
تحلیل صفات جمال و جلال الهی و نقش آن در معرفت و سلوک انسان
شناخت مراتب ظهور اسماء الهی و رفع حجاب خودیّت در مسیر لقاء پروردگار
شرح حقیقت صفات جمال و جلال الهی موضوع دهمین جلسه از سلسله مباحث تفسیر سورۀ نور است که در سه شنبه، ٢٧ شعبان، سال ١٣٩٦ هجری قمری توسط علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) ایراد شده است. حضرت استاد نشان میدهند که جلال و جمال تعابیری متفاوت از یک حقیقت واحدند. صفات جمال همان مراتب قابل درک از وجود، علم، قدرت و حیات خداوند است، در حالی که صفات جلال، مراتب عالیتر و غیرقابل ادراک میباشند. ایشان میفرمایند حجاب میان انسان و خداوند نه امری وجودی، بلکه همان تعیّن و خودیّت انسان است که مانع شهود الهی میشود. استاد با استناد به آیات قرآن و روایات، از جمله فرمایشات امام صادق(ع) و امیرالمؤمنین(ع)، حقیقت «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز» را تبیین کرده و راه وصول به مقام لقاء را در فنا از حدود ماهوی میدانند. در پایان نقدی دقیق بر دیدگاه ملاصدرا و حاجی سبزواری درباره صفات سلبی و ثبوتی الهی ارائه میکنند.
تحلیل صفات جمال و جلال الهی و نقش آن در معرفت و سلوک انسان
4من باب مثال: شاگردی که مدرسه میرود و الفبا یاد میگیرد این الف و باء، جمال برای اوست چون قابل درک است؛ امّا علم استادش برای او قابل درک نیست، علم استادش برای او جلال است؛ یعنی این به علم استاد نمیتواند راه پیدا کند، علم استاد همان علم است منتهَی در درجۀ قویتر و عالیتر.
کسی که یک درهم دارد و با یک درهم سر و کار دارد، برای او جمال است؛ ولیکن همین شخص که یک درهم برای او جمال است اگر کس دیگری صد درهم، یا هزار درهم، یا یک میلیون درهم داشته باشد ولی او قابلِ دارائیِ یک میلیون درهم نباشد، آن مقدارِ از درهم نسبت به این جلال است؛ یعنی: به یک میلیون درهم نمیتواند برسد. و اگر به او خبر بدهند که آقا یک میلیون تومان از زید به شما ارث رسید از خوشحالی فوراً سکته میکند؛ یعنی: وجودش طاقتِ تحمّل مالکیّت این مقدار را ندارد.
در اسماء و صفات پروردگار همینطور است. خدا که دو قِسم رحمت، دو قسم علم، دو قسم حیات، دو قسم قدرت، و دو قسم صفات دیگری که از این صفات متفرّع و منشعب میشود، ندارد؛ امّا همان صفات در قوالبِ عالمِ امکان و ماهیّات که کینونیّتِ وجودی او را تشکیل داده، برای آن ماهیّت جمال است؛ همان در مرتبۀ عالی برای این ماهیّت جلال است؛ یعنی: به این ماهیّت میگوید تو حقِّ جلو آمدن نداری، و اگر در آنجا بروی میسوزی.
شخصی که میتواند یک گُل آتش را در کف دست خود نگه دارد و این مقدار طاقت دارد، خود را در آتش نمیتواند بیندازد و سر و پای خود را بسوزاند؛ با اینکه هر دو آتش است امّا این مقدار قابل تحمّل است و همین در مرتبۀ عالیتر و شدیدتر، قابل تحمّل نیست.
پس معنی صفات جمال و جلال خدا را فهمیدیم. اینکه میگوید:
﴿تَبَٰرَكَ ٱسۡمُ رَبِّكَ ذِي ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ﴾1 در آیۀ قرآن مجید آمده؛ معنایش این نیست که از ذات پروردگار، دو صفت متضادّ، یکی به نام جمال و یکی به نام جلال، ترشّح میکند و در مقام تعیّن، متعیّن میشود؛ خدا اوّلین اسمی که دارد همان اسم «هُو» یا اسم «أحد» یا اسم «حیّ» است و از آن اسم «عالم» و «قادر» و سایر صفات منشعب میشود.
- سوره الرّحمن (٥٥) آیه ٧٨.
