
مفاسد علماى سوء و حرمت تبعیت از آنها
سومین سخنرانی از مجموعۀ «سالک آگاه»، که توسط حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به مناسبت ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام ایراد شده است، به شرح تفصیلی حدیثی مهم از ایشان در مورد صفات علمای سوء و حرمت تبعیت عوام از آنها، میپردازد. امام صادق علیهالسلام در این روایت توضیح میدهند که عوام یهود به این دلیل مذمت شدند که با وجود مشاهدۀ فسق آشکار، دروغگویی، دنیاطلبی و تعصب شدید در علمایشان، باز هم کورکورانه از آنها پیروی کردند و از معرفت قلبی خود بهره نبردند. سپس امام این حکم را به امت اسلام نیز تعمیم میدهند و تأکید میکنند که عوام شیعه نیز اگر از فقیهی که آشکارا فاسق، دنیاطلب و اسیر هوای نفس است پیروی کنند، مانند همان قوم یهود مذموم خواهند بود. در مقابل، تقلید تنها از فقیهی جایز است که صیانت نفس دارد، حافظ دین است، با هوای نفس خود مخالفت میکند و مطیع امر مولای خویش است.
مفاسد علماى سوء و حرمت تبعیت از آنها
7این روایت را که امروز در تفسیر: ﴿وَمِنۡهُمۡ أُمِّيُّونَ لَا يَعۡلَمُونَ ٱلۡكِتَٰبَ﴾.1 برای شما میخوانم، مرحوم شیخ انصاری در باب ظَن، در حجّیت خبر واحد ذکر میکند و میگوید:
«آثار صدق و واقعیّت از مضامین این روایت مشهود است.»2
روایت، روایت عجیبی است و من این روایت را از اصلِ سند آن برای شما نقل میکنم. اصلِ سند این روایت در احتجاج شیخ طبرسی، در احوالات حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام است که با سند متّصل خود، این روایت را از آن حضرت ذکر میکند. حالا روایت را خوب گوش کنید تا ما برسیم به استشهاد حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام از حضرت امام صادق علیه السّلام راجع به «فأمّا مَن کان مِن الفقهاء»
و بالإسناد الّذی مضیٰ ذکرُه عن أبیمحمّدٍ العسکریِّ علیه السّلام فی قوله تعالی: ﴿وَمِنۡهُمۡ أُمِّيُّونَ لَا يَعۡلَمُونَ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّآ أَمَانِيَّ﴾؛3
میگوید:
«با همان سندهایی که سابقاً ذکر شد، این روایت منتهی میشود به حضرت أبیمحمّد العسکری علیه السّلام در تفسیر آیۀ شریفه: ﴿وَمِنۡهُمۡ أُمِّيُّونَ لَا يَعۡلَمُونَ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّآ أَمَانِيَّ﴾.
در معانی أُمّی و أَمانیّ
این آیه راجع به یهود است که میفرماید:
جماعتی از آنها اُمّی و درسنخوانده هستند، عالم نیستند و سواد ندارند، طبقۀ عامّۀ مردم هستند و از کتاب خدا و تورات هیچ خبری ندارند الاّ یک خیالات و آرزوهایی که علمای آنها به آنها گفتند، و آنان هم به آن خیالات و اوهام دلبستگی پیدا کردند، و از روی تلقین باطلی که علما به آنها دادند، آن را کتاب خدا و تورات شمردند.
حضرت در ﴿وَمِنۡهُمۡ أُمِّيُّونَ لَا يَعۡلَمُونَ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّآ أَمَانِيَّ﴾ میفرماید:
«إنّ الأُمِّیَّ منسوبٌ إلی أُمّه، أی: هو کما خرَج مِن بَطْن أُمِّه، لا یَقرَأُ و لا یَکتُبُ»؛
«﴿أُمِّيُّونَ﴾»: یعنی مادریها، اُمّ: یعنی مادر، اُمّی: یعنی کسی که سوادش همان قدر است که از شکم مادرش بیرون آمده، چیزی نخوانده، یاد نگرفته، مطالعه نکرده، بحث نکرده است.»
اُمّی این درسنخواندههایی هستند که:
«لا یَعلَمونَ الکتابَ المُنزَلَ مِن السّماءِ و لا المُتکذَّب به، و لا یُمَیِّزون بَینَهما»؛
- سوره بقره (٢) آیه ٧٨.
- فرائد الأصول، ج ١، ص ١٤١.
- الاحتجاج، ج ٢، ص ٤٥٦.
