اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا

شرح معنای تأدیب به عقوبت و تأدیب به لطف، و تبیین مکر الهی

0

در این سخنرانی ارزشمند علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به تبیین روش‌های خداوند برای تربیت و ادب کردن سالک می‌پردازند. این تربیت بر دو گونه است.تأدیب به عقوبت که نوعی گوش‌مالی برای شکستن غرور سالک است، و تأدیب به لطف که تذکری نرم و از سر محبت است. سالک حقیقی از خداوند می‌خواهد که با لطف ادب شود، نه با عقوبت. در ادامه، معنای مکر الهی توضیح داده می‌شود. مکر خدا به این معناست که وقتی انسان قصد خدعه و فریب دارد، خداوند او را به حال خود رها می‌کند تا در همان خدعه و جهل خود غرق شود و به تدریج سقوط کند. در پایان، با ذکر داستان عبرت‌آموز مرحوم آیت‌الله سید جمال‌الدین گلپایگانی، می‌فرمایند که انسان حتی در بالاترین درجات نیز طاقت ابتلائات سخت را ندارد و باید همواره از خداوند طلب لطف کند

انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا

8
  • سیّد جمال‌الدّین گلپایگانی: کسی که عرفان ندارد نه دنیا دارد نه آخرت!

  • این مرد با این حال و آن بی‌پولی و اینجا هم که هوا خیلی گرم بود و بعضی ابتلائات دیگر، من وارد شدم در اطاقش دیدم دارد گریه می‌کند و صحیفۀ سجّادیه می‌خواند ـ ایشان خیلی صحیفۀ سجّادیه می‌خواند ـ، تا من را دید گفت: «بیا بنشین، بنشین!» خنده‌ای کرد و گفت: «سید محمّدحسین، می‌دانی یا نه؟!» گفتم: چه آقا؟ گفت: 

  • «من را که می‌بینی، خوشم، خوش! کسی که عرفان ندارد نه دنیا دارد نه آخرت!» 

  • چون می‌دانست که من به گرفتاری‌های او وارد هستم و مطّلعم، این جمله را گفت ـ گفت:

  • «خوشم! کسی که عرفان ندارد نه دنیا دارد نه آخرت!»1

  • بعد از اینکه انسان متنبّه می‌شود و بیدارش می‌کنند و می‌رسانند به این جاهایی که ابتلائات هم بر او وارد می‌شود؛ امّا دیگر آن ابتلائات را از ناحیۀ غیر خدا نمی‌بیند، می‌بیند که پروردگار روی دست رحمت، این ابتلائات را بر او وارد کرده است.

  • اقسام ابتلائات سالکین

  • خلاصه، ابتلائات برای سالکی که می‌خواهند او را ادب کنند، دو قسم است:

  • قسم اول: تأدیب بر اساس عقوبت

  • قسم اوّل: یک ادبی است بر اساس عقوبت؛ یعنی می‌خواهند بگویند درست بایست، پس‌گردنی می‌زنند، و آدم که پس‌گردنی می‌خورد خُب صاف می‌ایستد دیگر؛ تا دو مرتبه غافل می‌شود و رویش را این‌طرف و آن‌طرف می‌کند، یک پس‌گردنی دیگر، دومرتبه درست می‌ایستد؛ باز غافل می‌شود اینطرف و آنطرف، یک پس‌گردنی دیگر.

  • انسان اسب و الاغ را رها کرده و مقداری هم برایش کاه و جو این‌طرف ریخته است؛ امّا این چشمش را بلند می‌کند و می‌اندازد به چمن مردم و می‌پرد در چمن! تا پرید در چمن، یک تازیانه به او می‌زنند و ردش می‌کنند، برو عقب! دومرتبه این که می‌رود از کاه و یونجۀ خودش مشغول خوردن شود، غفلت می‌کند و دومرتبه خودش را می‌اندازد در چمنِ مال مردم و این چمن‌ها را می‌مالد به هم، دومرتبه می‌آیند یک تازیانه به او می‌زنند. این را می‌گویند: «تأدیب به عقوبت»؛ یعنی با شلاّق آدم را متوجّه می‌کنند.

    1. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون حالات معنوی مرحوم آیةالله سیّد جمال‌الدّین گلپایگانی، رجوع شود به معاد شناسی، ج ٩، ص ١١٥؛ مطلع انوار، ج ٢، ص ٣٩٧ ـ ٤٢٢.