اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت علم حصولى و حضورى‏

18٬476
عنوان بصری
جلسات

حقيقت علم حصولي و حضوري، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 توضيحي راجع به علم حصولي و دليل خطا پذير بودن آن 2 تنها در صورتي انسان مي‌تواند از همة قواي خود در آن واحد به نحو كامل بهره‌مند شود كه اشراف بر قواي ظاهر و باطن پيدا كند 3 حجّيت خبر واحد اختصاص به باب احكام شرعي داشته و در مسائل و مباني اعتقادي فاقد ارزش و اعتبار مي‌باشد 4 خطاپذيري علوم حصولي شامل ادراك صور و معاني به واسطۀ قوا و مدركات باطني هم مي‌شود 5 اعتماد بر منامات و مكاشفات يكي از بزرگ‌ترين مهالكي است كه سالكان راه خدا امكان ابتلاء به آن را دارند 6 توضيحي راجع به عقل متصل و منفصل در انسان‌ها 7 توضيحي راجع به حقيقت علم حضوري و عدم خطاپذيري آن 8 تنها در صورتي مدركات و معلومات انسان به نحو كامل با واقعيت تطبيق مي‌كند كه هيچ گونه بينونیتي ميان مدركات انسان و واقعيت خارجي وجود نداشته باشد تا انسان عين واقعيت خارجي بشود 9 بيان توضيحي در ارتباط با اين شعر: من كيم ليلي و ليلي كيست من ما يكي روحيم اندر دو بدن 10 فردي كه داراي علم حضوري مي‌باشد با نگاه كردن به وجود خود إخبار از تمام حالات و سكنات افراد مي‌دهد 11 تشريح وقايع و جزئيات جنگ موته همزمان با تحقق آن‌ها توسط پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله در مدينه 12 ملاقات حضرت موسي عليه السلام با حضرت خضرعلیه السلام و عدم قدرت حضرت موسي عليه السلام بر تحمّل كارهاي حضرت خضرعلیه السلام 13 كيفيّت نزول مشيّت و تقدير پروردگار توسط ملائکه نسبت به امور مختلف 14 تفاوت قائل شدن ميان مظهريت ملائكه و حضرت خضرعلیه السلام در اجراي تقدير و مشيّت الهي در سلسله علل و اسباب منجرّ به اعتراض حضرت موسي عليه السلام مي‌شود

حقیقت علم حصولى و حضورى‏

توضیحات:

حقيقت علم حصولي و حضوري، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 توضيحي راجع به علم حصولي و دليل خطا پذير بودن آن 2 تنها در صورتي انسان مي‌تواند از همة قواي خود در آن واحد به نحو كامل بهره‌مند شود كه اشراف بر قواي ظاهر و باطن پيدا كند 3 حجّيت خبر واحد اختصاص به باب احكام شرعي داشته و در مسائل و مباني اعتقادي فاقد ارزش و اعتبار مي‌باشد 4 خطاپذيري علوم حصولي شامل ادراك صور و معاني به واسطۀ قوا و مدركات باطني هم مي‌شود 5 اعتماد بر منامات و مكاشفات يكي از بزرگ‌ترين مهالكي است كه سالكان راه خدا امكان ابتلاء به آن را دارند 6 توضيحي راجع به عقل متصل و منفصل در انسان‌ها 7 توضيحي راجع به حقيقت علم حضوري و عدم خطاپذيري آن 8 تنها در صورتي مدركات و معلومات انسان به نحو كامل با واقعيت تطبيق مي‌كند كه هيچ گونه بينونیتي ميان مدركات انسان و واقعيت خارجي وجود نداشته باشد تا انسان عين واقعيت خارجي بشود 9 بيان توضيحي در ارتباط با اين شعر: من كيم ليلي و ليلي كيست من ما يكي روحيم اندر دو بدن 10 فردي كه داراي علم حضوري مي‌باشد با نگاه كردن به وجود خود إخبار از تمام حالات و سكنات افراد مي‌دهد 11 تشريح وقايع و جزئيات جنگ موته همزمان با تحقق آن‌ها توسط پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله در مدينه 12 ملاقات حضرت موسي عليه السلام با حضرت خضرعلیه السلام و عدم قدرت حضرت موسي عليه السلام بر تحمّل كارهاي حضرت خضرعلیه السلام 13 كيفيّت نزول مشيّت و تقدير پروردگار توسط ملائکه نسبت به امور مختلف 14 تفاوت قائل شدن ميان مظهريت ملائكه و حضرت خضرعلیه السلام در اجراي تقدير و مشيّت الهي در سلسله علل و اسباب منجرّ به اعتراض حضرت موسي عليه السلام مي‌شود

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت علم حصولى و حضورى‏

11
  • انكشاف مظاهر تجلی باطنی حق برای حضرت موسی، سبب ملاقات او با حضرت خضر

  • البته به بیانی دقیق‌تر، در جریان رود نیل، موسی خود آن كار را انجام داده است ولی خبر و آگاهی ندارد؛ لذا در اینجا خدا او را به نزد خضر می‌آورد تا متوجه حقیقت مطلب شود كه ممكن است غیر از آنچه تو ادراك می‌كنی حقایق دیگری هم باشد؛ فعل ما فقط از یك طریق تحقق پیدا نمی‌كند، بلكه طرق مختلفی دارد؛ بیا و مرتبه علم حضوری را نیز ببین و فقط به خود و وضعیت خود نگاه مكن!

