اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توقف نتایج اذكار بر استمرار مراقبه‏

17٬227
عنوان بصری
ورد و ذکر

اهميت جايگاه ذكر و لزوم پرداختن به آن شرح فقره: فلا تشغلني عن وردی 1 بيان دو مطلب مهم و اساسي در ارتباط با اذكار و اوراد مبني بر مستند بودن اذكار عدديه و ضرورت اشتغال به آن براي همۀ افراد در مراتب مختلف 2 همچنان‌كه رسيدن به رشد و تكامل در علوم ظاهري مرهون سعي و تلاش بوده، رسيدن به مقامات عاليۀ معنوي و رفع حجب ظلماني و نوراني هم در گرو مراقبت و تربيت و تهذيب نفس مي‌باشد 3 هشدار مرحوم علامه طهراني در اواخر عمر نسبت به شاگردان خويش: پيمودن راه سير و سلوك به اسم نمي‌باشد، بلكه به عمل و صدق و مجاهده مي‌باشد 4 ذكر نامۀ مرحوم آيةاللَه انصاري براي يكي از شاگردان خود در ارتباط با كيفيت مراقبه و بيان اموري كه براي حركت سالك به سمت پروردگار ضروري و لازم مي‌باشد 5 بيان برخي از آفات و مضرات كثرت كلام حتي نسبت به سخن صحيح 6 معاشرت و ارتباط انسان با اهل غفلت و صاحبان نفوس شرور سبب مي‌شود حالت نورانيت و روحانيتي را كه انسان به واسطۀ مراقبه و انجام عبادات بدست آورده است ، از دست بدهد. 7 توضيحي راجع به روايت موسي بن جعفر عليهما‌السلام خطاب به هشام: الصبر علي الوحدة علامة قوة العقل فمن عَقَلَ عن اللَه اعتزل اهل الدنيا 8 عدم رعايت مراقبه و غفلت انسان از توجه به پروردگار سبب مي‌شود خداوند متعال او را مبتلا به سنت استدراج و مشغول به دنيا و آثار آن كند 9 اسماء و صفات كليه پروردگار متعال متناسب با هر مرتبه‌اي از مراتب وجود داراي مظاهر و معاني مختلفي مي‌باشد كه هيچ يك از افراد در هر مرتبه‌اي از مراتب از آن بي‌نياز و مستغني نمي‌باشند 10 عدم استغنا همه افراد نسبت به اذكار و صفات پروردگار از آن روست كه اسامي و صفات كليه پروردگار متعال مانند ذات او در مرتبة اطلاق و لاحدي بوده، هر يك داراي اثر خاصي مي‌باشد 11 اينكه پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم‌السلام در روايات به عنوان واسطه و مجراي فيض پروردگار در جميع عوالم وجود معرفي شده‌اند به چه معنا مي‌باشد 12 چگونه پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم با وجود علو مقام و ادراك مقام ذات پروردگار متعال خطاب به خداوند متعال مي‌فرمايد: ربِّ زدني فيك تحيُّراً

توقف نتایج اذكار بر استمرار مراقبه‏

توضیحات:

اهميت جايگاه ذكر و لزوم پرداختن به آن شرح فقره: فلا تشغلني عن وردی 1 بيان دو مطلب مهم و اساسي در ارتباط با اذكار و اوراد مبني بر مستند بودن اذكار عدديه و ضرورت اشتغال به آن براي همۀ افراد در مراتب مختلف 2 همچنان‌كه رسيدن به رشد و تكامل در علوم ظاهري مرهون سعي و تلاش بوده، رسيدن به مقامات عاليۀ معنوي و رفع حجب ظلماني و نوراني هم در گرو مراقبت و تربيت و تهذيب نفس مي‌باشد 3 هشدار مرحوم علامه طهراني در اواخر عمر نسبت به شاگردان خويش: پيمودن راه سير و سلوك به اسم نمي‌باشد، بلكه به عمل و صدق و مجاهده مي‌باشد 4 ذكر نامۀ مرحوم آيةاللَه انصاري براي يكي از شاگردان خود در ارتباط با كيفيت مراقبه و بيان اموري كه براي حركت سالك به سمت پروردگار ضروري و لازم مي‌باشد 5 بيان برخي از آفات و مضرات كثرت كلام حتي نسبت به سخن صحيح 6 معاشرت و ارتباط انسان با اهل غفلت و صاحبان نفوس شرور سبب مي‌شود حالت نورانيت و روحانيتي را كه انسان به واسطۀ مراقبه و انجام عبادات بدست آورده است ، از دست بدهد. 7 توضيحي راجع به روايت موسي بن جعفر عليهما‌السلام خطاب به هشام: الصبر علي الوحدة علامة قوة العقل فمن عَقَلَ عن اللَه اعتزل اهل الدنيا 8 عدم رعايت مراقبه و غفلت انسان از توجه به پروردگار سبب مي‌شود خداوند متعال او را مبتلا به سنت استدراج و مشغول به دنيا و آثار آن كند 9 اسماء و صفات كليه پروردگار متعال متناسب با هر مرتبه‌اي از مراتب وجود داراي مظاهر و معاني مختلفي مي‌باشد كه هيچ يك از افراد در هر مرتبه‌اي از مراتب از آن بي‌نياز و مستغني نمي‌باشند 10 عدم استغنا همه افراد نسبت به اذكار و صفات پروردگار از آن روست كه اسامي و صفات كليه پروردگار متعال مانند ذات او در مرتبة اطلاق و لاحدي بوده، هر يك داراي اثر خاصي مي‌باشد 11 اينكه پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم‌السلام در روايات به عنوان واسطه و مجراي فيض پروردگار در جميع عوالم وجود معرفي شده‌اند به چه معنا مي‌باشد 12 چگونه پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم با وجود علو مقام و ادراك مقام ذات پروردگار متعال خطاب به خداوند متعال مي‌فرمايد: ربِّ زدني فيك تحيُّراً

