اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد

16٬940
عنوان بصری
جلسات

آنچه که در این گفتار به آن اشاره می رود ابتدا به گذری بر مسئله سلوک است که سالک باید نفس و حجاب های نورانی و ظلمانی عبور نماید و روش افراد برای طی این مسیر با یکدیگر متفاوت است و لذا سالک نمی تواند خود را با دیگری مقایسه نماید و صحیح آن است که به فکر خود و گرفتاریهای خود باشد چرا که در غیر اینصورت فرصت ها را از دست خواهد داد و از راه باز خواهد ماند. در ادامه استاد فقید به نکته بسار مهمی اشاره می نمایند و آن اینکه پدیده ها و شرایط محیط بر برداشت انسانها اثر می گذارند و این اولیاء خدا هستند که در نظر اول تمام خصوصیات سالک را در احاطه خود دارند. حضرتشان بعد از اشاره به وقایع عاشورا و درخواست نوشتن وصایت پیامبر و نیز طرح زندگی و مشی بزرگان و اولیای خدا هدف از نوع نگاه آنان به بعد از حیات خود را، طرح مسئله اساسی توحید و تربیت آنان بر این اساس و منهاج قویم تلقی می نمایند.

اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد

توضیحات:

آنچه که در این گفتار به آن اشاره می رود ابتدا به گذری بر مسئله سلوک است که سالک باید نفس و حجاب های نورانی و ظلمانی عبور نماید و روش افراد برای طی این مسیر با یکدیگر متفاوت است و لذا سالک نمی تواند خود را با دیگری مقایسه نماید و صحیح آن است که به فکر خود و گرفتاریهای خود باشد چرا که در غیر اینصورت فرصت ها را از دست خواهد داد و از راه باز خواهد ماند. در ادامه استاد فقید به نکته بسار مهمی اشاره می نمایند و آن اینکه پدیده ها و شرایط محیط بر برداشت انسانها اثر می گذارند و این اولیاء خدا هستند که در نظر اول تمام خصوصیات سالک را در احاطه خود دارند. حضرتشان بعد از اشاره به وقایع عاشورا و درخواست نوشتن وصایت پیامبر و نیز طرح زندگی و مشی بزرگان و اولیای خدا هدف از نوع نگاه آنان به بعد از حیات خود را، طرح مسئله اساسی توحید و تربیت آنان بر این اساس و منهاج قویم تلقی می نمایند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد

17
  • حتّی به این مردم فرمود: اگر نمی‌ترسیدم بر شما آن کاری را که نصاری نسبت به مسیح انجام دادند -یعنی دعوی ربوبیّت کنند نسبت به مسیح- حرفی را راجع به این به شما می‌زدم که از هرجا عبور می‌کرد خاک پایش را به عنوان تبرّک برمی‌داشتید به چشمتان می‌کشیدید، برای تبرک برمی‌داشتید. این حرف‌ها را همه را زد، آخرین کاری هم که کرد آمد به همان ولایت و وصایت، او را منصوب کرد. دیگر چه‌کار کند؟ یعنی دیگر بالاتر از این، چه‌کاری حضرت بیاید انجام بدهد؟ باز آمد دلش نمی‌آید، می‌گوید: موقع رفتن هم که شده آخرین سند را از خودم باقی بگذارم و بروم که سند وصایّت است که آمدند این بساط را درآوردند. حالا که این‌طور شد فهمید که این یک جریانی است که این جریان باید انجام بشود، مردم باید امتحان بشوند، مردم هر کسی باید راه خودش را برود. یعنی پیغمبر، با امضاء نکردن وصایت امیرالمؤمنین و ننوشتن، سند توحید خودش را امضاء کرد، گفت: من دیگر کاری ندارم. آنچه را که وظیفه من بود، انجام دادم، نمی‌خواهید قبول کنید،خودتان نکنید، خداحافظ شما، ما رفتیم. ما آمدیم علی را به وصایت نصب کردیم و حجّت را بر همه تمام کردیم، اما نه اینکه دیگر خودمان هم پشت قضیّه را بگیریم، علیّ را دیگر بر شما تحمیل کنیم، من تحمیل نمی‌کنم. من وصایت علی را بر شما تحمیل نمی‌کنم. اگر آدم باشید، بپذیرید و اگر آدم نیستید نپذیرید، خداحافظ شما، ما رفتیم و بعد هم معلوم شد که چیست!

  • جالب اینجاست که خود امیرالمؤمنین می‌گوید: بعد از بیست و پنج سال، این مردم، وقتی که ابوبکر را دیدند و عمر را دیدند و عثمان را دیدند و بعد دیدند که الحمدللّ‍ه اینها چه تحفه‌هایی از آب در آمدند، آمدند سراغ من! تعبیری که حضرت می‌آورد این است: یَنثالونَ عَلیَّ....1، مانند گلّه گوسفند، واقعاً گوسفند، جدّاً مردم را به گوسفند تعبیر کرد، مثل گله گوسفند آمدند دور من. چرا؟ به‌خاطر اینکه آمدیم دور علی؛ پس چرا پدرش را در آوردید؟ پس چرا خون به دلش کردید؟ حالا هم که آمدید دور علی مگر رها می‌کنند؟ نه‌خیر! چرا جنگ بکنیم؟ سرد است، گرم است، فلان است، قرآن است؛ این هم از این مردم!

    1. . نهج البلاغه، خطبه3: «و النّاس کعُرف الضَّبُع إلیَّ ینثالون علیَّ مِن کلّ جانبٍ حتّی لقد وُطِئَ الحَسَنان»
/ 260