
لزوم تهیؤ و آمادگى براى ادراك معارف الهى و حقیقت علم
لزوم تهیّأ وآمادگی افراد برای ادراک معارف الهی ، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 حضور نفس و طمأنينه در مجالسی كه بعنوان ذكر و در ارتباط با حقائق عرفاني و معارف الهي برگزار ميشود شرط لا يتغيّر و غير قابل اجتناب می باشد. 2 نشستن به حالت سكوت و طمأنينه و بدست آوردن جمعيّت خاطر قبل از اقامۀ نمازها تأثير بسزايي در بدست آوردن حضور قلب و توجه در نمازها دارد. 3 از جمله اشكالاتي كه مرحوم علامه طهراني به اقامة نماز جمعه می گرفتند سخنراني افراد قبل از خواندن خطبهها بوده است. 4 ذكر برخي از شرائط خطيب نماز جمعه و كيفيّت مطالبي كه در نماز جمعه بايد به استحضار مردم برساند. 5 ذكر حكايتي بسيار دقيق و آموزنده از مرحوم سيد مهدي بحرالعلوم مبني بر عملكرد مرحوم سيد در مراعات و رعايت احوال اشخاص. 6 ذكر دو دستوري كه مرحوم قاضي براي سالكان راه الهي انجام آنرا مفید و مغتنم ميشمرند. 7 كيفيت امتثال اوامر و نواهي پروردگار توسط ملائكه بر طبق آيه شريفه و يفعلون ما يؤمرون 8 كيفيت عملكرد ملائكه و تصرّفات ايشان همه نشأت گرفته از وجود حالت طمأنينه و سكونت و عبوديّت ايشان ميباشد و سنخيت وجودي شياطين و تصرفات ايشان همه بر اساس اضطرابات و تشويشات و ناآراميها ميباشد. 9 داشتن حضور قلب و توجه و حالت طمأنينه در هنگام تلقّي و دريافت مطالب اولياء الهي سبب نفوذ و تأثير چشمگير آنها در قلب و جان افراد ميشود. 10 تأكيد فراوان آيات قرآن بر عدم پيروي و متابعت افراد از گمان و ظن. 11 يكي از مهمترين مسائل سلوكي اين است كه افراد مبناء وپايۀ همۀاعمال خويش و تعاملات خود با ديگران را بر اساس علم و يقين قرار دهند. 12 با وجود كثرت علوم متداوله در دنيا و كوتاهي مدت عمر ،علم نافعي كه سعادت دنيا و آخرت انسان را فراهم ميكند چه علمي ميباشد. 13 بر اساس فرمايش پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم علم نافع، علم معرفة اللَه و معرفت دين و معرفت افعال ميباشد. 14 ارزش و شرافت و افضليت علوم الهي منافي با ضرورت و نياز فراگيري و آموختن علوم متداوله در بالاترين حد ممكن نميباشد.
لزوم تهیؤ و آمادگى براى ادراك معارف الهى و حقیقت علم
2أعوذُ باللَه منَ الشّيطانِ الرّجيم
بسمِ اللَه الرّحمنِ الرّحيم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمينَ و الصّلاةُ و السّلامُ على أشرفِ المرسلينَ
وخاتمِ النّبيينَ أبى القاسمِ محمّدٍ و على آلِهِ الطّيبينَ الطّاهرينَ
واللعنةُ على أعدائِهم أجمعين
قالَ إمامُنا الصّادقُ علیهالسّلام لِعنوان البصری:
يا أبا عَبد اللَه! لَيسَ العِلمُ بِالتّعلُّمِ، إنّما هو نورٌ يقَعُ فى قَلبِ مَن يريدُ اللَه تَباركَ و تَعالى أن يهديَهُ. فَإن أرَدتَ العِلمَ فَاطلُب أوّلًا فى نَفسِك حَقيقةَ العُبوديَّةِ و اطلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِه و استَفهِمِ اللَه يفهِمكَ.
تأكید قرآن بر عدم متابعت از مطلق ظن
در جلسه گذشته عرض شد كه اكثر مسائل مرتبط با ما مسائل علمی نیست، بلكه تخیلی و ظنی است. در این زمینه آیات بسیاری وجود دارد:1 (ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً)2
«نصاری اصلًا نسبت قضیه بهدارآویختن حضرت عیسی بن مریم، علمی دستگیرشان نشده است؛ مگر پیروی از گمان و تخیل و بهطور قطع و یقین او را نكشتهاند.»
(إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ).3
مردم (در دادوستدها، برداشتها و ارتباطات خود) پیروی نمیكنند مگر از مجرد ظن و گمان، و آنچه كه خواهشهای نفوس اماره آنان مسئلت بنماید.»
اگر دقت كنیم میبینیم تمام امور زندگی مردم بر پایه حدس، گمان، تخیل، وهم، شك و ظن میگردد و بهطوركلی نصیبی از علم ندارند؛ روزی براساس وهم بافردی آشتی میكنند و روز دیگر بر مبنای خیال از او گریزان میشوند.
