
حقیقت دنیا
ديدگاه استقلالي و آلي داشتن نسبت به دنيا و پديدههاي آن شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي 1 توضيحي راجع به سخن اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه: و انَّ للذِّكر لأهلاً اِتخذوه من الدنيا بدلاً فلا تشغلهم تجارةٌ و لا بيعٌ عنه 2 چگونه اشتغال به امور دنيوي و مسائل آن انسان را از ياد خدا باز نميدارد؟ 3 نظر استقلالي و يا آلي داشتن نسبت به دنيا و پديدههاي آن امري است كه موجب انحطاط يك فرد در دنيا و انغمار او در شهوات و يا رشد و كمال او در رسيدن به سعادت ميشود 4 بيان وجه و علّت غصب فدك از حضرت فاطمه زهرا سلام اللَه عليها توسط خليفه اول 5 عجز و ناتواني خليفۀ اول از پاسخ دادن به سؤالات علماي يهود و نصاري 6 آشكار شدن شخصیت خليفه ثاني با بيان عباراتي چون: لا أبقاني اللَه بعدك يا ابالحسن در مدح اميرالمؤمنين عليه السلام 7 آشكار شدن مظلوميت اميرالمؤمنين عليه السلام در جريان ازدواج اجباری ام كلثوم دختر حضرت با خليفه ثاني 8 ديدگاه و نظر استقلالي برخي افراد براي دستيابي به حكومت و سلطه 9 ديدگاه استقلالي معاويه در دستيابي به حكومت و در نتيجه عدم پايبندي به تعهدات خويش در قبال امام حسن مجتبي عليه السلام 10 اميرالمؤمنين عليه السلام در اجراي عدالت و حق ميان منتسبين به خود و ساير افراد تفاوتي قائل نميشد 11 هدف از تشكيل حكومت اسلامي برقراري عدالت و فراهم كردن بستر مناسب براي تحقق و اجراي احكام اسلامي ميباشد نه برقراري ظلم و نفاق و امور مخالف با اسلام 12 تفسير آيه 17 سوره مباركه ق: إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ
حقیقت دنیا
توضیحات:
ديدگاه استقلالي و آلي داشتن نسبت به دنيا و پديدههاي آن شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي 1 توضيحي راجع به سخن اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه: و انَّ للذِّكر لأهلاً اِتخذوه من الدنيا بدلاً فلا تشغلهم تجارةٌ و لا بيعٌ عنه 2 چگونه اشتغال به امور دنيوي و مسائل آن انسان را از ياد خدا باز نميدارد؟ 3 نظر استقلالي و يا آلي داشتن نسبت به دنيا و پديدههاي آن امري است كه موجب انحطاط يك فرد در دنيا و انغمار او در شهوات و يا رشد و كمال او در رسيدن به سعادت ميشود 4 بيان وجه و علّت غصب فدك از حضرت فاطمه زهرا سلام اللَه عليها توسط خليفه اول 5 عجز و ناتواني خليفۀ اول از پاسخ دادن به سؤالات علماي يهود و نصاري 6 آشكار شدن شخصیت خليفه ثاني با بيان عباراتي چون: لا أبقاني اللَه بعدك يا ابالحسن در مدح اميرالمؤمنين عليه السلام 7 آشكار شدن مظلوميت اميرالمؤمنين عليه السلام در جريان ازدواج اجباری ام كلثوم دختر حضرت با خليفه ثاني 8 ديدگاه و نظر استقلالي برخي افراد براي دستيابي به حكومت و سلطه 9 ديدگاه استقلالي معاويه در دستيابي به حكومت و در نتيجه عدم پايبندي به تعهدات خويش در قبال امام حسن مجتبي عليه السلام 10 اميرالمؤمنين عليه السلام در اجراي عدالت و حق ميان منتسبين به خود و ساير افراد تفاوتي قائل نميشد 11 هدف از تشكيل حكومت اسلامي برقراري عدالت و فراهم كردن بستر مناسب براي تحقق و اجراي احكام اسلامي ميباشد نه برقراري ظلم و نفاق و امور مخالف با اسلام 12 تفسير آيه 17 سوره مباركه ق: إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ
حقیقت دنیا
7فقالَ النّاس مِن كلِّ جانبٍ: «إذا كانَ أميرُ المؤمنينَ قَدِ اطَّلَعَ عَليهِ، فَما حاجَتُهُ أن يطَّلِعَ عَليهِ غَيرُهُ؟! در این هنگام مردم از هر طرف گفتند: وقتی امیرالمؤمنین بر این مسئله اطلاع پیدا كرده است، پس دیگر چه حاجتی است كه افراد دیگر نیز اطلاع داشته باشند؟!»
وقتی صحبتش به پایان رسید به عباس گفت: «بهسوی علی برو و آنچه شنیدی برای او بگو؛ قسم به خدا كه اگر چنین نكند، آنچه را گفتم انجام خواهم داد!»1 و2
باری، آن حق و این باطل است؛ مرد حق ترس ندارد و هیچوقت مردم را با چماق دعوت نمیكند. آن كسی كه با حق است، حق را میبیند، نه مردم را؛ هركه میخواهد بیاید و هركه نمیخواهد نیاید؛ او براساس تكلیف خود مطلب را میگوید، هركس خواست، بپذیرد و هركس نخواست، نپذیرد.
منشأ توسل به امور خلاف برای نیل به ریاست، در نگاه استقلالی به دنیا
احزاب سیاسی خارجی وقتی میخواهند كسی را به حكومت برسانند تبلیغات میكنند و با وعدههای دروغین كه به یكی از آنها هم عمل نمیكنند و با تشكیل مجالس رقص و ساز، افراد مختلف را از اینطرف و آنطرف جمع میكنند.
به این امور نیز بسنده نمیكنند، عیوب رقیب خود را از پروندهها بیرون میكشند و میگویند فلان رقیب در پانزده سال پیش فلان حرف را زده و فلان كار را انجام داده است؛ درحالیكه اگر بهجای پانزده سال یك ماه از قضیهای بگذرد، دیگر انسان نمیتواند نسبت به فردی اینطور قضاوت كند؛ آنهم عیبی كه اصلًا كسی از آن اطلاعی نداشته است.
اگر با این كار هم نتوانستند به جایی برسند، شروع به تهمت زدن میكنند؛ از لابهلای صحبتهای شخص، اشكالی درمیآورند وآن را بزرگ میكنند و مطلبی را كه مراد او نبوده و در نیت نداشته به مردم ارائه میدهند.
تمام این تلاشها برای این است كه فردی رئیسجمهور و سلطان شود و نفس خود را از این موقعیت اشباع كند، درحالیكه به هیچچیزی نرسیده است.
- الصراط المستقيم، ج ٣، ص ١٣٠؛ مستدرك لالوسائل، ج ١٤، ص ٤٤٣.
- رجوع شود به امامشناسى، ج ١٥، ص ٢٩٦.
