
كیفیت غلبه قواى وهمى بر مبانى علمى
حقيقت علم، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: علم نوري ميباشد كه خداوند متعال در قلب كسي كه بخواهد او را هدايت كند تا مسير كمال را پيماید و از انحرافات و معضلات مصون بماند قرار ميدهد. 2 علم به معناي يقين و انكشاف واقع ميباشد. 3 تمام مشكلات و مصائب انسانها در زندگي چه در بعد فردي و يا اجتماعي بخاطر متابعت و پيروي از تخيّلات و ظنون بجاي بدست آوردن علم و يقين ميباشد. 4 مشاهدۀ تصوير رهبر فقيد انقلاب در ماه توسط مردم بواسطۀ غلبه قوّه متخيّله و متوهّمه و كنار نهادن قوۀ عاقله و موازين منطقي ميباشد. 5 در مكتب اسلام استنباط و بدست آوردن احكام شرعیه از طريق مكاشفه و خواب به دو جهت فاقد حجّت و اعتبار ميباشند. 6 براساس كلام امام صادق عليه السلام: انسان هر قدمي را كه بر ميدارد بايد بر اساس علم و يقين و همراه با حجت بوده و از حركت بر اساس تقليد كوركورانه و مقلدانه پرهيز كند. 7 تفسير سوره مباركۀ تكاثر. 8 از جمله آياتي كه دلالت بر تحقق بالفعل بهشت و جهنم و مشاهدۀ آنها در دنيا ميكند آيات 5 و 6 سورۀ تكاثر ميباشد. 9 تحقق علماليقين در وجود زيد بن حارثه و مشاهدۀ موقعيت هر يك از افراد در بهشت و جهنم. 10 از جمله قضايايي كه مرحوم علامه طهراني بسيار نسبت به آن تذكّر داده و براي افراد مطرح ميكردند حكايت «خر برفت» از مثنوي معنوي ميباشد.
كیفیت غلبه قواى وهمى بر مبانى علمى
8خلق را تقلیدشان بر باد داد *** ای دوصد لعنت بر این تقلید باد خاصه تقلیدِ چنین بیحاصلان *** كآبرو را ریختند از بهرِ نان انسان باید یا خودش اهل علم و تشخیص باشد یا از فردی كه اهل علم است تقلید كند.
كیفیت نفوذ تدریجی اهل دنیا در مبانی علمی و یقینی سالك
مولانا در این داستان روش اهل دنیا را بیان میكند كه چگونه فرد مستحكمی را كه برایشان خطر دارد، با عباراتی نظیر «آقا! علم شما چنینوچنان است، سخای شما منّت از حاتم طایی میبرد، مجلس ما بدون حضور شما رونق ندارد و ظلمتكدهای بیش نیست» بهتدریج از موضعش پایین میآورند.
هركدام از این جملات سهمی از سهام ابلیس است. خدا میداند كه این دست بوسیدنها چه بر سر انسان میآورد و چگونه بهتدریج دلش نرم میشود و بعداً تا بناگوش كلاهی بر سرش میگذارند! این مسكین در ابتدا در مرام خود محكم ایستادهبود، ولی تیزی و حدّتی كه بتواند این مسئله را ادراك و آنها را دفع كند، در او وجود نداشت.
دافعه سالك، طارد مكاید اهل دنیا
جاذبه و دافعه هر دو ضرورت دارد، و الّا افراد كمكم دور انسان را میگیرند و موضع او را تغییر داده و بر طبق میل خود قرار میدهند. گاهی فقط با چند تلفن، نامه و ملاقات تا جایی مرام شخص تغییر میكند كه حاضر میشود یك كار غیرشرعی را بهراحتی انجام دهد! خدا میداند كه اهل دنیا برای رسیدن به مطامع خود، چه حِیلی برای انحراف افراد دارند و دست به چه كارهایی میزنند!
صلابت سلوكی مرحوم علامه طهرانی در مسجد قائم
در زمان حضور مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در مسجد قائم، احدی نتوانست صراط و مسیر ایشان را تغییر دهد. روزی به بنده فرمودند:
فلانی، گول این مردمی را كه دست میبوسند نخور! هركدام با این دست بوسیدنها هزار تمنا دارند و بیدلیل نمیآیند.
این فرمایشات نصیحتهایی بود كه سبب شد دید ما نسبت به جریانات روشن شود. اینگونه افراد اطرافِ آقا را میگیرند تا فردا یك معامله ربوی را برای آنها شرعی كند و در فلان قضیه به نفع آنها حكم دهد.
