
ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى
اهميت ذكر و جايگاه آن در سير و سلوك الی اللَه شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي 1 تهذيب نفس و عمل به اوراد و اذكار و دستورات سير و سلوك ،اختصاص به افراد بيكار و به دور از مسائل و اشتغالات عالم دنيا ندارد 2 جامعيّت و اكمليّت شريعت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم فراتر از رهبانيّت بوده و دستورات آن بر اساس رعايت دو جنبة ظاهر و باطن بنا نهاده شده است 3 ديدگاه ناصحيح افراد مبني بر اينكه جريان حقّ همواره بايد در تعامل و رقابت ظاهري با باطل بر آن پيروز و فايق آيد 4 انبياء و اولياء الهي همۀ كمالات و ارزشهاي وجودي خود را از پروردگار و در جنبۀ ربطي خويش مشاهده ميكنند نه بر جنبۀ ظهور و مظهريِ آن 5 بزرگترين اشتباه بلعم باعورا استفاده از نيرو و كمالات الهي بر عليه مظهر حق پروردگار بوده است 6 انبياء و اولياء الهي با وجود بهرهمندي از كمالات لايتناهي در مقام غيرت و عزّت پروردگار متعال به اندازة سر سوزني نميتوانند از دستورات او تخطّي كنند 7 پاسخ پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم به جبرئيل در جنگ احد پس از آن كه او در خطاب به پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم از جانب پروردگار متعال ميفرمايد: ما كليد قواي مدبّره عالم را در اختيار تو ميگذاريم تا بر عليه اين مردم هر دعائي كه ميخواهي بكن 8 ترک کردن خليفۀ اول و ثاني جنگ احد را و بازگشت به مدينه پس از گذشت سه روز 9 آشكار شدن شرافت و برتري مقام پيامبر اكرم صلی اللَه علیه و آله و سلم بر ساير انبياء الهي و مقام تسليم و رضاي او نسبت به اراده و مشيت پروردگار در جنگ احد 10 تهمت و توهم نادرست برخي از افراد مبني بر اينكه عرفاء الهي افراد گوشهگير و منزوي بوده كه خود را از توجه به مصالح و مفاسد مسلمين در حاشيه قرار ميدهند 11 عارف الهي شخصي است كه از هر قَیّمي و سياستمداري نسبت به خلق خدا احساس مسئوليت بيشتري دارد و اراده و مشيت پروردگار را به نحو أتم و اكمل در عالم دنيا محقّق ميكند 12 عارف الهي فردي است كه عليرغم اطّلاع از مآل و سرنوشت جنگ صفين بر اساس عمل به وظيفه و تكليف خود به 18 ماه جنگ و مبارزه بر عليه معاويه ميپردازد 13 سيّدالشهداء عليه السلام با علم به شهادت خويش بر اساس انجام وظيفه و تكليف الهي به سمت كربلا روانه مي شود 14 اهميت جايگاه تهذيب نفس و عمل به اور
ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى
توضیحات:
اهميت ذكر و جايگاه آن در سير و سلوك الی اللَه شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي 1 تهذيب نفس و عمل به اوراد و اذكار و دستورات سير و سلوك ،اختصاص به افراد بيكار و به دور از مسائل و اشتغالات عالم دنيا ندارد 2 جامعيّت و اكمليّت شريعت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم فراتر از رهبانيّت بوده و دستورات آن بر اساس رعايت دو جنبة ظاهر و باطن بنا نهاده شده است 3 ديدگاه ناصحيح افراد مبني بر اينكه جريان حقّ همواره بايد در تعامل و رقابت ظاهري با باطل بر آن پيروز و فايق آيد 4 انبياء و اولياء الهي همۀ كمالات و ارزشهاي وجودي خود را از پروردگار و در جنبۀ ربطي خويش مشاهده ميكنند نه بر جنبۀ ظهور و مظهريِ آن 5 بزرگترين اشتباه بلعم باعورا استفاده از نيرو و كمالات الهي بر عليه مظهر حق پروردگار بوده است 6 انبياء و اولياء الهي با وجود بهرهمندي از كمالات لايتناهي در مقام غيرت و عزّت پروردگار متعال به اندازة سر سوزني نميتوانند از دستورات او تخطّي كنند 7 پاسخ پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم به جبرئيل در جنگ احد پس از آن كه او در خطاب به پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم از جانب پروردگار متعال ميفرمايد: ما كليد قواي مدبّره عالم را در اختيار تو ميگذاريم تا بر عليه اين مردم هر دعائي كه ميخواهي بكن 8 ترک کردن خليفۀ اول و ثاني جنگ احد را و بازگشت به مدينه پس از گذشت سه روز 9 آشكار شدن شرافت و برتري مقام پيامبر اكرم صلی اللَه علیه و آله و سلم بر ساير انبياء الهي و مقام تسليم و رضاي او نسبت به اراده و مشيت پروردگار در جنگ احد 10 تهمت و توهم نادرست برخي از افراد مبني بر اينكه عرفاء الهي افراد گوشهگير و منزوي بوده كه خود را از توجه به مصالح و مفاسد مسلمين در حاشيه قرار ميدهند 11 عارف الهي شخصي است كه از هر قَیّمي و سياستمداري نسبت به خلق خدا احساس مسئوليت بيشتري دارد و اراده و مشيت پروردگار را به نحو أتم و اكمل در عالم دنيا محقّق ميكند 12 عارف الهي فردي است كه عليرغم اطّلاع از مآل و سرنوشت جنگ صفين بر اساس عمل به وظيفه و تكليف خود به 18 ماه جنگ و مبارزه بر عليه معاويه ميپردازد 13 سيّدالشهداء عليه السلام با علم به شهادت خويش بر اساس انجام وظيفه و تكليف الهي به سمت كربلا روانه مي شود 14 اهميت جايگاه تهذيب نفس و عمل به اور
ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى
10لَعِبَت هاشِمُ بِالمُلكِ فَلا *** خَبَرٌ جاءَ و لا وَحی نَزَل لَستُ مِن خِندِفَ إن لَم أنتَقِم *** مِن بنی أحمدَ ما كانَ فَعَل1 «محمد از فرزندان هاشم چند روزی با سلطنت بازی كرد (و مردم را دور خود جمع كرد و رفت)؛ ولیكن بدانید نه خبری از عالم غیب آمده و نه وحیای نازل شده است!
