
علو مقام و عجایب نفس انسانى
اثبات برتری انسان بر ملائکه و ظرفیت بینهایت نفس برای لقاء الله
تبیین مقام والای انسان در نظام هستی، موضوع اصلی هفتمین سخنرانی از مجموعۀ تفاسیر آیه نور علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) است که در ٦ شعبان، سال ١٣٩٦ در جمع مشتاقان ارائه شده است. حضرت استاد در ابتدا با استفاده از آیاتی که انسان را خلیفة الله و مسجود فرشتگان معرفی کرده و آیاتی که میفرماید تمام آسمانها و زمین برای او و مسخّر او آفریده شده است، بر برتری ذاتی انسان حتی بر ملائکۀ الهی استدلال میکند. در ادامه با استناد به کلام بزرگانی چون ملاصدرا و ابن سینا، نفس ناطقه انسانی به عنوان یک حقیقت وجودی با ظرفیت بینهایت (سعۀ وجودی) معرفی میشود که برخلاف سایر موجودات (حتی فرشتگان)، قادر است تمام مراتب هستی، از اسفل السافلین تا اعلی علیین را در خود جمع کند. به همین دلیل، نفس انسان «آیۀ کبری» و آیینۀ تمامنمای الهی است که از طریق تهذیب و عبودیت، میتواند به مقام فنای کامل در ذات پروردگار نائل شود.
علو مقام و عجایب نفس انسانى
6امّا آن کسی که بیاید جلو و دیگر نگاه به آیینه نکند، به سراپای خودِ این شخصی که در وسط ایستاده نگاه کند، او باید دیدش آنقدر قوی باشد که بتواند این شخص را بدون آیینه ببیند؛ چون دیدن آن شخص بدون آیینه خیلی مشکل است! انسان در روز نمیتواند آفتاب را ببیند؛ آفتاب را در آب میبینند. هر کسی میخواهد آفتاب را ببیند در آب میبیند؛ چون آب مقداری از نور آفتاب را منکسر میکند و میشکند و لذا انسان میتواند آفتاب را در آب ببیند.
حالا اگر کسی توانست در روز آفتاب را ببیند، و اگر کسی توانست آن انسانِ وسط را بدون آیینه ببیند، و اگر کسی توانست یک چراغی بیندازد و آن تاریکی را روشن کند و فیل را ببیند، آن دیگر این قِسم تعریف نمیکند، و نمیگوید: مثل ناودان است و مثل ستون است و مثل بادبزن است؛ و اینها همه حرف است آقا! اینها همه از جنبهای هم درست گفتند، البتّه فیل مثل بادبزن است امّا نه خود فیل؛ گوشی دارد که به بادبزن شبیه است؛ و الاّ خود فیل کجا با بادبزن مناسبت دارد؟! یا فیل ستون نیست، یا فیل ناودان نیست، اینها نیست؛ یک موجود دیگر است، یک نَفْسی دارد، یک آرزوئی دارد، یک مبدئی دارد، یک مُنتهایی دارد، یک غذای خاصّی دارد، یک نکاحی دارد، یک تنفّسی دارد، یک غضبی دارد، یک عاطفهای دارد؛ کجا با دست کشیدن به پشت فیل، انسان میتواند از احساسات و غرائز و از صفاتی که در اوست، علم و خبر پیدا کند؟!
عبارت متین یعقوب بن اسحاق کندی
یکی از حکمای خیلی سابقین، ظاهراً در قرن سوّم است، یک عبارت خیلی خوبی دارد! یعقوب بن اسحاق کِندی است که او را «فیلسوفُ العرب» میگویند، او میگوید:
”إذا کانَت العِلّةُ مُتَّصِلَةً بِنا مُفیضَةً عَلَینا و کُنّا غیرَ مُتّصِلینَ به إلّا مِن جَهَةٍ، فیُمکِنُ لنا مُلاحَظتُه بقَدرِ ما یُمکِنُ لِلمُفاضِ عَلَیه أن یُلاحِظَ المُفیض؛ فیَجِبُ أن لا نَنسِبَ قَدرَ إحاطَتِه بِنا بقَدرِ مُلاحَظَتِنا له لِأنّها أغزَرُ و أوفَرُ و أشَدُّ استِغراقًا.“1
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این کلام به معاد شناسی، ج ٤، ص ٢٨٠؛ توحید علمی و عینی، ص ٢٥١؛ الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، طبع سنگی، ج ١، ص ٢٦؛ طبع حروفی، ج ١، ص ١١٤، مراجعه شود. (محقّق)
