
ضرورت استمرار بر اذكار و بهکارگیری آن در زندگى
اهميت جايگاه ذكر و لزوم پرداختن به آن شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي 1 نياز انسان برای ورود در مقام اسماء و صفات الهي و رفع حجابهاي ظلماني و به فعليت رساندن استعدادات خويش نيازي فطري و وجداني ميباشد 2 خواندن اسماء حسناي پروردگار متعال به معناي صرفاً تلفظ كردن آنها نميباشد بلكه به اين معني است كه انسان خود را در تحت سيطره و نفوذ و تأثير تكويني اسماء الهي قرار دهد 3 جميع عوالم وجود منبعث از اسماء كليۀالهي بوده و هر يك از اسماء الهي داراي اثر خاصي در عالم تكوين ميباشد 4 ذكر سخنان مرحوم علامه طهراني به مرحوم صدر بلاغي در سنه چهل و دو در ارتباط با كيفيت اداره جوامع به دست افراد 5 امروزه حركت جوامع بشري بر اساس جهل و تحريك احساسات و نفوذ تبليغات ميباشد نه بر اساس مباني عقلي و منطقي 6 شناخت اسماء و صفات الهي و بكارگيري آنها مقدمه است براي اينكه انسان بتواند حقيقت اسماء الهي را در وجود خود محقق كند 7 دستور بزرگان مبني بر قيام در هنگام شب براي عبادت و كسب معنویات و بكار بستن فيوضات رباني در هنگام صبح 8 اشكال مرحوم علامه طهراني نسبت به عملكرد شاگردان مرحوم انصاري بعد از رحلت ايشان 9 رسيدن به رشد و تحقق كمالات الهي در وجود انسان مرهون تمرين و تربيت نفس ميباشد 10 اسماء و صفات پروردگار متعال در عالم وجود عبارت است از آثاري كه از ذات پروردگار متعال در مقام اطلاق نشأت گرفته و حتي رسول اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام نميتوانند به منتهاي آن اسماء در مقام اطلاق دسترسي پيدا كنند 11 پيغمبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم با وجود علوّ مقام و عظمت و شأن خود در عالم وجود خطاب به پروردگار متعال ميفرمايد: اللَهمَّ زدنی فيك تَحيُّراً 12 بيان توضيحي راجع به سخن پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه خطاب به پروردگار متعال: اللَهم زِدني فيك تحيُّراً
ضرورت استمرار بر اذكار و بهکارگیری آن در زندگى
توضیحات:
اهميت جايگاه ذكر و لزوم پرداختن به آن شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي 1 نياز انسان برای ورود در مقام اسماء و صفات الهي و رفع حجابهاي ظلماني و به فعليت رساندن استعدادات خويش نيازي فطري و وجداني ميباشد 2 خواندن اسماء حسناي پروردگار متعال به معناي صرفاً تلفظ كردن آنها نميباشد بلكه به اين معني است كه انسان خود را در تحت سيطره و نفوذ و تأثير تكويني اسماء الهي قرار دهد 3 جميع عوالم وجود منبعث از اسماء كليۀالهي بوده و هر يك از اسماء الهي داراي اثر خاصي در عالم تكوين ميباشد 4 ذكر سخنان مرحوم علامه طهراني به مرحوم صدر بلاغي در سنه چهل و دو در ارتباط با كيفيت اداره جوامع به دست افراد 5 امروزه حركت جوامع بشري بر اساس جهل و تحريك احساسات و نفوذ تبليغات ميباشد نه بر اساس مباني عقلي و منطقي 6 شناخت اسماء و صفات الهي و بكارگيري آنها مقدمه است براي اينكه انسان بتواند حقيقت اسماء الهي را در وجود خود محقق كند 7 دستور بزرگان مبني بر قيام در هنگام شب براي عبادت و كسب معنویات و بكار بستن فيوضات رباني در هنگام صبح 8 اشكال مرحوم