
لزوم شرعى ذكر براى حركت سالك به سوى مبادى كمالیّه
اهميت جايگاه ذكر و لزوم پرداختن به آن شرح فقره: فلا تشغلني عن وردي 1 طبيعت نفس هيولاني انسان براي رسيدن به رشد و به فعليت درآوردن استعدادات خود و ادراك مقام ذات پروردگار متعال نيازمند تمرين و تربيت ميباشد 2 در نظام عالم وجود رشد و كمال افراد در علوم ظاهري و باطني در گرو سعي و تلاش و اهتمام ايشان ميباشد 3 تأكيد روايات وارده از ائمه اطهار مبني بر اهتمام نسبت به مراقبه و انجام اربعينيات 4 عدم رعايت مراقبه توسط انسان سبب ايجاد غفلت و ابتلاء به سنّت استدراج و افتادن در وادي هلاكت ميشود 5 مرحوم علامه طهراني در اواخر عمر خطاب به شاگردان خويش ميفرمايند: كسي كه در راه سير و سلوك به مجاهده و عمل نپردازد قدم از قدم برنداشته و تنها عنوان سالك را به همراه خود ميكشد 6 توضيحي راجع به رعايت حقيقت مراقبه در همۀ ابعاد 7 پرهيز از تقبيل يد و دست بوسيدن افراد مگر نسبت به آنچه در روايات از ائمه اطهار نسبت به پدر و برخي افراد وارده شده است 8 ذكر سخنان مرحوم علامه طهراني مبني بر كيفيت ارتباط ايشان با مرحوم حداد و رعايت جوانب احترام و خضوع نسبت به ايشان 9 بيانات استاد طهراني مبني بر عدم رضايت و مخالفت ايشان نسبت به بوسيدن دستشان توسط افراد 10 پاسخ مرحوم حداد رضوان اللَه عليه به مرحوم علامه طهراني در پي نارضايتي ايشان از بوسيدن دستشان توسط شاگردان و افراد 11 ذكر حكايتي در بيان مقايسه ميان كيفيت زيارت امام رضا عليه السلام توسط مرحوم علامه طهراني و يكي از مراجع معروف در مشهد مقدس 12 خداوند متعال براي هر لحظه از لحظات افراد سهم و حصهاي از وجود قرار داده است و در صورتي كه شخص حق آن را ادا نكند هيچ امري جايگزين آن نخواهد شد گرچه آن فرد به مقام فنا ذات الهي برسد
لزوم شرعى ذكر براى حركت سالك به سوى مبادى كمالیّه
5پیمودن راه خدا تنها به حرف و گفتار نیست، بلكه توأم با عمل است. هر مقداری كه انسان عمل كند ناجح و صاعد است و به هر مقداری كه عمل نكند عقب افتاده است.
رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم در فتح مكه بالای كوه صفا آمدند، و در وقتیكه جمیع بنیعبدالمطّلب در حولوحوش آن حضرت جمع بودند و اجتماع عظیمی بود و بر كفار فائق شده بودند و مشركین مطرود و منفور و شكستخورده و ذلیل و طُلَقاء حساب شدند، و قدرت و عظمت و عزت و شوكت انحصار بر آن حضرت و خاندان آن حضرت و بنیهاشم و بنیعبدالمطّلب داشت، در یك خطبه خیلی مختصر كه مفادش را عرض میكنم فرمودند:
ای بنیعبدالمطّلب، بدانید! حالا كه اسلام غلبه كرده و عزت با اسلام است و خداوند ما را پیروزی داده و كلمه حق را بر كلمه باطل غلبه داده، خیال نكنید كه بهواسطه انتسابی كه شما به من دارید كار تمام شده است و به قولما خَرِتان از پل گذشته، و هر كاری و عملی انجام بدهید بهواسطه انتساب با پیغمبر آخرالزّمان بخشوده و قابل اغماض است یا اینكه صحّه میخورد و پسندیده است؛ ابداً اینطور نیست!
