
حقیقت معناى عبودیت
حقیقت معنای عبودیت، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: علم عبارت است از انكشاف و نوري كه به واسطۀ آن انسان دچار انحراف نشده، طريق غوايت را از سعادت باز ميشناسد 2 حقيقت علم به درس خواندن و مطالعه و كسب معلومات حاصل نميشود 3 حرّيت و آزادي مرحوم آقا سيّد احمد كربلايي در رفتار و گفتار خويش 4 پاسخ مرحوم آقا سيد احمد كربلايي به شخصي كه از ايشان طلب دستورات سلوكي و مراقبه را كرده بود 5 سخن مرحوم قاضي در جواب كسي كه از ايشان طلب موعظه و دستور كرده بود: به آنچه تا به حال ميدانيد عمل كرده ايد كه از من توقع دستور داريد؟ 6 انجام تكاليف ديني و تحصيل علوم ديني بدون اتّصال به مقام ولايت ائمه معصومين عليهم السلام جسمي بيجان و بدني بيروح ميباشد 7 سخن مرحوم علّامه طهراني هنگام شنيدن اذان اهل سنّت در مدينۀ منوره 8 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: حصول علم و نورانيّت در وجود اشخاص متوقف بر تحقّق عبوديّت در ايشان ميباشد 9 حقيقت عبوديّت به چه معنا ميباشد 10 ذكر روايتي در ارتباط با اهميت نماز و عدم شريك قرار دادن ساير افراد با خداوند متعال در نماز 11 تفسير صدر آيه 54 سوره مبارکه آل عمران: و مَكَروا و مَكَر اللَه و اللَه خير الماكرين 12 تحقق عبوديّت در وجود انسان به اين است كه او در قبال پروردگار متعال از خود وجود و استقلال و رأ ئي نداشته، فقر محض باشد 13 توضيحي راجع به فرمايش امام صادق عليه السلام در ارتباط با عبوديت: العبودية جوهرةٌ كنهها الربوبية 14 بيان آثار و نتايج تحقّق عبوديت در وجود انسان در روايت قرب نوافل: لا يزال عبدي يتقرَّب اِليَّ بالنوافل...
حقیقت معناى عبودیت
3این مطلب را شما در بین اصحاب ائمّه علیهمالسّلام، اصحاب خاص و اصحاب عامّ آنها میتوانید پیدا كنید. در وقایعی كه اصحاب عامّ ائمّه علیهمالسّلام به دنبال بعضی از جریانات میرفتند، ما میبینیم كه بعضی از اصحاب خاص، آنها آرامند، آنها بر جای خود هستند، آنها كیفیت اتّجاهشان با این جریان و با این مسائل، با دیگران تفاوت میكند. این به خاطر این است كه خود آنها به واسطه مراتبی كه دارند، بر همان اساس دارای یك بینش خاص هستند و دارای یك اتجاه خاص هستند. راجع به این قضیه تا حدودی مطلب به عرض سروران رسید، دیگر قرار را بر این گذاشتیم كه به مطلب ادامه ندهیم و به دنبال فقره بعد برویم. إنشااللَه اگر مطالبی باشد در آتیه عرض خواهد شد.
امام صادق علیهالسّلام به عنوان بصری میفرمایند: فَإنْ أرَدتَ العِلمَ فَاطْلُبْ أوّلًا فى نَفسِكَ حَقيقةَ العُبوديَّةِ.
حالا این علمی كه ما برای شما بیان كردیم، این علمی كه به درس خواندن نیست، این علمی كه به محفوظات نیست، این علمی كه به جمعآوری مطالب نیست، این علم، بسیار افرادی بودند، اینها میآمدند پیش بزرگان، پیش مرحوم پدر ما، پیش مرحوم آقای حدّاد و بعد جاهای دیگر هم میرفتند و به بعضی از جاهای دیگر هم سَرَك میكشیدند. میگفتند: بیاییم، ببینیماینجا چه خبر است، جاهای دیگر چه خبر است، از اینجا یك نكتهای بیاموزیم، از جای دیگر مطلبی یاد بگیریم. هِی این طرف و آن طرف میرفتند تا اینكه هِی مطالب برای خودشان جمع كنند.
یك نامهای مرحوم آقا سید احمد كربلائی برای یكی از دوستانشان دارند كه إنشااللَه در جلسات آتیه به آن خواهیم پرداخت. از ایشان درخواست میكند در طی نامههایی كه قبلًا برای مرحوم آقا سید احمد كربلایی مینوشت و ایشان جواب میدادند، یك دستوراتی را از ایشان تقاضا میكند و در این نامه، مرحوم آقا سید احمد كربلایی، یك آدم بسیار صریح و رُك و حُرّ و آزاد و از تمام تعلّقات همه مُبرَّی و خیلی خلاصه، در بیان مطالب، هیچ نوع اغماضی نمیكرد و كوتاه نمیآمد. دوستان نمیدانم كه تا به حال برخورد كردهاند نامههای ایشان را با مرحوم آشیخ محمّد حسین اصفهانی كمپانی كه مرحوم والد در توحید علمی و عینی آوردند، گر چه این كتاب، كتاب فنّی است و بسیار مشكل است و به قول مرحوم آقا میفرمودند: كسی این كتاب را میفهمد كه یك دور كامل فلسفه و عرفان نظری را درس گرفته باشد و مطالعه كرده باشد. این كتاب توحید علمی و عینی را، حالا در هر صورت شاید بعضی از مطالبش خب قابل ادراك باشد برای بسیاری میبینند كه در بیان مطالب خلاصه، نسبت به مرحوم آشیخ محمّد حسین، آشیخ محمّد حسین كمپانی خیلی مقامات داشت، مراتب داشت، بسیار شخص صالحی بود، عابدی بود، اهل مراقبه بود، اهل تهجّد بود، دارای مكاشفات عرفانی بود، حالاتی داشت. كسی بود كه الآن ما اگر فرض كنید كه چراغ به دست بگیریم، مانندِ مانندِ مانند او را هم پیدا نمیكنیم، نه اینكه مانندِ مانند او را. بله، یك همچنین شخصی، ولی علی ای حال، وصول به آن عالیترین مراتب توحید، آن یك مطلب دیگریست. اگر ملاحظه كرده باشید، میبینید كه مرحوم آقا سید احمد، خیلی در صحبتهایش با مرحوم آشیخ محمّد حسین، خیلی رُك و صریح و خیلی بیرودربایستی، خلاصه، صحبت میكند، تا جایی كه وقتی بعد از آن نامه ششم و هفتم كه دیگر از دست آشیخ محمّد حسین خسته میشود و میبیند هر چه میگوید، خلاصه، آشیخ محمّد حسین اصفهانی أعلی اللَه مقامه بر همان مطالب یقینی خود و مطالب عینی پافشاری میكند، دیگر تیر خلاص را میزند، میگوید:
