
انهدام ارزشهای اسلامی تحت عنوان تمدن و پیشرفت
نقشۀ استعمار برای نابودی اسلام از طریق تهاجم فرهنگی و تضعیف حوزههای علمیه
بررسی و نقد تهاجم فرهنگی استعمار، موضوع پنجمین جلسه از مجموعۀ «سالک آگاه» است که در پانزدهم شعبان سال 1415 هـ.ق، در شهر مشهد مقدس توسط حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) ايراد شده است. ایشان میفرمایند که دشمنان پس از شکستهای نظامی، از بین بردن قرآن و فرهنگ اسلامی را تنها راه غلبه برمسلمانان یافتند. حضرت استاد ترویج ملیگرایی برای شکستن وحدت اسلامی، تغییر فرهنگ و سنتها مانند جایگزین کردن تقویم شمسی به جای تقویم قمری و تغییر واژگان عربی با معادلهای فارسی، تضعیف حوزههای علمیه با تأسیس دانشگاههای به ظاهر دینی اما سکولار و تربیت روحانیون درباری؛ و کنترل جمعیت در کشورهای اسلامی را، به عنوان مهمترین روشهای استعمار برمیشمارد. حضرت علامه در پایان طلاب علوم دینی را به عنوان پاسداران حقیقی اسلام مورد خطاب قرار داده و بر لزوم حفظ اصالت حوزه، تبعیت کامل از سنت پیامبر (ص) و هوشیاری در برابر این توطئههای نرم تأکید میکنند.
انهدام ارزشهای اسلامی تحت عنوان تمدن و پیشرفت
توضیحات:
بررسی و نقد تهاجم فرهنگی استعمار، موضوع پنجمین جلسه از مجموعۀ «سالک آگاه» است که در پانزدهم شعبان سال 1415 هـ.ق، در شهر مشهد مقدس توسط حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) ايراد شده است. ایشان میفرمایند که دشمنان پس از شکستهای نظامی، از بین بردن قرآن و فرهنگ اسلامی را تنها راه غلبه برمسلمانان یافتند. حضرت استاد ترویج ملیگرایی برای شکستن وحدت اسلامی، تغییر فرهنگ و سنتها مانند جایگزین کردن تقویم شمسی به جای تقویم قمری و تغییر واژگان عربی با معادلهای فارسی، تضعیف حوزههای علمیه با تأسیس دانشگاههای به ظاهر دینی اما سکولار و تربیت روحانیون درباری؛ و کنترل جمعیت در کشورهای اسلامی را، به عنوان مهمترین روشهای استعمار برمیشمارد. حضرت علامه در پایان طلاب علوم دینی را به عنوان پاسداران حقیقی اسلام مورد خطاب قرار داده و بر لزوم حفظ اصالت حوزه، تبعیت کامل از سنت پیامبر (ص) و هوشیاری در برابر این توطئههای نرم تأکید میکنند.
انهدام ارزشهای اسلامی تحت عنوان تمدن و پیشرفت
13یگانه کسی که با این حمله مبارزه کرد، فردوسی است که سی سال زحمت کشید و شاهنامه ساخت و در این شاهنامه گفت: «ای مردم! شما اصل و ریشه دارید، شما ملیّت دارید، شما رستم و زال و افراسیاب و کیخسرو و... دارید!» و این خدمتی که فردوسی به ملیّت ایران کرد، ابداً کسی نکرد! و همه باید متوجّه این مسئله باشند.
میدانید علی دشتی کیست؟ من به شما معرّفی کنم؟ علی دشتی کسی نیست که من معرّفیاش کنم، علی دشتی همان کسی است که با علینقی منزوی، پسر حاج شیخ آقابزرگ طهرانی، دو نفری کتاب بیست و سه ساله را بر علیه پیغمبر نوشتند، و پیغمبر را در این بیست و سه سال، مسخره و هزل و خائن دانستند! کتاب بیست وسه ساله را علی دشتی و ایشان، دو نفری با هم نوشتند؛ و سند هم بر این جهت هست، سندهای چاپ شده هم هست.1
علی دشتی نور چشم انگلستان بود! حالا میبینیم که همان حرف علی دشتی، الآن هم هست! فردوسی را بالا ببریم! و این چنین است و آن چنان است!
ملیّت ایرانی و عرب و عجم در منطق قرآن معنی ندارد
اگر شما زبان و ملیّت قرآن را میخواهید، مگر قرآن نمیگوید:
﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَهِ أَتۡقَىٰكُمۡ إِنَّ ٱللَهَ عَلِيمٌ خَبِيرٞ﴾.2 پس ایرانی، عرب، عجم، سفید، سیاه، این حرفها در منطق قرآن معنا ندارد! چرا شما وقتی به این آیات میرسید، شروع میکنید به خطابه؛ امّا آنجا که میرسید، میگویید ملیّت و فردوسی و امثال اینها...؟!
رستم کیست؟! زال چیست؟! ملیّت چیست؟! ملیّت در مقابل حکومت قرآن یعنی چه؟ زال و رستم را با علیّ بن أبیطالب یکی کردن، و بعد او را مقدّم کردن یعنی چه؟! یا بگویید کفرِ کفر، یا بگویید اسلامِ اسلام؛ یا زنگیِ زنگی، یا رومیِ رومی!
مصاحبه با مجسمۀ فردوسی و بیگانه دانستن اسلام
- رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٤، ص ١٥١.
- سوره حجرات (٤٩) آیه ١٣. نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٧٥:
«ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و به دستجات و قبایل مختلف منقسم کردیم تا در اثر این اختلاف شناخته شوید؛ تحقیقاً گرامیترین شما نزد خداوند کسی است که تقوایش افزون باشد.»
