
تحلیل صفات جمال و جلال الهی و نقش آن در معرفت و سلوک انسان
شناخت مراتب ظهور اسماء الهی و رفع حجاب خودیّت در مسیر لقاء پروردگار
شرح حقیقت صفات جمال و جلال الهی موضوع دهمین جلسه از سلسله مباحث تفسیر سورۀ نور است که در سه شنبه، ٢٧ شعبان، سال ١٣٩٦ هجری قمری توسط علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) ایراد شده است. حضرت استاد نشان میدهند که جلال و جمال تعابیری متفاوت از یک حقیقت واحدند. صفات جمال همان مراتب قابل درک از وجود، علم، قدرت و حیات خداوند است، در حالی که صفات جلال، مراتب عالیتر و غیرقابل ادراک میباشند. ایشان میفرمایند حجاب میان انسان و خداوند نه امری وجودی، بلکه همان تعیّن و خودیّت انسان است که مانع شهود الهی میشود. استاد با استناد به آیات قرآن و روایات، از جمله فرمایشات امام صادق(ع) و امیرالمؤمنین(ع)، حقیقت «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز» را تبیین کرده و راه وصول به مقام لقاء را در فنا از حدود ماهوی میدانند. در پایان نقدی دقیق بر دیدگاه ملاصدرا و حاجی سبزواری درباره صفات سلبی و ثبوتی الهی ارائه میکنند.
تحلیل صفات جمال و جلال الهی و نقش آن در معرفت و سلوک انسان
9فاصله بین انسان و بین پروردگار: حجابِ خودیّت و موجودیّت
بنابراین محصّل مطلب این است که آنچه بین انسان و بین پروردگار فاصله است همان حجابِ خودیّت و موجودیّت است، اگر حجابِ موجودیّت از بین برود، هیچ حجابی نیست.
تو آن گنجی که از چشم دو عالَم *** شدی مستور در ویرانۀ دل * * *
روی تو ظاهر است به عالم، نهان کجاست *** گر او نهان بوَد به جهان، خود عیان کجاست؟ عالم شده است مَظهَر حسن و جمال او *** ای جان بگو که مظهَر جان و جهان کجاست؟ * * *
یاریست مرا ورای پرده *** حُسن رخ او سزای پرده خوب میگوید، میگوید: من یاری دارم که پشت پرده است، او اینقدر زیباست که تمام موجودات نمیتوانند او را ببینند، باید از پشت پرده ببینند؛ این پرده همین تعیّناتِ موجودات است.
یاریست مرا ورای پرده *** حُسن رخ او سزای پرده عالم همه پردۀ مصوّر *** اشیاء همه نقشهای پرده این پرده مرا ز تو جدا کرد *** این است خود اقتضای پرده نی نی که میان ما جدائی *** هرگز نکند غِطای پرده1 * * *
أ کُئُوسٌ تَلَألَأَت بِمُدام *** أم شُموسٌ تَهلَّلَت بِغَمام از صفای می و لطافت جام *** به هم آمیخت رنگ جام و مدام همه جام است و نیست گوئی می *** یا مدام است و نیست گوئی جام2 باید چه کار کرد؟ باید تعیّن را از بین برد. کسی که میخواهد به مقام معرفت پروردگار برسد باید نگاه به تعیّن نکند، نگاه به هستی نکند، باید از هر کاری که او را به تعیّن و هستی، مثل: ربا خوردن، قمار کردن، شراب خوردن، شهوترانی کردن، عبودیّتِ غیر خدا کردن، خود را زیر یوغِ فرمان غیر خدا قرار دادن؛ نزدیک میکند و از عالم اطلاق دور میکند، بیرون بیاید؛ تا عبودیّت پروردگار را پیدا کند که در این صورت آن موجودیّت و حدِّ ماهوی او از بین میرود و به عالم اطلاق و سعه نزدیک میشود.
- مفاتیح الإعجاز، ص ٥٣.
- مجموعه آثار فخرالدین عراقی.
