
انقسام علم به علم حصولی وعلم حضوری
حقيقت علم حصولي و حضوري، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: تنها افرادي که خداوند متعال ارادۀ هدايتشان را كرده است در قلبشان نور قرار ميدهد 2 بيان اقسام علم و توضيحي راجع به علم حصولي 3 تحقيق و تفحص در تطابق و عدم تطابق علم حصولي با واقع در همۀ مراتب آن امري ضروري ميباشد 4 اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه يكي از علائم قوّت عقل افراد را عدم تصديق خبر به محض شنیدن آن ميدانند 5 عمل به خبر واحد در ارتباط با امور اعتقادي و اموري كه داراي اهميت فوقالعاده ميباشند جايز نميباشد 6 اختلاف مراتب علم حصولي از حيث شدّت و ضعف در خطاپذير بودن 7 توضيحي راجع به حقيقت علم حضوري و عدم خطاپذيري آن 8 كيفيت انطباق علم حصولي با علم حضوري 9 حقيقت نور در كلام امام صادق عليه السلام عبارت است ازهر پديده و حقيقتي كه آن پديده موجب راهنمايي و هدايت انسان به سمت واقع شده و اين امر تنها با علم حضوري محقق ميشود 10 اساس و پاية افكار انسانها بر طبق علوم حصولي و تخيّلات و توهّمات ميباشد 11 افرادي كه از علم حضوري و نور الهي بهرهمند ميباشند فريب اهل دنيا و امور اعتباري و غير واقعي آن را نخورده به واقع و حقايق اشياء دسترسي پيدا ميكنند 12 كلام سخيفانۀ عبداللَه رياضي در ارتباط با قيام و حركت سيدالشهداء عليه السلام بر عليه طاغوت 13 ذكر دو طريق كه به واسطة آن انسان علم به صحت و مطابقت معلومات خويش با واقع پيدا ميكند 14 در علم حضوري حقيقت و واقعيت خود اشياء و پديدهها در نفس تحقق پيدا ميكند نه مشاهده و احاطه و اشراف بر آنها
انقسام علم به علم حصولی وعلم حضوری
توضیحات:
حقيقت علم حصولي و حضوري، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: تنها افرادي که خداوند متعال ارادۀ هدايتشان را كرده است در قلبشان نور قرار ميدهد 2 بيان اقسام علم و توضيحي راجع به علم حصولي 3 تحقيق و تفحص در تطابق و عدم تطابق علم حصولي با واقع در همۀ مراتب آن امري ضروري ميباشد 4 اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه يكي از علائم قوّت عقل افراد را عدم تصديق خبر به محض شنیدن آن ميدانند 5 عمل به خبر واحد در ارتباط با امور اعتقادي و اموري كه داراي اهميت فوقالعاده ميباشند جايز نميباشد 6 اختلاف مراتب علم حصولي از حيث شدّت و ضعف در خطاپذير بودن 7 توضيحي راجع به حقيقت علم حضوري و عدم خطاپذيري آن 8 كيفيت انطباق علم حصولي با علم حضوري 9 حقيقت نور در كلام امام صادق عليه السلام عبارت است ازهر پديده و حقيقتي كه آن پديده موجب راهنمايي و هدايت انسان به سمت واقع شده و اين امر تنها با علم حضوري محقق ميشود 10 اساس و پاية افكار انسانها بر طبق علوم حصولي و تخيّلات و توهّمات ميباشد 11 افرادي كه از علم حضوري و نور الهي بهرهمند ميباشند فريب اهل دنيا و امور اعتباري و غير واقعي آن را نخورده به واقع و حقايق اشياء دسترسي پيدا ميكنند 12 كلام سخيفانۀ عبداللَه رياضي در ارتباط با قيام و حركت سيدالشهداء عليه السلام بر عليه طاغوت 13 ذكر دو طريق كه به واسطة آن انسان علم به صحت و مطابقت معلومات خويش با واقع پيدا ميكند 14 در علم حضوري حقيقت و واقعيت خود اشياء و پديدهها در نفس تحقق پيدا ميكند نه مشاهده و احاطه و اشراف بر آنها
انقسام علم به علم حصولی وعلم حضوری
8و همانطور كه قبلًا عرض شدعلم حضوری عبارت است از اینكه: انسان پدیدهها و حوادث خارجی را در وجود خود حس كند؛ یعنی اگر جایی زلزلهای اتّفاقمیافتد خود زلزله را در نفس مشاهده كند، گویا نفس او زلزله و آن واقعه خارجی است، نه اینكه بر آن زلزله احاطه پیدا كند و آن را ببیند.