علامه طهراني نسبت به عملكرد شاگردان مرحوم انصاري بعد از رحلت ايشان 9 رسيدن به رشد و تحقق كمالات الهي در وجود انسان مرهون تمرين و تربيت نفس ميباشد 10 اسماء و صفات پروردگار متعال در عالم وجود عبارت است از آثاري كه از ذات پروردگار متعال در مقام اطلاق نشأت گرفته و حتي رسول اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام نميتوانند به منتهاي آن اسماء در مقام اطلاق دسترسي پيدا كنند 11 پيغمبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم با وجود علوّ مقام و عظمت و شأن خود در عالم وجود خطاب به پروردگار متعال ميفرمايد: اللَهمَّ زدنی فيك تَحيُّراً 12 بيان توضيحي راجع به سخن پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه خطاب به پروردگار متعال: اللَهم زِدني فيك تحيُّراً
ضرورت استمرار بر اذكار و بهکارگیری آن در زندگى
11مسئله ولایت، اثری از اثرات ذات است كه بر نفس ائمه علیهمالسّلام حاكم و غالب است، ولی صحبت در این است كه اگر این مظهریت در قالبِ تعین بیاید با آن اطلاق منافات خواهد داشت؛ لذا پیغمبر اكرم نیز با آن مقام و عظمت كه جمیع عوالم در تكوین منبعث از نفس مبارك او و در تحت اراده اوست، تا آخر عمر عرضه میدارد: «رَبِّ زِدنى فيكَ تَحَيُّرًا؛1ای پروردگار من تحیر مرا در خودت بیشتر فرما!»
معنای كلام نبوی«ربِّ زِدنى فيكَ تَحَيُّرًا»
معنای«رَبِّ زِدنى فيكَ تَحَيُّرًا» آن است كه پروردگارا، علم مرا به خودت زیاد كن؛ زیرا تا هنگامی كه انسان به موضوعی علم و معرفت و شناخت پیدا نكند و بر خصوصیات آن اطلاع پیدا ننماید، تحیر پیدا نمیكند و با یك دید عادی از مسئله میگذرد. اگر برلیان ارزشمندی را بهدست یك طفل بدهند، چون معرفت ندارد، با آن شروع به بازی میكند؛ اما اگر همین برلیان را بهدست یك جواهرشناس متخصص و دنیادیده و مجرّب بدهند، متحیر خواهد شد.
ما چیزی ادراك نمیكنیم تا تحیر پیدا كنیم و «رَبِّ زِدنى فيكَ تَحَيُّرًا» بگوییم؛ پیغمبر است كه به حقیقت علم پروردگار رسیده، و از وجود اطلاقی و لاانتهایی خداوند اطلاع پیدا كرده است.
منبابمثال ممكن است بنده فقط نسبت به آرد و شكر موجود در این شیرینی اطلاع داشته باشم، اما شخص دیگری كه اطلاع بیشتری دارد، به نهایت موادّ موجود در آن رسیده باشد؛ حال اگر پیغمبر مانند فردی كه به تمام محتویات یك شیء اطلاع دارد به همه مراتب علم پروردگار رسیده باشد، دیگر عبارت«زِدنى» معنایی نخواهد داشت.
حكایتی پیرامون زبردستی كمالالملك در نقاشی
در احوال كمالالملك كه تابلوهای بسیار معروفی دارد و شاید بتوان گفت نقاش بینظیری بوده است چنین نقل میكنند:
روزی كمالالملك چند تابلو از تابلوهای خود را به كتابخانه ملی تقدیم میكند و مسئول كتابخانه در قبال یكی از این تابلوها مبلغی را برای او میفرستد. كمالالملك از این مسئله برآشفته میشود و آن مبلغ را برمیگرداند و به آن افراد میگوید: «اگر میخواهند قیمت تابلوی مرا بدهند، مانند یكی از تابلوهای مرا بیاورند تا هر مبلغی را كه در روی زمین پیشنهاد كردند، من به آنها بپردازم!»
- فتوحات مكّيه، ج ١، ص ٢٧١ و ٢٧٢؛ ج ٢، ص ٥٤٥؛ فصوص الحكم، ص ٧٣؛ مرصادالعباد، ص ٣٢٦؛ شرح الاسماء الحسنى، ملّا هادى سبزوارى، ص ٥٣٥.
