
حقیقت علم نور است
حقيقت علم، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 امام صادق عليه السلام ميفرمايند: علم نوري است كه واقع ميشود در قلب هر شخصي كه خداوند تبارك و تعالي بخواهد او را هدايت كند. 2 در برخي روايات وارد شده است كه تمام جانوران و ماهيان موجود در اعماق درياها براي طالبان علم و مجالسي كه ذكر خدا در آن بر پا است دعا ميكنند. 3 از جمله اموري كه در آيات و روايات نسبت به آن بسيار تأكيد شده است و سعادت انسان در گرو آن قرار داده شده بدست آوردن علم و يقين در انجام هر كاري ميباشد. 4 ذكر حكايتي جالب از حسن صبّاح مبني بر مهارت او در فريب دادن مردم. 5 مكتب اسلام و ائمه اطهار عليهمالسلام در قدم اول افراد را به كسب علم و يقين نسبت به راه و مذهب خود دعوت ميكنند. 6 بياعتنايي عمر سعد به سخنان بر آمده از منطق امام حسين عليه السلام او را به سيهروزي و بدبختي در دو دنيا مبتلا ساخت. 7 هر مكتب و مذهبی كه در آن علم و يقين به كنار رفته و ظنّ و شك جايگزين آن شده است شكي در بطلان و ضلالت آن وجود ندارد. 8 امروزه بسياري از مشكلات بشريت چه در بُعد فردي يا اجتماعي بدليل متابعت و پيروي از ظنّ و گمان ميباشد. 9 در مكتب عرفان مراقبه به معناي تطبيق دادن همه اعمال و رفتار و كردار بر اساس عقل و منطق ميباشد. 10 خداوند تبارك و تعالي در وجود برخي افراد بواسطۀ تقوا و صدق و خلوص نيّت ، نوري قرار ميدهد كه بر اساس آن ميان حق و باطل تميز داده، راه صحيح را از سقيم تشخيص ميدهند.
حقیقت علم نور است
توضیحات:
حقيقت علم، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 امام صادق عليه السلام ميفرمايند: علم نوري است كه واقع ميشود در قلب هر شخصي كه خداوند تبارك و تعالي بخواهد او را هدايت كند. 2 در برخي روايات وارد شده است كه تمام جانوران و ماهيان موجود در اعماق درياها براي طالبان علم و مجالسي كه ذكر خدا در آن بر پا است دعا ميكنند. 3 از جمله اموري كه در آيات و روايات نسبت به آن بسيار تأكيد شده است و سعادت انسان در گرو آن قرار داده شده بدست آوردن علم و يقين در انجام هر كاري ميباشد. 4 ذكر حكايتي جالب از حسن صبّاح مبني بر مهارت او در فريب دادن مردم. 5 مكتب اسلام و ائمه اطهار عليهمالسلام در قدم اول افراد را به كسب علم و يقين نسبت به راه و مذهب خود دعوت ميكنند. 6 بياعتنايي عمر سعد به سخنان بر آمده از منطق امام حسين عليه السلام او را به سيهروزي و بدبختي در دو دنيا مبتلا ساخت. 7 هر مكتب و مذهبی كه در آن علم و يقين به كنار رفته و ظنّ و شك جايگزين آن شده است شكي در بطلان و ضلالت آن وجود ندارد. 8 امروزه بسياري از مشكلات بشريت چه در بُعد فردي يا اجتماعي بدليل متابعت و پيروي از ظنّ و گمان ميباشد. 9 در مكتب عرفان مراقبه به معناي تطبيق دادن همه اعمال و رفتار و كردار بر اساس عقل و منطق ميباشد. 10 خداوند تبارك و تعالي در وجود برخي افراد بواسطۀ تقوا و صدق و خلوص نيّت ، نوري قرار ميدهد كه بر اساس آن ميان حق و باطل تميز داده، راه صحيح را از سقيم تشخيص ميدهند.
حقیقت علم نور است
11امام صادق علیهالسّلام میفرماید:
«تجد الرَجُلَ يتكَّلَم لا يخطىء بلامٍ و لا واوٍ خطيبًا مصعقًا و قلبُهُ اشدّ ظلمة من اللّيل المُظلم وَ تجد الرَجُلَ لا يستطيع يعبّر مما فى قلبهِ بلسانه و قلبُهُ يزهَرُ كما يزهَرُ المِصباح؛1 مردی را میبینی خطیب است و مُصقِع، یعنی در بیان عبارات استیلاء و تسلط بسیار دارد و یك لام و واو در صحبتش اشتباه نیست ولی دلش مانند شب ظلمانی تاریك است و شخص دیگری را مییابی كه نمیتواند مافیالضمیر خودش را بیان كند و قدرت بیان و تكلّم ندارد ولی دلش مانند چراغ روشن است.»
بعضی در پروراندن مطالب حذاقت دارند و اگر مطلبی را به آنها بدهید كه منبابمثال راجع به دروغ، عدالت یا نفاق صحبت كنند مثالها و حكایات زیبا بیان میكنند و اگر دو ساعت هم حرف بزنند انسان اصلًا خسته نمیشود و یك لام و یك واو در صحبتشان اشتباه یا تكرار نمیشود. اگر شخصی یك جمله را در یك ساعت دو بار تكرار نكند میگویند خیلی بلاغت دارد. مسئله بلاغت و صحبت و ایراد مطالب، با دل پاك و صاف و نورانی دو تاست و ارتباطی با هم ندارند.
بعضی از سیاستمداران و حكّام با صحبت خودشان چنان تحوّلی ایجاد میكردند كه تمام افراد را منقلب میكردند. میگویند وقتیكه هیتلر دو سه ساعت صحبت میكرد تمام افراد شیفته او میشدند و خود را برای جان فشانی به هر جهت آماده میكردند.
در روایت داریم بعضی از اقسام صحبت، سحر است: «وإنّ مِنَ البيان لَسِحرًا».2 سحر این است كه شما قوای درّاكه شخص را تحت تسخیر قوای تخیلی خودتان در بیاورید بهطوریكه دیگر نتواند فكر و تعقّل كند و فكرش را بهكار بیندازد، یعنی حق را بهجای باطل و باطل را بهجای حق تلبیس و عوض كنید. بیان هم،همینطور است؛ بعضی از اقسام بیان كه در آن بلاغت و شیوایی به اوج میرسد چنان فرد را مجذوب میكند كه قوّه درّاكه او را میگیرد و پس از جذبشدن، نمیتواند اصلًا درست فكر كند.
- الكافى، ج ٤، ص ٢١٠؛ الكافى، ج ٢، ص ٤٢٢: عَنْ عَمْرٍو عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: قَالَ لَنَا ذَاتَ يوْمٍ: تَجِدُ الرَّجُلَ لَا يخْطِئُ بِلَامٍ وَ لَا وَاوٍ خَطِيباً مِصْقَعاً وَ لَقَلْبُهُ أَشَدُّ ظُلْمَةً مِنَ اللَّيلِ الْمُظْلِمِ وَ تَجِدُ الرَّجُلَ لَا يسْتَطِيعُ يعَبِّرُ عَمَّا فِى قَلْبِهِ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبُهُ يزْهَرُ كمَا يزْهَرُ الْمِصْبَاحُ.
- منلايحضرهالفقيه، ج ٤، ص ٣٧٩.
