. آنی که من در آنجا نوشته بودم، به نظرم می‌آید این [بود] که: «آنچه را که من مشاهده می‌کنم از این آمدورفت‌ها و حرکت‌ها و آمدن به مدینه و مکه و برگشت و اینها، تمامِ اینها مقدمۀ برای شناخت و معرفتِ ولیّ است و بدونِ اینها هیچ نتیجه‌ای ندارد! و همۀ اثر از آثارِ آن مسئله است.» بعد ظاهراً این نامه را به مشهد فرستاده بودند. حالا عبارت‌ها به این مضمون بود، ولی شاید غیر از این هم چیزِ دیگر در آن بود.

/