بنابراین با توجه به این دو معیار به دست میآید كه غالب خوابها و مكاشفات حجیت ندارند. و بهطوركلّی عوامل بسیاری در صحت و سقم خوابها و مكاشفات مؤثرند؛ لذا بزرگان میگویند به آنها ترتیباثر ندهید. در این مواقع انسان باید احتیاط كند و به آنچه در حد وسع خود یقین دارد، عمل كند.1
اكنون میتوان به این سوال پاسخ داد كه: آیه شریفه (اللَه نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ)؛2 «خداوند نور آسمانها و زمین است» چیست؟ آیا مراد این است كه خداوند خورشید را خلق كرده است تا به زمین و كراتی كه اطراف آن هستند نور بدهد و كهكشانها را خلق كرده است تا هركدام خورشیدی برای میلیاردها میلیارد ستاره و ثوابت دیگر باشند؟ اگر مراد چنین بود خداوند میتوانست بفرماید: «اللَه مُنَوِّرُ السّمواتِ و الأرض؛ خداوند به آسمانها و زمین نور میرساند»، ولی فرمود: (اللَه نُورٌ) یعنی ذات پروردگار نور آسمانها و زمین است.
بنابراین معنا این است كه: آن پدیدهای كه حقیقت آسمانها و زمین را در مظاهر مختلف تشكیل میدهد، ذات پروردگار است و حقیقت حقایقی كه در عالم مُلك و مَلكوت به تمام عوالم و مراتبش وجود دارد، نفس ذات پروردگار است.3
به عبارت سادهتر: ما كثرت میبینیم، ستاره و ماه، زید و بَكر میبینیم، ولی حقیقت زید و بكر، زمین و زمان، سیارات و ثوابت، مجرّد و غیر مجرّد، مادّه و غیره، ذات پروردگار است كه در مظاهر مختلف خودنمایی و جلوهگری میكند. گاهی بهصورت گل، گاهی بهصورت زمین و آسمان و گاهی بهصورت ملائكه و مجرّدات ظهور میكند و ما از آن نور به اسامی مختلف زمین، آسمان، دشت، كوه و غیره تعبیر میكنیم. بنابراین خداوند نور آسمانها و زمین است یعنی اگر آن نور را از سَماوات و ارض بگیرید، عدم و نیستی مطلق بر عالَم حاكم خواهد شد و تمام حبابها از بین خواهد رفت.4
- در اين پاراگراف اضافات زيادى صورت گرفت، همچنين پاراگراف جدى آن حذف گرديد! لطفا بررسى شود!
- سوره نور (٢٤) آيه ٣٥.
- الله شناسى، ج ١، ص ٥٠:
« بنابراين اصل و قاعده، ذات خداوند نور است. زيرا در خودى خود و در هويت خويشتن محتاج به روشن كنندهاى نيست، و تمام ما سوا از عقل اوّل تا عقل دهم، و از عالىترين اسم و صفت تا نازلترين آنها، همه و همه به نور خدا روشن مىشوند.
خداوند أصل الوجود است و موجودات به ايجاد او موجود مىگردند، و بنابراين هويتش نور است كه: الظّاهِرُ بِنَفْسِهِ الْمُظْهِرُ لِغَيرِهِ.
(اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) يعنى الله اصل وجود آسمانها و زمين است، و اصل حقيقت و پيدايش آنها و به وجودآورنده آنهاست.
خداست اوّل، و پس از آن موجودات. او محتاج به معرّف نيست؛ و همه موجودات نيازمند به معرّفى وى. اوست اصل وجود، و بقيه موجودات به ايجاد او. اوست ظاهر به هويت خود، و بقيه ظاهر به ظهور او. اوست نور، و بقيه مُنوَّر به نور او. اوست اصل حقيقت، و بقيه مجاز و عاريت.» - جهت تفسير آيه نور به الله شناسى، ج ١، ص ٢٢- ٧٦ رجوع شود.
