اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل صفات جمال و جلال الهی و نقش آن در معرفت و سلوک انسان

شناخت مراتب ظهور اسماء الهی و رفع حجاب خودیّت در مسیر لقاء پروردگار

0
جلسات

شرح حقیقت صفات جمال و جلال الهی موضوع دهمین جلسه از سلسله مباحث تفسیر سورۀ نور است که در سه شنبه، ٢٧ شعبان، سال ١٣٩٦ هجری قمری توسط علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) ایراد شده است. حضرت استاد نشان می‌دهند که جلال و جمال تعابیری متفاوت از یک حقیقت واحدند. صفات جمال همان مراتب قابل درک از وجود، علم، قدرت و حیات خداوند است، در حالی که صفات جلال، مراتب عالی‌تر و غیرقابل ادراک می‌باشند. ایشان می‌فرمایند حجاب میان انسان و خداوند نه امری وجودی، بلکه همان تعیّن و خودیّت انسان است که مانع شهود الهی می‌شود. استاد با استناد به آیات قرآن و روایات، از جمله فرمایشات امام صادق(ع) و امیرالمؤمنین(ع)، حقیقت «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز» را تبیین کرده و راه وصول به مقام لقاء را در فنا از حدود ماهوی می‌دانند. در پایان نقدی دقیق بر دیدگاه ملاصدرا و حاجی سبزواری درباره صفات سلبی و ثبوتی الهی ارائه می‌کنند.

تحلیل صفات جمال و جلال الهی و نقش آن در معرفت و سلوک انسان

6
  • چرا بین انسان و پروردگار حجاب است؟

  • حالا بیاییم سرِ این مسأله که چرا بین انسان و بین پروردگار حجاب هست؟ و اصلاً حجاب و سِتر چیست؟

  • می‌بینیم که بین ما و خورشید ستر و حجابی نیست. ضعفِ بصرِ ما، حجابِ بین ما و خورشید است که نمی‌توانیم آن مرتبۀ عالیِ از نور را درک کنیم؛ غیر از این چیزی نیست و اگر ما ضعف بصر و دیدۀ خود را تبدیل به قوّت کنیم، می‌توانیم خورشید را ببینیم؛ در این که شکّی نیست. اگر کسی چشم خود را تقویت کند، سُرمه‌های خاصّی بکشد، یا معروف است می‌گویند هلیله بخورد ـ روزها، صبح‌های ناشتا، به ترتیب خاصّی ـ این می‌تواند آن‌قدر چشم خود را قویّ کند تا خورشید را در روز کاملاً ببیند و چشم او هم آزرده نشود.

  • پس بنابراین افرادی که خورشید را نمی‌بینند، حجاب بین آنها و خورشید ضعف بصر و دید آنهاست، و الاّ حجابی بین چشم ما و بین خورشید وجود ندارد، نه پرده‌ای کشیده شده، نه یک طبقه‌ای از آسمان می‌گوید که من نمی‌گذارم شما خورشید را ببینید، و نه یک ابر غلیظی می‌گوید هر وقت تو بخواهی خورشید را ببینی من مانع می‌شوم، یا خورشید از خودش یک موجی بیرون می‌دهد که ضدِّ نور است، و به انسان می‌گوید حقِّ دیدن خورشید را نداری؛ هیچ این حرف‌ها نیست، خورشید فقط نور می‌دهد و بس؛ آن مقدار از نورِ خورشید را که ما درک می‌کنیم جمال می‌شود، بالاتر را درک نمی‌کنیم جلال می‌شود. علّت اینکه آن مقدار نور خورشید وافر و شدید را درک نمی‌کنیم، آن شدّت نور نیست، علّتش ضعف بصر ماست که نمی‌تواند آن مقام جلال و شدّت را درک کند؛ پس حجاب و ستر در مقابل صفات خورشید امر عدمی است نه وجودی، که ما بگوییم از خورشید نور و حجاب یا نور و پرده بیرون می‌آید.

  • حجاب یعنی تعیّن موجودات

  • پروردگار علیّ أعلیٰ دارای صفات جمال و جلال است همین‌طوری که تشریح شد؛ و جلال نسبت به آن موجوداتی که آن مرتبه را نمی‌توانند درک کنند، تحقّق دارد و الاّ پروردگار در ذات خودش برای خودش که جلال ندارد، برای خودش که حجاب ندارد، و در آنجا عنوان جمال و جلال نیست؛ برای اعتبارات و سلسلۀ درجات موجودات هست که این دو قسم از اسماء و صفاتِ پروردگار را، به جمیل یا جلیل یا ذوالجلال قسمت کردیم! علّت اینکه ما نمی‌توانیم آن معدن عظمت و نور را درک کنیم ضعف بصر ماست، و ضعف بصر ما امر عدمی است؛ پس حجاب امر عدمی است. اگر همین امر عدمی، یعنی همین وجودِ ضعیف چشم، آن امر عدمی‌اش از بین برود و آن ماهیّت شکسته بشود و وجود قویّ بشود، می‌تواند درک کند. این مسأله درست شد؟ این راجع به صفات جمال و جلال پروردگار، و راجع به حجابی که آن حجاب همان تعیّن موجودات است.