اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیت غلبه قواى وهمى بر مبانى علمى‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

حقيقت علم، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: علم نوري مي‌باشد كه خداوند متعال در قلب كسي كه بخواهد او را هدايت كند تا مسير كمال را پيماید و از انحرافات و معضلات مصون بماند قرار مي‌دهد. 2 علم به معناي يقين و انكشاف واقع مي‌باشد. 3 تمام مشكلات و مصائب انسانها در زندگي چه در بعد فردي و يا اجتماعي بخاطر متابعت و پيروي از تخيّلات و ظنون بجاي بدست آوردن علم و يقين مي‌باشد. 4 مشاهدۀ تصوير رهبر فقيد انقلاب در ماه توسط مردم بواسطۀ غلبه قوّه متخيّله و متوهّمه و كنار نهادن قوۀ عاقله و موازين منطقي مي‌باشد. 5 در مكتب اسلام استنباط و بدست آوردن احكام شرعیه از طريق مكاشفه و خواب به دو جهت فاقد حجّت و اعتبار مي‌باشند. 6 براساس كلام امام صادق عليه السلام: انسان هر قدمي را كه بر مي‌دارد بايد بر اساس علم و يقين و همراه با حجت بوده و از حركت بر اساس تقليد كوركورانه و مقلدانه پرهيز كند. 7 تفسير سوره مباركۀ تكاثر. 8 از جمله آياتي كه دلالت بر تحقق بالفعل بهشت و جهنم و مشاهدۀ آن‌ها در دنيا مي‌كند آيات 5 و 6 سورۀ تكاثر مي‌باشد. 9 تحقق علم‌اليقين در وجود زيد بن حارثه و مشاهدۀ موقعيت هر يك از افراد در بهشت و جهنم. 10 از جمله قضايايي كه مرحوم علامه طهراني بسيار نسبت به آن تذكّر داده و براي افراد مطرح مي‌كردند حكايت «خر برفت» از مثنوي معنوي مي‌باشد.

كیفیت غلبه قواى وهمى بر مبانى علمى‏

9
  • انسان باید مواظب باشد كه هیچ‌گاه در اقبال زیادِ افراد، اصل و محور واقعی را فراموش نكند و در هر صحبت و مجالستی اول آن محور را در نظر بگیرد و بعد حرف بزند و قبول معاشرت كند. مبادا آن محور مخفی شود و انسان به گفتار افراد دل بسپارد، كه در یك دل دو دوست نمی‌گنجد!

  • حكایتی عبرت‌آموز از مرحوم آیةاللَه سید جمال‌الدّین گلپایگانی در استدراج عالمی نجف‌دیده‌

  • مرحوم والد رضوان اللَه علیه در كتب خود از مرحوم آیةاللَه العظمی حاج سید جمال‌الدّین گلپایگانی رضوان اللَه علیه به نیك‌نامی و رفعت، اسم برده‌اند.1 ایشان راجع‌به ضرورت استقامت و صلابت در مسیر سلوك به‌جهت عدم رخنه تدریجی جریانات اعتباری می‌فرمودند:

  • روزی در خدمت مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی بودم و ایشان گفتند:

  • آقا سید محمدحسین، قضیه‌ای دارم كه برای شما بسیار عبرت‌آموز است. در زمان طلبگی، من در نجف سال‌های‌سال با فردی بسیار فاضل، خوش‌ذوق، فهیم و زرنگ هم‌بحث بودم. یك روز مطرح كرد كه می‌خواهد به مسقطالرّأس خود شاهرود برگردد تا به وعظ و ارشاد مردم آنجا مشغول باشد. من ضرورتی برای رجوع ایشان به شاهرود ندیدم، ولی چون اصرار كرد، موقع بیرون رفتن از درِ منزل در گوشش گفتم: «رفیق برو، ولی مراقب باش كاری نكنی كه خدا و دین از زندگی تو كنار برود.»2

  • این قضیه گذشت و نامه‌های او برای ما می‌آمد و ما هم جواب می‌دادیم تا اینكه مدتی بعد نامه‌ها قطع شد و ما تعجب می‌كردیم كه چرا به ما نامه نمی‌دهد. سال‌ها به‌حسب ظاهر از او خبری نداشتیم و همین‌قدر می‌دانستیم كه در شاهرود عالم وحید شهر و مرجع مراجعه افراد گردیده است.

  • بعدازظهر روزی از ایام تابستان كه در منزل به مطالعه مشغول بودم، درِ منزل به‌صدا درآمد و یكی از فرزندانم آمد و گفت: «پیرمردی با ریش تراشیده، كت‌شلوار، عصا و كلاه فرنگی می‌خواهد شما را ببیند.» گفتم: «بگویید بیاید بالا!» وقتی از در وارد شد، دیدم یك خوك به اتاق وارد شد و ظلمت همه‌ فضا را اشغال كرد. وقتی او را شناختم، گفتم: «قَبَّحَ اللَه وَجهَك؛ خدا صورتت را زشت گرداند! این چه وضع و قیافه‌ای است كه تو داری؟!»

    1. مطلع انوار، ج ٢، ص ٣٩٧- ٤٢٢.
    2. مرحوم آقا سيد جمال اهل رياضات و سلوك و نور باطن بوده‌اند و لذا ظاهراً خواسته‌اند به او هشدار دهند.