
اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد
آنچه که در این گفتار به آن اشاره می رود ابتدا به گذری بر مسئله سلوک است که سالک باید نفس و حجاب های نورانی و ظلمانی عبور نماید و روش افراد برای طی این مسیر با یکدیگر متفاوت است و لذا سالک نمی تواند خود را با دیگری مقایسه نماید و صحیح آن است که به فکر خود و گرفتاریهای خود باشد چرا که در غیر اینصورت فرصت ها را از دست خواهد داد و از راه باز خواهد ماند. در ادامه استاد فقید به نکته بسار مهمی اشاره می نمایند و آن اینکه پدیده ها و شرایط محیط بر برداشت انسانها اثر می گذارند و این اولیاء خدا هستند که در نظر اول تمام خصوصیات سالک را در احاطه خود دارند. حضرتشان بعد از اشاره به وقایع عاشورا و درخواست نوشتن وصایت پیامبر و نیز طرح زندگی و مشی بزرگان و اولیای خدا هدف از نوع نگاه آنان به بعد از حیات خود را، طرح مسئله اساسی توحید و تربیت آنان بر این اساس و منهاج قویم تلقی می نمایند.
اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد
4مثل اینکه فرض کنید که دو نفر، دو غذای مختلف را دوست دارند، دیگر دوست داشتن غذا به این مسئله مربوط نیست، این به ذوق و سلیقه فرد مربوط است دیگر؛ یکی فرض کنید که پلو خورشت کذا را دوست دارد، یکی نه، میگوید: من اصلاً غذای برنج دوست ندارم و واقعاً هم دوست ندارد. اگر همیشه برایش یک نوع غذا بیاورند باز همان را میخواهد و همان را ترجیح میدهد. یکی میبینید که من باب مثال قالی سفید و طرح سفید را میپسندد، بعضیها هستند قالی طرح قرمز را میپسندند. میگویند: قالی سفید چیست؟! اصلاً آدم نمیتواند نگاه کند. درحالیکه آنکه قالی سفید را میپسندد میگوید: این قرمز چیست؟ چشم را میزند، نور را منعکس نمیکند، فرض کنید که من باب مثال تاریکی میآورد، امثال ذلک. حالا کدام یک از این دو نفر راست میگویند؟ هر دوتایشان؛ هم این راست میگوید، هم آن؛ چون اصلاً مسئله، مسئله منطقی نیست تا اینکه ما بخواهیم بگوییم این راست میگوید یا آن راست میگوید. برگشت آن به یک ذوق و نحوه سلیقه و خصوصیّت نفسانی است.
یک کسی را نگاه میکنید میبینید از گل یاس خیلی خوشش میآید، از عطر یاس خوشش میآید، یک کسی را فرض کنید از عطر دیگر و گل دیگر من باب مثال خیلی لذّت میبرد و بهرهمند میشود. حالا ما بخواهیم بگوییم شامه این صحیح است و ذوق این مورد پسند است؟! یا اینکه نه! هر دو یکی است و فرق نمیکند و به عبارت دیگر جمیل در نزد هر کسی آن ذاتی است که از نقطه نظر سنخیّت با خصوصیّات نفسانی آن شخص تطبیق کند؛ آن جمال است.
یعنی انسان و هر شخصی دارای یک خصوصیّاتی است و این خصوصیّات برای هیچکس قابل ادراک نیست؛ یعنی امکان ندارد که شخصی نسبت به خصوصیّات نفسانی یک شخصی اطّلاع پیدا کند الاّ اینکه به مقام ولایت برسد و بتواند بر نفوس اشراف داشته باشد؛ فقط او میتواند نسبت به خصوصیّات اطّلاع پیدا کند. اگر صد سال شما با رفیقتان در تماس باشید و در مصاحبت و رفاقت باشید به خصوصیّات نفسانی او امکان ندارد اطّلاع پیدا کنید، ابداً!