هركسی در گرو عمل خود است، من در گرو عمل خودم هستم و شما هم در گرو عمل خودتان! إنَ (لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ) 1و2 اگر من خودم هم عصیان خدا را بهجا بیاورم ساقط میشوم و در درّه هلاكت سقوط میكنم.
این توصیه امیرالمؤمنین علیهالسّلام به فرزندانش، و همه ائمه علیهمالسّلام به فرزندان و اقرباء و خویشان و دوستان و نزدیكان آنها بوده است.
مسئله، مسئلهای نیست كه انسان بهصِرف انتساب بخواهد بهرهبرداری كند و جلو بزند، و برخلاف سنت تامّه پروردگار چیزی را به چنگ آورده و بهدست آورد.
اگر اینطور باشد خُب خدا ظالم است! خداوند كه نسبت به همه موجودات به یك نظر عمل میكند. اگر بخواهیم در این موضوعات ببینیم كه بیرویگی و بیعملی و صرف انتساب، ایجابِ مقام و منزلت و حركت و وصول و اینها دارد، خُب این معلوم است كه صددرصد غلط است. سلوك عبارت است از عمل! سلوك راه خدا عمل است! سالك یعنی كسی كه قدم راستین در راه میگذارد؛ و از همه كارهای او مهمتر توطین نفس است كه در اولوهله باید كمر ببندد و خودش را بهحول و قوّه خدا از همه آفات و عاهاتی كه در این طریق است محفوظ بدارد.3
- سوره يونس (١٠) آيه ٤١.
- الكافى، ج ٨، ص ١٨٢؛ صفات الشّيعه، ص ٥؛ معادشناسى، ج ٣، ص ٢٦٨؛ ج ١٠، ص ٤١٩. ولايت فقيه در حكومت اسلام، ج ١، ص ١٠٠:
« سَمِعتُ أبا عبدِ اللهِ عليهِ السّلامُ يقولُ: لَمّا فَتَحَ رسولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليهِ و آلِهِ و سَلَّمَ مَكّةَ، قامَ علَى الصَّفا فقالَ: يا بَنى هاشمٍ، يا بنى عبدِ المُطَّلِبِ! إنّى رسولُ اللهِ إليكُم، و إنّى شفيقٌ عليكُم، لا تَقولوا:" إنَّ مُحمّدًا مِنّا!" فَوَ اللهِ ما أوليائى مِنكم و لا مِن غَيرِكُم إلّا المُتّقونَ! ألا فلا أعرِفُكُم تَأتونى يومَ القيامةِ تَحمِلونَ الدّنيا على رِقابِكُم و يأتِى النّاسُ يحمِلونَ الآخِرةَ. ألا و إنّى قد أعذَرتُ فيما بَينى و بَينَكُم و فيما بَينَ اللهِ عَزَّ و جَلَّ و بَينَكُم، و إنَ ﴿ لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ)﴾.
حضرت صادق عليهالسّلام فرمودند:" وقتى رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم مكه را فتح نمودند، آمدند بالاى كوه صفا (كه متصل است به مسجدالحرام) و فرمودند: اى فرزندان هاشم و اى فرزندان عبدالمطّلب! من فرستاده خدا هستم بهسوى شما، و من نسبت به شما مهربانم بهطورىكه دلسوز شما هستم! نگوييد كه محمد از ماست! قسم به خدا نيستند اولياى من و دوستان و نزديكان من از شما و نه از غير شما، مگر پرهيزگاران. آگاه باشيد، من شما را چنين نشناسم كه روز قيامت بياييد پيش من و دنيا را روى پشتها و گُردهها و شانههاى خود حمل كرده باشيد و مردم ديگر بيايند و آخرت را با خودشان حمل كرده باشند. آگاه باشيد كه من حجت را بر شما تمام كردم و ديگر جاى عذرى براى شما باقى نگذاشتم؛ در آنچه بين من و بين شماست حجت را تمام كرده و در آنچه بين خدا و بين شماست، عذرى باقى نگذاردم. بدانيد كه عمل من، مالِ من است و عمل شما از آنِ شماست."» - آيين رستگارى، ص ١٥٧.
