
انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا
شرح معنای تأدیب به عقوبت و تأدیب به لطف، و تبیین مکر الهی
در این سخنرانی ارزشمند علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به تبیین روشهای خداوند برای تربیت و ادب کردن سالک میپردازند. این تربیت بر دو گونه است.تأدیب به عقوبت که نوعی گوشمالی برای شکستن غرور سالک است، و تأدیب به لطف که تذکری نرم و از سر محبت است. سالک حقیقی از خداوند میخواهد که با لطف ادب شود، نه با عقوبت. در ادامه، معنای مکر الهی توضیح داده میشود. مکر خدا به این معناست که وقتی انسان قصد خدعه و فریب دارد، خداوند او را به حال خود رها میکند تا در همان خدعه و جهل خود غرق شود و به تدریج سقوط کند. در پایان، با ذکر داستان عبرتآموز مرحوم آیتالله سید جمالالدین گلپایگانی، میفرمایند که انسان حتی در بالاترین درجات نیز طاقت ابتلائات سخت را ندارد و باید همواره از خداوند طلب لطف کند
انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا
6ما گفتیم: خُب بلند شو برویم پیش حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام، آنجا برو درد دلی میخواهی بکن!
تابستانی گرم بود، با ایشان از مسجد کوفه آمدیم به نجف و من کنار صحن نشسته بودم روی این سنگهای داغ! و ایشان رفت داخل حرم، برای اینکه پیش امیرالمؤمنین علیه السّلام گِله کند. وقتی برگشت داخل کفشداری، دید کفشش را بردند! با پای برهنه و بیکفش، روی این زمین آمد و گفت: «این هم امیرالمؤمنینت! ما بیچاره شدیم، دیگر چهکار کنیم!»
حالا هیچ خبری نیست ها! فقط یکخورده جلوی روزی گرفته شده است.
خدا به آدم میخواهد بفهماند: چه میگویی؟! هر بلایی به من میخواهی بدهی، بده؟! این حرف چیست؟! آدم در دعای کمیل میخواند که:
فَهَبنی [یا إلٰهی و سَیّدی و مَولایَ و رَبّی] صَبَرتُ عَلیٰ عَذابِکَ، فَکیفَ أصبِرُ عَلیٰ فِراقِکَ؟! و هَبنی صَبَرتُ عَلیٰ حَرِّ نارِکَ، فَکیفَ أصبِرُ عَنِ النّظَرِ إلیٰ کَرامَتِکَ؟!1
«خدایا فرض کن در عقابی که به من میکنی و در آتشی که به من میریزی، صبر کنم، من صبر میکنم؛ امّا چگونه من از تو دور باشم؟! فرض کن که مرا در آتش بیندازی و به عقوبات خودت و به گرمی آتشت مبتلا کنی، من صبر میکنم؛ امّا چگونه صبر کنم از آن نظر رحمتی که تو بر من میاندازی، و اگر نیندازی من چه کنم؟!»
اینها را مولا امیرالمؤمنین میخواند، ما هم میگوییم: یا اللَه! بهشت برای بچّههاست! ما که نباید از خدا بهشت و حورالعین و درخت و این چیزها بخواهیم؛ ما باید کمال بخواهیم. ترس از آتش، برای افرادی است که بین آنها و بین پروردگار بینونت و جدایی است؛ ما که گل سر سبد عالمیم و از این مراحل گذشتیم و عبور کردیم، دیگر لقاء خدا و وصول و... را میخواهیم ترس از جهنّم دیگر کار ما نیست. نمیبینید مولا امیرالمؤمنین در دعای کمیل چه میفرماید؟! دو سه تا از این فقرات هم بیان میکنیم و معنا میکنیم و میپیچیم و پرونده را روی هم میگذاریم و تمام شد، خیال می کنیم که با [صِرف] گفتار، مسئله تمام است. میگوید: بسماللَه، بفرما! این حرفهایی که زدی بیا استنطاق کن! آخر برای این کلاسی که طی کردی، حالا اینجا امتحان بده ببینیم نمرهات چند میشود؟!
- مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج ٢، ص ٨٤٧؛ إقبال الأعمال، ج ٢، ص ٧٠٨. فقراتی از دعای شریف کمیل.
