
انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا
شرح معنای تأدیب به عقوبت و تأدیب به لطف، و تبیین مکر الهی
در این سخنرانی ارزشمند علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به تبیین روشهای خداوند برای تربیت و ادب کردن سالک میپردازند. این تربیت بر دو گونه است.تأدیب به عقوبت که نوعی گوشمالی برای شکستن غرور سالک است، و تأدیب به لطف که تذکری نرم و از سر محبت است. سالک حقیقی از خداوند میخواهد که با لطف ادب شود، نه با عقوبت. در ادامه، معنای مکر الهی توضیح داده میشود. مکر خدا به این معناست که وقتی انسان قصد خدعه و فریب دارد، خداوند او را به حال خود رها میکند تا در همان خدعه و جهل خود غرق شود و به تدریج سقوط کند. در پایان، با ذکر داستان عبرتآموز مرحوم آیتالله سید جمالالدین گلپایگانی، میفرمایند که انسان حتی در بالاترین درجات نیز طاقت ابتلائات سخت را ندارد و باید همواره از خداوند طلب لطف کند
انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا
توضیحات:
در این سخنرانی ارزشمند علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به تبیین روشهای خداوند برای تربیت و ادب کردن سالک میپردازند. این تربیت بر دو گونه است.تأدیب به عقوبت که نوعی گوشمالی برای شکستن غرور سالک است، و تأدیب به لطف که تذکری نرم و از سر محبت است. سالک حقیقی از خداوند میخواهد که با لطف ادب شود، نه با عقوبت. در ادامه، معنای مکر الهی توضیح داده میشود. مکر خدا به این معناست که وقتی انسان قصد خدعه و فریب دارد، خداوند او را به حال خود رها میکند تا در همان خدعه و جهل خود غرق شود و به تدریج سقوط کند. در پایان، با ذکر داستان عبرتآموز مرحوم آیتالله سید جمالالدین گلپایگانی، میفرمایند که انسان حتی در بالاترین درجات نیز طاقت ابتلائات سخت را ندارد و باید همواره از خداوند طلب لطف کند
انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا
20وصول به معرفت خدا به وسیلۀ خود خدا
بِکَ عَرَفتُکَ، و أنتَ دَلَلتَنی عَلیکَ و دَعَوتَنی إلَیک، و لَولا أنتَ لَم أدرِ ما أنتَ؛
«خدایا! من تو را به خودت شناختم، من میشناسم تو چه کسی هستی، و تو مرا دلالت کردی بر خودت (من تو را به غیر تو نشناختم، تا اینکه آن غیر، بین من و تو حجاب و فاصله باشد؛ من تو را به خودت شناختم، تو خودت دست مرا گرفتی و به خودت معرّفی کردی) و مرا دعوت کردی به سوی خودت، و اگر تو نبودی من نمیدانستم تو چه کسی هستی! (من فهمیدم که غیر از تو هیچ خبری نیست!)»
إنشاءاللَه به خواست خدا این فقره ماند برای فردا شب، که چه قِسم خداوند علیّأعلیٰ انسان را به خودش معرفی میکند؟ و تا انسان بلاواسطه به خود پروردگار معرفی نشود کار تمام نمیشود دیگر؛ چون انسان همیشه بین خودش و بین پروردگار قائل به یک حجاب و واسطهای است، البتّه واسطۀ مستقل ها!
و امّا نه، اگر انسان خدا را به خود خدا شناخت، و خورشید را به خود خورشید شناخت، نه بهواسطۀ نور و تاریکی، آنوقت میتواند واقعاً اعتراف کند که از حکم و حکومت پروردگار هیچوقت خارج نیست و تمام اعمال و رفتارش زیر نظر پروردگار است و در تمام کارها باید به خدا متوسّل باشد؛ و لِکلِّ طاعةٍ و مَعصیةٍ لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا باللَه العَلیّ العَظیمِ.1
اللَهمَّ صَلِّ علیٰ محمّدٍ و آلِ محمّدٍ
- المصباح الکفعمی (جنّة الأمان الواقیة)، ص ٨٣. روح مجرّد، ص ٥٠٩:
«در قنوتهای نماز، بسیاری از اوقات بود که [حضرت حدّاد] دعای زیر را قرائت مینمودند:
”أعدَدتُ لِکلِّ هَولٍ لا إلٰهَ إلّا اللهُ، و لِکلِّ هَمٍّ و غَمٍّ ما شاءَ اللهُ، و لِکلِّ نعمَةٍ الحمدُ لِلَّهِ، و لِکلِّ رَخاءٍ و شِدّةٍ الشّکرُ لِلَّهِ، و لِکلِّ أُعجوبَةٍ سُبحانَ اللهِ، و لِکلِّ ذَنبٍ أستَغفِرُ اللهَ، و لِکلِّ مُصیبةٍ إنّا لِلَّهِ و إنّا إلَیهِ راجعونَ، و لِکلِّ ضَیقٍ حَسبِیَ اللهُ، و لِکلِّ قَضاءٍ و قَدَرٍ تَوَکَّلتُ علَی اللهِ، و لِکلِّ عَدُوٍّ اعتَصَمتُ بِاللهِ، و لِکلِّ طاعةٍ و مَعصیةٍ لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا بِاللهِ العَلیِّ العَظیمِ.“»
ترجمه: «مهیّا و ذخیره ساختم برای هر هراسی ”لا إلهَ الّا الله“ را، و برای هر غم و اندوهی ”ما شاءَ الله“ را، و برای هر نعمتی ”الحمدُ لِلّهِ“ را، و برای هر راحتی و دشواری ”الشّکرُ لِلّهِ“ را، و برای هر شگفتی ”سبحانَ اللهِ“ را، و برای هر گناهی ”أستغفِرُ اللهَ“ را، و برای هر مصیبتی ”إنّا لِلّهِ و إنّا الیهِ راجعونَ“ را، و برای هر تنگی ”حَسبِیَ الله“ را، و برای هر قضا و قدری ”تَوَکّلتُ علَی اللهِ“ را، و برای هر دشمنی ”اعتَصَمتُ بِاللهِ“ را، و برای هر طاعت و معصیتی ”لا حولَ و لا قوّةَ الّا باللهِ العلیِّ العظیمِ“ را» (محقّق)*
* روح مجرّد، ص ٥٠٩، تعلیقه «این دعا را به همین کیفیّت حضرت آقا قرائت مینمودند؛ ولی مرحوم محدّث قمّی در کتاب الباقیّات الصّالحات که در حاشیۀ مفاتیح الجنان طبع شده است، در باب اوّل، ص ١٩٧ آن را از کتاب دعای البَلَد الأمین کَفعَمی نقل کرده است، و فقط لفظ ”و شِدّةٍ“ را نیاورده است.»
- المصباح الکفعمی (جنّة الأمان الواقیة)، ص ٨٣. روح مجرّد، ص ٥٠٩:
