
بحثى شیوا پیرامون صفات جمال و جلال
آیا انسان میتواند به مقام اسماء و صفات کلّیه الَهیّه برسد. توضیحی پیرامون صفات جمال و جلال الَهی. چرا بین انسان و پروردگار حجاب است. حجاب همان تعیّن موجودات است. فاصله بین انسان و بین پروردگار حجابِ خودیّت و موجودیّت است. توضیحی پیرامون صفات ثبوتی و سلبی پروردگار. کلام مرحوم ملا صدرا در صفات ثبوتیّه و سلبیّه. پاسخ مرحوم علاّمه طهرانی به کلام صدر المتألهین در باب صفات ثبوتیّه و سلبیّه. کلام حاجی سبزواری در اینکه: جلال، سلبِ سلب است. جواب مرحوم علامه طهرانی به حاجی سبزواری. در سینۀ کافر تعیّنات و بدبختیها باعث زیادی دورباش از حریم قدس شدهاند. پروردگار جمیل است و جمالش عین جلالش است.
بحثى شیوا پیرامون صفات جمال و جلال
4من باب مثال: شاگردی که مدرسه میرود و الفبا یاد میگیرد این الف و باء، جمال برای اوست چون قابل درک است؛ امّا علم استادش برای او قابل درک نیست، علم استادش برای او جلال است؛ یعنی این به علم استاد نمیتواند راه پیدا کند، علم استاد همان علم است منتهَی در درجۀ قویتر و عالیتر.
کسی که یک درهم دارد و با یک درهم سر و کار دارد، برای او جمال است؛ ولیکن همین شخص که یک درهم برای او جمال است اگر کس دیگری صد درهم، یا هزار درهم، یا یک میلیون درهم داشته باشد ولی او قابلِ دارائیِ یک میلیون درهم نباشد، آن مقدارِ از درهم نسبت به این جلال است؛ یعنی: به یک میلیون درهم نمیتواند برسد. و اگر به او خبر بدهند که آقا یک میلیون تومان از زید به شما ارث رسید از خوشحالی فوراً سکته میکند؛ یعنی: وجودش طاقتِ تحمّل مالکیّت این مقدار را ندارد.
در اسماء و صفات پروردگار همینطور است. خدا که دو قِسم رحمت، دو قسم علم، دو قسم حیات، دو قسم قدرت، و دو قسم صفات دیگری که از این صفات متفرّع و منشعب میشود، ندارد؛ امّا همان صفات در قوالبِ عالمِ امکان و ماهیّات که کینونیّتِ وجودی او را تشکیل داده، برای آن ماهیّت جمال است؛ همان در مرتبۀ عالی برای این ماهیّت جلال است؛ یعنی: به این ماهیّت میگوید تو حقِّ جلو آمدن نداری، و اگر در آنجا بروی میسوزی.
شخصی که میتواند یک گُل آتش را در کف دست خود نگه دارد و این مقدار طاقت دارد، خود را در آتش نمیتواند بیندازد و سر و پای خود را بسوزاند؛ با اینکه هر دو آتش است امّا این مقدار قابل تحمّل است و همین در مرتبۀ عالیتر و شدیدتر، قابل تحمّل نیست.
پس معنی صفات جمال و جلال خدا را فهمیدیم. اینکه میگوید:
﴿تَبَٰرَكَ ٱسۡمُ رَبِّكَ ذِي ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ﴾1 در آیۀ قرآن مجید آمده؛ معنایش این نیست که از ذات پروردگار، دو صفت متضادّ، یکی به نام جمال و یکی به نام جلال، ترشّح میکند و در مقام تعیّن، متعیّن میشود؛ خدا اوّلین اسمی که دارد همان اسم «هُو» یا اسم «أحد» یا اسم «حیّ» است و از آن اسم «عالم» و «قادر» و سایر صفات منشعب میشود.
- سوره الرّحمن (٥٥) آیه ٧٨.
