
مفاسد علماى سوء و حرمت تبعیت از آنها
سومین سخنرانی از مجموعۀ «سالک آگاه»، که توسط حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به مناسبت ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام ایراد شده است، به شرح تفصیلی حدیثی مهم از ایشان در مورد صفات علمای سوء و حرمت تبعیت عوام از آنها، میپردازد. امام صادق علیهالسلام در این روایت توضیح میدهند که عوام یهود به این دلیل مذمت شدند که با وجود مشاهدۀ فسق آشکار، دروغگویی، دنیاطلبی و تعصب شدید در علمایشان، باز هم کورکورانه از آنها پیروی کردند و از معرفت قلبی خود بهره نبردند. سپس امام این حکم را به امت اسلام نیز تعمیم میدهند و تأکید میکنند که عوام شیعه نیز اگر از فقیهی که آشکارا فاسق، دنیاطلب و اسیر هوای نفس است پیروی کنند، مانند همان قوم یهود مذموم خواهند بود. در مقابل، تقلید تنها از فقیهی جایز است که صیانت نفس دارد، حافظ دین است، با هوای نفس خود مخالفت میکند و مطیع امر مولای خویش است.
مفاسد علماى سوء و حرمت تبعیت از آنها
10و آنها به عوامشان به خلاف میگفتند: آن پیغمبری که موسی گفته است، بعد از پانصد سال دیگر خواهد آمد.»
بقای ریاست بر مردم و رهایی از اطاعت پیغمبر و امیرالمؤمنین، علّت انکار علمای یهود
چرا علمای یهود این کار را میکنند؟! با اینکه خودشان میدانند، چرا این کار را میکنند؟!
و إنّما أرادوا بِذَلِک أن تَبقیٰ لهم عَلیٰ ضُعَفائِهم ریاستُهم، و تدومَ لهم إصاباتُهم، و یَکُفّوا أنفسَهم مَئونَةَ خدمةِ رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و خدمةِ علیٍّ علیه السّلام و أهلِ بیته و خاصَّته؛
«علمای یهود که پیغمبر را انکار میکنند و به عوامشان این مطالب را میگویند، برای دو جهت است:
جهت اوّل این است که: ریاستشان بر ضعفای خودشان باقی باشد.»
ریاست میکند دیگر! میگوید: من عالم هستم و بر شما هم ریاست دارم. ریاست او متوقّف است بر اینکه پیغمبر را معرّفی نکند؛ چون اگر پیغمبر را معرّفی کند، دیگر خودش کنار میرود و دیگر خودش رئیس نمیشود، پیغمبر رئیس میشود و خودش و سایر افراد باید از پیغمبر تبعیت کنند، ولی این نمیخواهد از کرسی ریاست خود بگذرد!
و إنّما أرادوا بذلک أن تَبقیٰ لَهم عَلی ضُعَفائهم ریاستُهم، و تدومَ لهم إصاباتُهم؛
«میخواهد ریاستشان بر ضعفایشان باقی بماند، و إصاباتی که از ضعفا به آنها میرسد، دوام داشته باشد.»
«إصابه» یعنی بهره. بهرهای که میبرد، پولی که میگیرد، نذری و نیازی که میآورند، کلّهقندی که میآورند، آش رشتهای که میآورند، کاسۀ نباتی که میآورند، هدیهای که میآورند، گوسفند میآورند، قربانی میکنند و... میخواهند اینها همیشه و دائماً باشد؛ امّا اگر بگویند این پیغمبر آخر الزمان است، همۀ اینها بریده میشود، دیگر هیچ خبری نیست! این جهت و فایدۀ اول.
«جهت و فایدۀ دوّم اینکه: اگر اینها بگویند: این پیغمبر حق است، باید مانند سایر مسلمین از پیغمبر تبعیّت کنند، باید بیایند و به پیغمبر خدمت کنند.»
باید به مسجد بیایند، باید به جهاد بیایند، باید روزه بگیرند و نماز بخوانند، و هزار زحمت و مصیبت دارد؛ و اینها نمیخواهند از آن آقایی و شخصیّتی که یک عمر کسب کردهاند، حالا پایینتر بیایند و به پیغمبر و امیرالمؤمنین و اهل بیت و خواصّ پیغمبر خدمت کنند.