  • شرح علم حضوری خضر در آثار حافظ و مولانا

  • علی‌كلّ‌حال، علم حضوری خضری از اشتباه محفوظ است. حافظ در اشعار خود بسیار به این مسئله می‌پردازد؛ مثلًا می‌فرماید:

  • قطع این مرحله بی‌همرهی خضر مكن‌***ظلمات است، بترس از خطر گمراهی‌1
  • و نیز شعرای دیگر نیز راجع‌به این مسئله مطالبی دارند؛ مولانا راجع‌به جریان‌

  • طوفان نوح و حضرت خضر مطالب بسیار عالی و راقی دارد.2

  • تنوع كیفیت نزول تقدیر الهی از عالم امر

  • باری، كیفیت نزول تقدیر الهی در عالم بسیار مختلف است و تمام افرادی كه در عالم هستند در این مجرا قرار دارند كه این خود بحث دیگری است.

  • ضرورت علم حضوری خضری برای استاد طریق‌

  • علی‌ای‌حال، از آنچه گذشت متوجه می‌شویم كه برای دستگیری و هدایت طریق، انسان فقطوفقط به راهی اطمینان و اعتماد صددرصد دارد كه راهبر و دستگیر، به علم حضوری خِضری رسیده باشد كه دیگر در آن اشتباهی نیست.3

  • امیدواریم كه با اراده خداوند متعال این حقایق در ما جنبه حضوری پیدا كند! ما را با حقایق و معارفی كه به‌واسطه ائمّه علیهم‌السّلام گسترش پیدا كرده همنشین نیكو قرار دهد! سرّ و سویدای ما را با آنچه از بزرگان نقل شده است آشنا گرداند! و الّا صِرف خواندن و بیان مطالب نمی‌تواند به‌نحو كافی و عالی برای ما مفید باشد.

  • امیدواریم كه خداوند متعال همیشه دست ما را بگیرد! قلب ما را در همان مرتبه از شهود و یقین قرار دهد كه اولیای خود را در آن مرتبه قرار داد و موفق گردانید.

    1. ديوان حافظ، غزل ٤٨٨.
    2. مثنوى معنوى، دفتر اول، ص ٧٠:
      آن پسر را كش خَضِر بُبْريد حلق‌ *** سرّ آن را درنيابد عامِ خلق‌
      آنكه از حق يابد او وحى و خطاب‌ *** ‌هرچه فرمايد بوَد عين صواب‌
      آنكه جان بخشد اگر بُكشَد رواست‌ *** ‌نايبست و دست او دست خداست‌
      همچو اسماعيل پيشش سر بنه‌ *** ‌شاد و خندان پيش تيغش جان بده‌
      تا بماند جانْتْ خندان تا ابد‌ *** همچو جانِ پاك احمد با احد
      عاشقان جام فرح آنگه كشند‌ *** كه به‌دست خويش خوبانْشان كشند
      شاه آن خون از پى شهوت نكرد‌ *** تو رها كن بدگمانى و نبرد
      تو گمانى كردى كه كرد آلودگى‌ *** ‌در صفا غِش كى هِلَد پالودگى‌
      بگذر از ظن خطا اى بد گمان‌ *** ‌إنّ بعضَ الظنّ إثمٌ آخر بخوان‌
      گر نبودش كار از الهام اله‌ *** ‌او سگى بودى دراننده نه شاه‌
      پاك بود از شهوت و حرص و هو‌ *** انيك كرد او ليك نيك بدنما
      گر خَضِر در بحر كشتى را شكست‌ *** ‌صد درستى در شكست خِضْر هست‌
      وهم موسى با همه نور و هنر‌ *** شد از آن محجوب، تو بى‌پر مپر
      آن گل سرخ است تو خونش مخوان‌ *** ‌مست عقل است او تو مجنونش مدان
    3. مثنوى معنوى، ص ٧٨:
      چون گرفتى پير، هين تسليم شو‌ *** همچو موسى زير حكم خضر رو
      صبر كن بر كار خضر اى بى‌نفاق‌‌ *** تا نگويد خضر:« رو! (هذا فِراقُ)»
      گرچه كشتى بشكند تو دم مزن‌ *** ‌گر چه طفلى را كشد تو مو مَكن‌
      دست او را حق چو دست خويش خواند‌ *** تا (يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ) برانْد
      دست حق ميرانَدَش زنده‌ش كند‌ *** زنده چِه بْوَد؟! جان پاينده‌ش كند!
      يار بايد راه را تنها مرو‌ *** از سَرِ خود اندرين صحرا مرو
      هر كه تنها نادر اين ره را بُريد‌ *** هم به عون و همت مردان رسيد
      دست پير از غايبان كوتاه نيست‌ *** ‌دست او جز قبضه الله نيست‌
/ 0