من از قبیله خِندِف نیستم اگر انتقام حوادث گذشته را از فرزندان احمد نستانم!»
یزید كافر بود و كفرش بهنحوی بود كه اگر دستمان به او میرسید به از بین بردن و اعدام او تكلیف پیدا میكردیم؛ اما در همان موقع این مسئله نباید تمام فكر ما باشد و بنابراین با از بین نرفتن او نباید ناراحت شویم. اقدام انسان بهبهای ترتّب یك اثر نیست، بلكه بهبهای انجام وظیفه و تكلیف است.
رضایت عملی از مشیت الهی، سبب رشد سالك
این مسئله مهم، سبب رشد انسان و برنامه سیروسلوك است؛ و الّا ممكن استانسان شهید راه حمار شود، نه شهید راه رسولاللَه و امام علیهالسّلام و رضای پروردگار.2
بنابراین، امام علیهالسّلام میخواهند در عبارت: «معَ ذلكَ لى أورادٌ فى كُلِّ ساعَةٍ مِن آناءِ اللَيلِ و النَّهار»
به عنوان بصری بفرمایند: بااینكه من اشتغالاتی دارم و با مردم مرتبطم و به رتقوفتق امور منزل و خارج منزل میپردازم، درعینحال وقتی را برای اوراد و اذكار خود قرار دادهام كه اگر نباشد، نمیتوانم به این دو جنبه برسم و حظّ خود را از این حیات بگیرم.
صوفی خواندنِ آیةاللَه غروی اصفهانی از سوی علمای نجف
مرحوم شیخ محمدحسین كمپانی اصفهانی كه ساعتها در حرم امیرالمؤمنین علیهالسّلام در حال سجده ذكر میگفت، فردی معمولی و بیكار نبود؛ این مرد بزرگ كه امروزه كتبش بهعنوان كتب درسی مطالعه میشود از اعلم فضلاء و مراجع نجف بود، نه فردی مُخَبَّل كه عقلش را از دست داده باشد و ساعتها در حرم مطهر امیرالمؤمنین علیهالسّلام بنشیند و ذكر بگوید.
همین علماء و آخوندها ایشان را مسخره میكردند و طعن میزدند و میگفتند: «این آدم بیكار را ببینید كه مثل صوفیها و دراویش در حرم سر به سجده گذاشته و ذكر میگوید.»
- روضة الواعظين، ج ١، ص ١٩١؛ مناقب آل ابىطالب، ج ٤، ص ١١٤.
- شخصى در يكى از جنگها در ركاب پيامبر اكرم بهمنظور كسب غنيمت و بهدست آوردن حمار يكى از كفار مىجنگيد و اتفاقاً در راه حمار هم كشته شد.*
(*) المهجة البيضاء، ج ٨، ص ١٠٤؛ جامع السّعادات، ج ٣، ص ١١٣:
« إنَّ رجُلًا قُتِلَ فى سبيلِ اللّهِ و كانَ يدعى" قَتيلَ الحِمارِ" لِأنَّهُ قاتَلَ رَجُلًا لِيَأخُذَ سَلَبَهُ و حِمارَهُ فَقُتِلَ على ذلك فأُضيفَ إلى نيّتِهِ. و هاجَرَ آخَرُ ليَتَزَوَّجَ امرَأَةً فكانَ يسَمّى" مُهاجِرَ أمِّ قَيسٍ!"»
ترجمه:« مردى در راه خدا كشته شد و در ميان اصحاب به" كشته الاغ" خوانده مىشد؛ زيرا او با مردى پيكار كرد تا لباس و الاغ او را غارت كند اما در اين راه كشته شد؛ لذا كار او را به نيّتش نسبت دادند. همچنين فرد ديگرى براى اينكه زنى را به زوجيت خود درآورد مهاجرت كرد؛ روىاينجهت او را" مهاجر امّقيس" ناميدند!» (محقق)
