
معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
و توصیه هایی برای ماه رجب
در این فراز از توضیح و تفسیر حدیث شریف عنوان بصری استاد فقید به اهمیت ورد و ذکر و نقش آن در نفس سالک می پردازند و نقش آن را چنان بالا و والا میدانند که امام علیه السلام نیز خود را از آن مهم بی نیاز نمی بینند. آنگاه در ادامه به این موضوع بسیار مهم می پردازند که انسان همیشه درگیر خواهش نفسانی است و برای رسیدن به مراتب کمال و ادراک حقیقت توحید باید نفس را از شوائب و کثرات پالایش نمود و همیشه و همه جا حق را درنظر گرفت و تلاش نمود تا رسیدن به منظور میسر گردد. ایشان برای تقریب ذهن با ذکر شواهد و مثال ها به واقعه کربلا اشاره می کنند و تاکید مینمایند که عقل موجب حرکت کمالی انسانهاست و حرکت منبعث از برانگیختگی احساس ناپایدار و فاقد ارزش است و حرکت امام علیه السلام و یاران با وفای حضرت حکایت از قوه تعقل در این حرکت بی نظیر است و خداوند متعال انسانها را با این استعداد آفریده است که بتوانند با طی مراتب و انجام تکالیف به بالاترین مقام قرب و توحید برسند. در خاتمه با توجه به نزدیک بودن ماه رجب که مقدمه ای برای ورود به ماه شعبان و درک ماه مبارک رمضان است توصیه هایی برای مخاطبین مطرح نمودند.
معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
2أعوذُ بالله من الشَّيطان الرّجيم
بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحَمد لله ربِّ العالَمين
وَصلی الله عَلى سيّدنا و نَبيّنا محمّدٍ
وَ عَلَى آلِهِ الطّيبين الطّاهرين
وَاللَعنَةُ عَلى اعدائِهِم اجمَعِين الی یوم الدین
اثر تربیتی ورد و ذکر در حرکت سالک
بحث راجع به روایت شریفه عنوان بصری بود. حضرت فرمودند:
«إنّی رَجلٌ مَطلوبٌ وَ مَعَ ذلکَ لی أورادٌ فی کُلِّ ساعَه مِن آناءِ اللَیلِ وَ النَّهار، فَلاتَشْغَلنی عن وِردی وَ خُذ عن مالِکٍ وَ اخْتَلِفْ إلَیه کَما کُنتَ تَختَلِفُ إلَیه» «من فردی هستم که مطلوب دستگاهم. مورد نظر دستگاه هستم و ارتباط با من ممکن است مشکلاتی را برای من و شما به وجود بیاورد و علاوه بر این، اورادی من در هر ساعتی از شب و روز دارم. اذکاری در هر ساعاتی از لیل و نهار دارم. مرا از وِردم مشغول نکن و چنانچه سابق، پیش مالک -مالک بن اَنَس- میرفتی و از او مطالب را میگرفتی، الآن هم به مالک مراجعه کن و مطالب را از او بگیر.»
عرض شد که این کلام حضرت که میفرماید: «و مَع ذلکَ لی أورادٌ فی کُلِّ ساعه مِن آناء اللَیلِ وَ النَّهار» معنایش چیست. حضرت میفرماید: «من در شبانه روز اورادی دارم، اذکاری دارم.» مگر حضرت هم باید ذکر و وِرد بگوید؟ مسائلی در اینجا مورد توجّه قرار میگیرد؛ مطلب اول اینکه: اصلاً ورد و ذکر چه معنا دارد؟ و لزوم آن برای سالک به چه نحو است؟ مطلب دوّم اینکه: ذکر تا چه حدّی مطلوب است؟ و تا چه مرتبه و مرحلهای ذکر و وِرد برای انسان و برای سالک مُمِدّ است؟ و آیا انسان در همه احوال و همه مراتب، محتاج به ذکر است یا ممکن است در بعضی از مراتب بینیاز باشد؟ و از همه مهمتر، مگر این ذکر مقدّمه برای کمال نیست و سالک وقتی به مرحله کمال میرسد، دیگر چه نیازی به این مقدّمه دارد که اِعمال کند، خصوصاً اینکه شخصی مثل امام علیه السّلام باشد؟! امام صادق علیه السّلام که اکمل از همه کُمَّلین و اَتَمِّ از همه افرادی است که به مرحله تمامیّت و به مرتبه ولایت رسیدند؛ در عین حال حضرت میفرماید:
