اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفاسد علماى سوء و حرمت تبعیت از آنها

0
سالک آگاه
جلسات

سومین سخنرانی از مجموعۀ «سالک آگاه»، که توسط حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به مناسبت ولادت امام حسن عسکری علیه‌السلام ایراد شده است، به شرح تفصیلی حدیثی مهم از ایشان در مورد صفات علمای سوء و حرمت تبعیت عوام از آنها، می‌پردازد. امام صادق علیه‌السلام در این روایت توضیح می‌دهند که عوام یهود به این دلیل مذمت شدند که با وجود مشاهدۀ فسق آشکار، دروغ‌گویی، دنیاطلبی و تعصب شدید در علمایشان، باز هم کورکورانه از آنها پیروی کردند و از معرفت قلبی خود بهره نبردند. سپس امام این حکم را به امت اسلام نیز تعمیم می‌دهند و تأکید می‌کنند که عوام شیعه نیز اگر از فقیهی که آشکارا فاسق، دنیاطلب و اسیر هوای نفس است پیروی کنند، مانند همان قوم یهود مذموم خواهند بود. در مقابل، تقلید تنها از فقیهی جایز است که صیانت نفس دارد، حافظ دین است، با هوای نفس خود مخالفت می‌کند و مطیع امر مولای خویش است.

مفاسد علماى سوء و حرمت تبعیت از آنها

14
  • «حضرت صادق علیه السّلام می‌فرمایند:

  • عوام یهود علمایشان را می‌شناختند که آنها دروغ می‌گویند، علمایشان دروغ صریح می‌گویند،

  • (می‌دیدند این عالم در اینجا دروغ گفته است، با این حال دنبالش می‌رفتند. مگر این عالم واسطۀ تو و خدا نیست، اگر یک دروغ از او شنیدی، دومرتبه نمی‌توانی دنبالش بروی و او را حجّت بین خود و خدا قرار بدهی. او حجّت بین تو و بین شیطان خواهد بود!)

  • عوام یهود علمای خودشان را به کذب صریح و به أکلِ حرام می‌شناختند، مال حرام می‌خوردند و رشوه می‌گرفتند، و احکام را از حق و واقعش تغییر می‌دادند. روی مصلحت‌هایی که به وضع شخصی آنها و موقعیّت آنها می‌افزود، حرام را حلال، و حلال را حرام می‌کردند. و بعضی‌ها آنها را در امری شفیع و واسطه قرار می‌دادند و آنها به واسطۀ آن شفاعت، حکم خدا را تغییر می‌دادند، مسامحه می‌کردند، پایین می‌آمدند، مداهنه می‌کردند، سست می‌گرفتند، و به بعضی از عنایات و جهات، حکم خدا را تغییر می‌دادند.

  • عوام یهود می‌فهمیدند که علمایشان این‌طور هستند و این را درک می‌کردند. 

  • (حالا عوام یهود از تورات خبر ندارد و از واقع صفات پیغمبر که در تورات است خبر ندارند؛ امّا آیا این را هم نمی‌فهمد که این آدم دروغ‌گویی است و این کار و آن کار را کرده است؟! اینها را می‌فهمیدند!)

  • و علاوه بر این می‌فهمیدند که این علمایشان یک تعصّب شدیدی دارند که به واسطۀ آن تعصّب شدید دینشان را زیر پا می‌گذارند. (وقتی آن تعصّب گُل می‌کند و آن حمیّت جاهلیّت بروز می‌کند، دیگر دقّت به امر دین ندارد که کلامشان جزء دین محسوب شود؛ می‌گوید: آن مرام و عقیده و کلام من باید به کرسی بنشیند!) 

  • این جهت دوّم.

  • جهت سوّم: عوام یهود می‌دانستند که این علما وقتی بر علیه کسی تعصّب پیدا می‌کنند و با کسی بد می‌شوند، ریشۀ او را می‌کنند و نمی‌گذارند حقوق واجبۀ او به او برسد؛ و به کسی که نظر مرحمت دارند، بیش از مقدار او به او می‌دهند و به او بیشتر عنایت می‌کنند و بیشتر دست بر سر او می‌کشند و بیشتر از اموال به او می‌دهند؛ از اموال کی؟! از اموال افرادی که باید این اموال به آنها برسد، امّا به ظلم و عدوان به شخصی می‌دهند که از اطرافیان خودشان است؛ به آنها ظلم می‌کنند برای رسیدگی به کسانی که با اینها رفاقت دارند.