
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
عدم انحصار هدایت، به ارتباط ظاهری با مقام ولایت
این بخش متعلق به مجلس دوم از سلسله مباحث شرح حدیث عنوان بصری است. که توسط حضرت آیت اللَه طهرانی رضوان اللَه علیه ایراد شده است. در این جلسه به تبین مسئله ولایت و علت اختلاف ظاهری در شیوههای هدایت ائمه پرداخته میشود. در ادامه به أهمّ عناوین مطرح شده در این جلسه اشاره میکنیم:1) کیفیت تبلیغ و هدایت در زمان پیامبر 2) تحلیلی شیوا از فلسفۀ غزوات و جنگها در اسلام 3) تفاوت ارتباط ائمّه با افراد در زمانهای مختلف 4) عمل اولیاء براساس مصلحت حقیقی 5) تأثیر اراده و مشیّت الهی در هدایت انسان 6) نقد نظریّۀ لزوم ارتباط ظاهری با امام 7) آیا در زمان غیبت و عدم دسترسی به امام باب هدایت مسدود است؟ 8) معنا نداشتن توحید، بدون اختلاف در مظاهر آن!
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
توضیحات:
این بخش متعلق به مجلس دوم از سلسله مباحث شرح حدیث عنوان بصری است. که توسط حضرت آیت اللَه طهرانی رضوان اللَه علیه ایراد شده است. در این جلسه به تبین مسئله ولایت و علت اختلاف ظاهری در شیوههای هدایت ائمه پرداخته میشود. در ادامه به أهمّ عناوین مطرح شده در این جلسه اشاره میکنیم:1) کیفیت تبلیغ و هدایت در زمان پیامبر 2) تحلیلی شیوا از فلسفۀ غزوات و جنگها در اسلام 3) تفاوت ارتباط ائمّه با افراد در زمانهای مختلف 4) عمل اولیاء براساس مصلحت حقیقی 5) تأثیر اراده و مشیّت الهی در هدایت انسان 6) نقد نظریّۀ لزوم ارتباط ظاهری با امام 7) آیا در زمان غیبت و عدم دسترسی به امام باب هدایت مسدود است؟ 8) معنا نداشتن توحید، بدون اختلاف در مظاهر آن!
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
9لذا چهکار میکند؟ یکیک سراغ این مردم میرود:
ـ مگر در غدیر نبودید؟! مگر پیغمبر را ندیدید؟! مگر اینطور نگفتند؟! مگر دست من را جلوی دهها هزار جمعیت نگرفتند و برای مردم خطبه نخواندند؟! تمام اینها برای چه بوده است؟!
ـ یا علی، دیگر گذشته است! یا علی، دیگر مسئلهای نیست! یا علی، إنشاءاللَه خدا به تو هم یک حقی و ثوابی میدهد! حالا صبر کن! بالأخره یک حکومت و سلطنتی از دست تو رفته است؛ این اجتماع مسلمین را متفرق نکن!
امیرالمؤمنین میگوید: من که برای خودم نمیآیم این کار را بکنم! مگر علی چه میخورد؟! مگر علی چه خانهای دارد؟!
سراغ این منزل و آن منزل میآید؛ پاسخ میدهند: یا علی، دیگر گذشته است! ببخشید، و از حقتان بگذرید؛ و فتنه به پا نکنید!
جوابهایی که میدادند اینها بود؛ شوخی نمیکنم!
رفتار امیرالمؤمنین پس از اتمام حجت با مردم
اما وقتی که حجت را تمام میکند میگوید: «بسیار خُب، حالا نوبت ما شد!» میرود در خانه مینشیند و در را هم میبندد. میگوید:
«گوش نمیدهید؟ ندهید! ما آمدیم و گفتیم؛ و ما که سهل است، دختر پیغمبر را هم سوار الاغ کردیم و درِ منزل شما آوردیم، تا به شما بگوییم که نزدیکترین فرد به پیغمبر که مَحرم اسرار او بود و تمام سرمایۀ پیغمبر در وجود او بود و پیغمبر اینقدر راجع به او توصیه کرده بود، این است نه آن ابوبکر و نه آن عبدالرحمن بن عوف و نه آن ابوعبیده جرّاح!1
ولی قضیه از چه قرار است که وقتی شیطان میآید و روی حق را میپوشاند، فاطمۀ زهرا را هم از یاد میبرد؟! خب، این فاطمۀ زهرا همان است که پیغمبر فرمودند: «فاطمة بَضعَةٌ مِنّی»! درون منزل هم نگفتند! درِ گوش کسی هم نگفتند! بلکه در حضور دهها نفر در مسجد گفتند: «فاطمة بَضعة منّی، مَن آذاها فَقد آذانی و مَن آذانی فقَد آذَی اللَه».2 اما چه مسئلهای اتفاق میافتد که چنین کلام صریح پیغمبر اصلاً مورد توجه قرار نمیگیرد؟! جدّاً باید به خدا پناه ببریم!
- رجوع شود به الإمامة و السیاسة، ج ١، ص ٢٨ ـ ٣٠.
- عوالی اللّئالی، ج ٤، ص ٩٣؛ شرح نهج البلاغة، ج ١٦، ص ٢٧٣. امام شناسی، ج ٥، ص ٥٩:
«فاطمه، پارۀ بدن من است هر کس او را آزار کند، حقّاً مرا آزار کرده است، و هر کس مرا آزار کند، حقّاً خداوند را آزار کرده است.»