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

توقف نتایج اذكار بر استمرار مراقبه‏

11
  • مرحوم آقا می‌فرمودند که آدم عاقل و آدم سالک باید تمام حواسش را بیاورد توی گوشش، یک نکته، یک نکته، آن یک نکته را بگیرد، تمام حواسش را بیاورد در چشمش، تمام حواسش را بیاورد.... ایشان این‌جوری بود، ـ من می‌دانم دیگر ـ تمام از ریزه کاریهایی که استادش به او می‌گفت اینها را.... ما در آنجا بودیم، در کربلا بودیم، در خدمت ایشان مشرف شده بودیم به کربلا، در همان سفری که نوشتند هم در.... ما می‌نشستیم مرحوم آقا با آقای حداد صحبت می‌کردند، آقا صحبت میکردند گوش می‌دادیم و می‌رفتیم. امّا همان مطالبی را که آقای حداد می‌گفتند وقتی که می‌رفتند ما می‌دیدیم مرحوم آقا، چیزی از جیبشان در آوردند، دفترچه‌شان را درآوردند، دارند می‌نویسند که الآن اینها یک مقداریش به عنوان جُنگ هنوز.... اینها مال آن موقع. این را می‌گویند چه؟ کی این کار را می‌کرد؟ کسی که خودش چهل تا پنجاه تا شاگرد داشت. تمام شاگردهای آقای حداد مال چه بودند؟ زیر دست آقا بودند دیگر. این آن موقع این‌جوری بود، ما انگار نه انگار. فوری درمی‌آورد می‌نوشت: این مطلب را مرحوم آقا، به حضرت آقا با عنوان روحی فداه هم می‌نوشتند، این مطلب را حضرت آقا روحی فداه در اینجا ایشان نقل کردند، این مسئله را گفتند. چیزهایی را که ما اصلاً توجه نمی‌کردیم ولی الآن متوجه می‌شویم این چه نکته‌ای در آن بوده، عجیب نکته‌ای بوده، عجیب!. این مال چیست؟ این مال شخصی است که بر تمام اوقاتش و بر تمام سکنات و حرکاتش إقرأ و إرقَعْ، به هر اندازه که ما این قرآن را در وجود خودمان پیاده کردیم به همان اندازه در این قرآن فرو رفتیم، به همان مقدار. آنوقت آن عمل و آن فرو رفتن و آن تحقّق این حقیقت قرآن موجب می‌شود که شما بتوانید برای پلّۀ بعدی آمادگی داشته باشید، برای حرکت بعدی بتوانید چه‌کار بکنید؟ بتوانید آمادگی داشته باشید. اگر نسبت به آن قضیّه ما انجام ندادیم، یک پرده‌ای افتاده می‌شود در حرکت بعدی متوقّف میمانیم. لذا در روز قیامت می‌گویند به این معنای قرآن تو چقدر عمل کردی؟ قرآن هفتاد بطن دارد، اگر هفتاد بطن را مانند امام علیه السّلام رسیدی، به آن حقیقت مطلقۀ قرآن دسترسی پیدا کردی، اگر شصت و نه تا، شصت و هشت تا، شصت تا، پنجاه تا، همین‌طور پایین، پایین. به بعضی‌ها هم می‌آیند می‌گویند: نه.... یک روایتی هست ـ خیال می‌کنم مرحوم آقا در معاد شناسی، این‌طوری که به ذهنم می‌رسد ـ راجع به اصحاب پیغمبر، امیرالمؤمنین علیه السّلام از حضرت سؤال می‌کنند: سلمان که بود؟ بحرٌ لا یُنْزَف «دریایی که عُمق نداشت، تَه نداشت» اباذر که بود؟ اویس که بود؟ راجع به خصوصیّات و اینها سؤال می‌کنند، حضرت می‌گویند. بعد می‌رسد به ابن مسعود، ابن مسعود که بود؟ چه شخصی بود؟ حضرت می‌فرمودند که: ـ نمی‌دانم این روایت مال امیرالمؤمنین است یا امام صادق؟ الآن برایم شبهه پیدا شد، خیال می‌کنم امیرالمؤمنین باشد چون از مضمونش این‌طور برمی‌آید، ظاهراً، چون ابن مسعود در زمان امیرالمؤمنین از دنیا رفته بود ـ ابن مسعود که بود؟ حضرت می‌فرمایند: قرأ القران و وَقَفَ دونَه، «قرآن را خواند و همان‌جا ایستاد» وَقَفَ دونه «ایستاد همان‌جا» تو نرفت، جلو نرفت، ظاهری را فقط. حالا ابن مسعود آدم خوبی بود، ابن مسعود قاری بود، صدای خوبی هم داشت. پیغمبر، خیلی از اوقات می‌شد حضرت، ابن مسعود را صدا می‌کردند و می‌فرمودند: ابن مسعود قرآن بخوان و آن با صوت حزین می‌خواند و حضرت گریه می‌کردند، حضرت اشک از چشمانشان می‌آمد و از خواندن ابن مسعود. ولی چه بود ابن مسعود؟ همین، حدّش همین بود، قرأ القرآن و وقَفَ دونه، ایستاد همان‌جا. یعنی حظّی برد، آدم خوبی بود، آدم چیزی بود، با اسلام بود، با شیعه بود، تشیّع بود، فلان بود ولی حظّش چقدر بود؟ فقط همین، در همین حدّ خواندن و صدایش هم قشنگ بود. ولی سلمان که بود؟ بحرٌ لا یُنْزف «تَه نداشت» ته نداشت سلمان. خب اینها مال چیست؟ اینها مال این است که ما نباید کاری انجام بدهیم که دریچۀ فیض و دریچۀ معارف نسبت به انسان بسته بشود. شرایطی که برای ما پیش می‌آید آن شرایط را باید با ذکر تطبیق بدهیم. لذا نسبت به ذکر همۀ افراد از مبتدی و مختتم، از کسی که ابتدای کارش است و انتهای اوست، حتّی امام علیه السّلام، حتّی پیغمبر اکرم که اشرف کائنات است و فخر عالم وجود است و منبع فیض است و نقطۀ واحدیّت است، جریان اسماء و صفات کلیه است، همۀ اینها، عالم خَلق، در توسّل به اسماء و صفات کلّی الهی محتاجند. لذا امام صادق علیه السّلام می‌گوید: اگر من ذکر نگویم به همین اندازه ذکر نگفتنم خودم را از آن فیض محروم کردم، یک دستورالعمل بهت می‌دهم برو و انجام بده، مطلب را من بهت گفتم، وقت من را هم دیگر نگیر. امام صادق اگر می‌خواست به همه وقت بدهد چه می‌شد قضیّه؟ آقا! یک ساعت به ما وقت بدهید، آقا! دو ساعت به ما وقت بدهید، آقا! چند دقیقه. چند دقیقه می‌شود یک ساعت، بعد هم چی، بیایند بگویند: آقا! حسن این‌طور شد، حسین این‌طور شد، نمی‌دانم، سرمایه‌ام ضرر کردم، کشتی‌ام را باد برد و خانه‌ام را دریا برد و فلان و چه. امام صادق می‌گوید: بابا! من حوصله ندارم، این مسائل جای گفتن ندارد، این مطالب را با زید و عَمرو هم می‌شود بروید شما بگویید، امام می‌گوید: چرا بیایی وقت مرا می‌خواهید بگیرید؟ آقا من ذکر دارم. یک وقتی قضیّه جوری است که احساس تکلیف حضرت می‌کند، خود حضرت بلند می‌شود می‌آید در مسجد مدینه هم می‌نشیند، اصحاب را هم جمع می‌کند، برای آنها احکام هم بیان می‌کند. یک وقتی نه، طرف می‌خواهد بیاید بنشیند درد دل کند، می‌گوید: بابا مخلصتان هستیم، خدا عمرتان بدهد، ما کار داریم، زندگی داریم. این‌طور انسان باید باشد. سالک باید از امام صادق یاد بگیرد. جایی که آن حضرت با عبور از قاب قوسین اَو اَدنی دارد به عنوان بصری می‌گوید، دیگر وای بحال ما و به روزگار ما که تمام اوقاتمان را با حرف و نقل و این و آن داریم سپری می‌کنیم، عین خیالمان هم نیست. آن امام صادق دارد می‌گوید: بیخود بلند نشود بیایی اینجا من کار و زندگی دارم، بهت گفتم دستور را برو انجام بده. ما انگار نه انگار که نه آخرتی است و نه خدایی است و نه مرابتی است و... خیلی خوشیم، خلاصه خیلی خوشیم، خیلی هم خوب نیست آدم خوش باشد، خوب است، بالأخره انسان باید مطالب را آسان بگیرد ولی در این مطالب نباید سهل بگیرد که سهل اگر بگیرد مفت باخته است و حقیقت را به مجاز فروخته که دیگر قابل بازگشت نیست.

/ 0