اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خود را بشناس تا خدا را بشناسى

شرح حدیث «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه» و راه تحصیل آن

0
جلسات

این سخنرانی به تفصیل، راه «معرفت نفس» (خودشناسی) را به عنوان برترین مسیر خداشناسی معرفی می‌کند. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) در هشتمین جلسه از سلسله مباحث تفسیر آیه نورکه در ١٣ شعبان سال ١٣٩٦ قمری ایراد شده است با استناد به حدیث مشهور «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه» و روایات متعدد دیگر، اثبات می‌کند که این حدیث به معنای امکان و ضرورت خودشناسی است. ایشان با استفاده از منطق و استناد به آیه {نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ}، نشان می‌دهند که شناخت نفس و شناخت رب، پیوندی جدایی‌ناپذیر دارند و راه حقیقی تحصیل معرفت نفس، تزکیه و درک فقر ذاتی انسان است. سخنران با تمثیل نور خورشید و زمین، بیان می‌کنند که تمام کمالات انسان (علم، قدرت، حیات) عاریه‌ای و پرتوی از صفات الهی است. همان‌طور که با غروب خورشید، تاریکی ذاتی زمین آشکار می‌شود، با مرگ نیز خداوند این انوار را بازپس می‌گیرد. درک عمیق این نیازمندی، عینِ شناخت خداوندِ غنی و همه چیز است.

خود را بشناس تا خدا را بشناسى

6
  • در مقدمه این کتاب می‌گوید:

  • ”فَإنَّ مَعرفةَ النّفس و أحوالَها أمُّ الحکمةِ و أصلُ السَّعادةِ، و لاَ یَصِلُ إلَی دَرَجَةِ أَحَدٍ مِن الحُکَماء مَن لاَ یُدرِکُ تَجَرُّدَها و بَقائَها عَلَی الیَقین، کَإخوانِ جالینوس و إن ظَنَّهُمُ الجاهِلونَ حکیمًا، و کَیفَ صارَ الرَّجُلُ مَوثوقًا بِهِ فی مَعرِفَةِ شَیءٍ مِنَ الأَشیاءِ بَعدَ ما جَهِلَ بِنفسه؟ کَما قال أَرَسطاطالیس: «إنَّ مَن عَجَزَ عَن مَعرفةِ نفسِهِ فَأَخلَقُ بِأَن یَعجِزَ عَن مَعرفةِ خالِقِه، فَإنَّ مَعرفتَها ذاتًا و صِفَةً و أَفعالًا مِرقاةٌ إلی مَعرفَةِ بارِئِها ذاتًا و صِفَةً و أَفعالًا، لِأَنَّها خُلِقَت عَلی مِثالِهِ، فَمَن لا یَعرِفُ علمَ نفسِهِ لا یَعرِفُ علمَ بارئِهِ.»“1

  • می‌گوید: «معرفت نفس و احوال نفس، اُمّ حکمت و اصل سعادت است؛ و به درجۀ احدی از حکماء نمی‌رسد آن کسی که تجرّد نفس و بقاء این نفس را درک نکرده و به این معنا یقین پیدا نکرده باشد؛ مثل برادران جالینوس؛ (چون جالینوسِ حکیم در تجرّدِ نفس شک داشت و لذا می‌گوید: جالینوس را اصلاً از حکماء نباید شمرد) و اگر چه جاهلون آنها را حکیم می‌دانند! چگونه ممکن است مردی در معرفتِ شیئی از اشیاء، مورد وثوق باشد، امّا به نفس خودش جاهل باشد؟! کما اینکه ارسطو می‌گوید:

  • ”آن کسی‌که از معرفتِ نفس خود عاجز است سزاوارتر است به اینکه از معرفت خالقش عاجز باشد؛ چرا؟ چون معرفت نفس ذاتاً و صفتاً و افعالاً، نردبان است برای معرفت خدا و باری تعالی ذاتاً و صفتاً و افعالاً؛ چون نفس بر مثال خدا خَلق شده است، پس آن کسی‌که معرفت نفس نداشته باشد، معرفت بارئِ خود و خدای خود و ربّ خود را ندارد.“»

  • ای شده در نهاد خود عاجز***کی شناسی خدای را، هرگز
  • تو که در علم خود زبون باشی***عارف کردگار چون باشی؟2
  • بعد ملاّصدرا می‌فرماید:

  • ”و فی الحَدیثِ المَروِیّ عَن سَیّدِ الأَولیاء: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه» إیماءٌ إلَی هذا المعنَی؛ یعنی: مَن لَم یَعرِف نَفسَهُ لَم یَعرِف رَبَّهُ؛ و قولُهُ تَعالی فی ذِکرِ الأَشقیاءِ البُعَداء عَن رَحمَتِهِ﴿نَسُواْ ٱللَهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾ بِمَنزِلَةِ عَکسِ نَقیضٍ لِتِلکَ القَضِیَّة، إذ تَعلیقُهُ جَلَّ و عَلا، نِسیانَ النَّفس بِنِسیانِ رَبِّها، تَنبیهٌ لِلمُستبصِرِ الزَّکیِّ علی تَعَلُّق تَذَکُّرِهِ بِتذکُّرِها و مَعرِفَتِهِ بِمَعرِفَتِها.“

    1. المبدأ و المعاد، صدرالمتألّهین، ص ٦.
    2. همان مصدر.