علم و یقین، پایه اعمال سالك
یكی از مسائل بسیار مهم برای سالك آن است كه همیشه تا حدّ مقدور بنای عمل خویش و تعامل با دیگران را براساس علم قرار دهد. البته مقصود آن مرحلهای از علم نیست كه هیچگونه مناقض و معارضی ندارد، بلكه سالك باید تا جایی كه مقدور است زندگی خود را بر علم مبتنی گرداند. این یك دستورالعمل كلی است و اختصاصی به مسائل سلوكی ندارد.
راهكار عملی بزرگان در تعاملِ علمی با دیگران
توصیه همیشگی بزرگان این بود قبل از انجام هر كاری، اول در نظر بگیرید كه اگر آن را انجام دهید و بعد كشف خلاف شود چه عواقبی دارد و چه میتوانید بكنید؛ آیا قابل جبران است و حداقل میتوانید عذرخواهی كنید؟! بنابراین تا وقتی نسبت به مطلبی یقین ندارید و مَنوی شخص مقابل را واقعاً ادراك نكردهاید، اقدامی نكنید.
- سوره انعام (٦) آيه ١١٦:
(وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ).
امامشناسى، ج ٢، ص ٩٠:
« اگر از اكثريت آراء مردم روى زمين پيروى كنى تو را از راه خدا گمراه مىكنند؛ چون آنها از گمان خود فقط پيروى مىكنند و دسترسى به حقايق و واقعيات پيدا نكردهاند.»
سوره انعام (٦) آيه ١٤٨:
(سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ).
ترجمه:« آنانكه به خداوند شرك ورزيدند بهزودى خواهند گفت: اگر خدا مىخواست نه ما و نه پدرانمان شرك نمىورزيديم و هيچ حلالى را حرام نمىكرديم. كسانى كه پيش از ايشان بودند نيز همينگونه شرك خود را تكذيب نمودند تا اينكه بأس و شدت ما را چشيدند. به ايشان بگو: آيا علمى در نزد شماست كه آن را براى ما بيرون آوريد؟! متابعت نمىكنيد مگر پندار و گمان خود را و بر اساس خَرص و تخمين و شك و تخيل و پندار حركت مىكنيد و كارهاى خود را بر اين اساس قرار مىدهيد.» (محقق)
سوره يونس (١٠) آيه ٣٦:
(وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ).
معادشناسى، ج ٥، ص ٢٩٣:
« و اكثريتِ از مردمان مشرك پيروى نمىكنند مگر از گمان و پندار؛ و حقّاً كه گمان، انسان را از حق بىنياز نمىكند. و خداوند به آنچه آنها بجاى مىآورند داناست.»
سوره يونس (١٠) آيه ٦٦:
(أَلا إِنَّ لِلَّهِ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَكاءَ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ)
ترجمه:« تحقيقاً هركه در آسمانها و هركه در زمين است ملك طلق خداوند مىباشد. و آنانكه غير خدا شريكانى را مىخوانند و پرستش مىنمايند، پيروى نمىكنند مگر از گمانهاى خود، و افكار خود را پايهگذارى نمىنمايند مگر به خرص و تخمين.» (محقق)
سوره حجرات (٤٩) آيه ١٢:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ).
نور ملكوت قرآن، ج ١، ص ١٩٦:
« اى كسانى كه ايمان آورده ايد، از بسيارى از گمانها و پندارها، واجب است پرهيز كنيد؛ زيرا كه برخى از پندارها و گمانها گناه است. و نبايد در كار همديگر تجسس و تفحص كنيد؛ و نبايد بعض از شما غيبت بعضى از شما را بنمايند؛ آيا مىشود كه يكى از شما گوشت بدن برادر مرده خود را دوست داشته باشد كه بجود و بخورد؟! نه اينطور نيست، بلكه شما از اين كار بدتان ميآيد و آن را ناپسند و ناخوشايند داريد. و خود را در عصمت و مصونيت خداوند درآوريد كه حقا خداوند بسيار به بندگانش رجوع دارد و توبه آنها را مىپذيرد و به ايشان رحيم و مهربان است.»
سوره نجم (٥٣) آيه ٢٧ و ٢٨:
(إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثى* وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً).
معاد شناسى، ج ٥، ص ٢٩٤:
« بهدرستيكه آن كسانى كه به آخرت ايمان نياوردهاند، فرشتگان را مؤنّث ميدانند و به نام مؤنّث آنانرا ذكر مىكنند، درحاليكه براى اين معنى علم و حجتى ندارند و برهان و دليلى اقامه نمىكنند. آنان فقط از مجرد گمان پيروى مىكنند؛ و معلوم است كه پندار و گمان، انسان را از حق بىنياز نمىكند.» - سوره نساء (٤) آيه ١٥٧.
- سوره نجم (٥٣) آيه ٢٣.
- سوره انعام (٦) آيه ١١٦:
