
لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم
لزوم تزكيه و تهذيب نفس قبل از فراگيري علوم، شرح فقره: فان أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك، 1 چرا امام صادق عليه السلام قبل از تحصيل علم عنوان را توصيه به تزكيه و تحقق عبوديت در وجود خود ميكنند 2 تأكيد روايات و احاديث وارده از جانب ائمه معصومين عليهم السلام مبني بر تزكيه و تهذيب نفس قبل از علم آموزي 3 تلاش ها و خدمات پزشك تازه مسلمان بلژيكي در بيمارستان امام رضا عليه السلام و خيانت و كارشكني پزشكان شيعه بر عليه او 4 همۀ علومي كه براي افراد حاصل ميشود بر اساس نزول مراتب اسماء و صفات كليۀ الهيه از ملأ أعلي ميباشد 5 مرحوم قاضي ميفرمودند: پيشرفت علوم و امكانات براي سالكان راه الهي در بهتر استفاده كردن از وقت و عمر خويش مفيد ميباشد 6 نقش اساسي و حياتي تهذيب نفس و تزكيه و در قبال آن كدورت و گمراهي نفس در كيفيت عملكرد و جهتگيري انسان هنگام نزول مراتب علم آشكار ميشود 7 مقايسهاي ميان كيفيت برخورد و عملكرد افراد مهذَّب و اولياء الهي با ساير افراد در ارتباط با قضايا و اموري كه داراي نفع و بهره ميباشد 8 سخن استاد طهراني در ارتباط با شخصي كه از ايشان طلب دستور و موعظه كرده بود 9 مختصري از سرگذشت زيد بن حارثه و جريان ازدواج او با زينب 10 سخن نادرست اهل تسنّن در بيان علت ازدواج پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه با زينب 11 جهل و عدم آگاهي معاويه از شخصت اميرالمؤمنين علیه السلام هنگامي كه به مدح و ثنا حضرت ميپردازد 12 علوم ظاهري في حدّ نفسه امري مطلوب بشمار ميروند لكن كيفيت برخورد و مواجه نفس انسان با آنها تعيين كننده رحماني يا نفساني بودن آنها ميباشند 13 توضيحي راجع به چگونگي قابليت اتصاف هر يك از اعمال و رفتار انسانها به دو جنبة رحماني و نفساني 14 توضيحي راجع به فرمايش پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه و آله: اللَهمَّ اني اعوذ بك من علمٍ لاينفع
لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم
توضیحات:
لزوم تزكيه و تهذيب نفس قبل از فراگيري علوم، شرح فقره: فان أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك، 1 چرا امام صادق عليه السلام قبل از تحصيل علم عنوان را توصيه به تزكيه و تحقق عبوديت در وجود خود ميكنند 2 تأكيد روايات و احاديث وارده از جانب ائمه معصومين عليهم السلام مبني بر تزكيه و تهذيب نفس قبل از علم آموزي 3 تلاش ها و خدمات پزشك تازه مسلمان بلژيكي در بيمارستان امام رضا عليه السلام و خيانت و كارشكني پزشكان شيعه بر عليه او 4 همۀ علومي كه براي افراد حاصل ميشود بر اساس نزول مراتب اسماء و صفات كليۀ الهيه از ملأ أعلي ميباشد 5 مرحوم قاضي ميفرمودند: پيشرفت علوم و امكانات براي سالكان راه الهي در بهتر استفاده كردن از وقت و عمر خويش مفيد ميباشد 6 نقش اساسي و حياتي تهذيب نفس و تزكيه و در قبال آن كدورت و گمراهي نفس در كيفيت عملكرد و جهتگيري انسان هنگام نزول مراتب علم آشكار ميشود 7 مقايسهاي ميان كيفيت برخورد و عملكرد افراد مهذَّب و اولياء الهي با ساير افراد در ارتباط با قضايا و اموري كه داراي نفع و بهره ميباشد 8 سخن استاد طهراني در ارتباط با شخصي كه از ايشان طلب دستور و موعظه كرده بود 9 مختصري از سرگذشت زيد بن حارثه و جريان ازدواج او با زينب 10 سخن نادرست اهل تسنّن در بيان علت ازدواج پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه با زينب 11 جهل و عدم آگاهي معاويه از شخصت اميرالمؤمنين علیه السلام هنگامي كه به مدح و ثنا حضرت ميپردازد 12 علوم ظاهري في حدّ نفسه امري مطلوب بشمار ميروند لكن كيفيت برخورد و مواجه نفس انسان با آنها تعيين كننده رحماني يا نفساني بودن آنها ميباشند 13 توضيحي راجع به چگونگي قابليت اتصاف هر يك از اعمال و رفتار انسانها به دو جنبة رحماني و نفساني 14 توضيحي راجع به فرمايش پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه و آله: اللَهمَّ اني اعوذ بك من علمٍ لاينفع
لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم
8شما دیگر این قضیه را در همه موارد تسرّی بدهید. آنچه كه برای انسان و برای بشر پیدا میشود، از معلومات، از مرزوقات، از قدرتها، از ارزشها، از اموال ... .
یك نفر آمد پیش من، گفت: آقا! میخواهم ما را نصیحتی كنید، استفاده ببریم، از خدمتتان بهرهمند بشویم. گفتم كه: آقاجان! این حرفها نیست، ما كجا ...؟
واقعش هم همین است، یكی بیاید خود ما را نصیحت كند. آیه نازل نشده كه حتماً ما بیاییم افراد را نصیحت كنیم وقتی خیلی دیدم اصرار میكند، گفتم: من یك مطلبی را به شما میگویم، هر وقت به این مطلب رسیدی، بیا پیش من نصیحتت كنم. گفت: چیست؟ گفتم: اگر هر وقت حال تو، در موقع قرض دادن، مثل وقتی بود كه میخواستی قرض بگیری، آن موقع بیا پیش من. آدم وقتی كه میرود از یك شخصی قرض میگیرد، چه حالی دارد؟ اگر بشود با موشك سوار میشود، فوراً میرود به آنطرف تا اینكه میگویند: آقا! بیا! ده میلیون، بیا اینجا ما به تو قرض میدهیم و برو مثلًا فرض كنید كه .... امّا موقع پس دادن .... گفتم: هر وقت حال تو در وقتی كه میخواهی قرضت را پس بدهی، مثل وقتی شد نه بیشتر، حالا آن بیشتر بماند كه آخر بعضیها هم هستند، یعنی قرض پس دادنشان خیلی برایشان سهلتر است از قرض گرفتن. نه، حالا او بماند هر وقت حال تو در قرض پس دادن مثل وقتی بود كه میخواستی قرض بگیری، آنوقت بیا خلاصه اگر مسألهای هست در اختیارتان قرار میدهیم، اگر مطلبی هست خلاصه .... ایشان رفتند، هنوز هم تشریف نیاوردند. ظاهراً دارند هنوز كار میكنند یا دیدند محال است، نخواستند خودشان را .... این چیست قضیه؟ این مسأله همین است. این مطلب همین است. سلوك همین است آقاجان!
خداوند متعال نعمتی را برای انسان، آن نعمتی را میآورد. آن نعمت در اختیار انسان قرار میگیرد، همین كه این نعمت در اختیار انسان قرار گرفت، ارتباط انسان و مواجهه انسان با این نعمت، در اینجا شكل میگیرد: چه قسمی با این نعمت برخورد بشود؟ اگر یكی عبد است، این نعمت را اصلًا از خود نمیبیند. میگوید: این عبد است دیگر. بالاخره به یك نحوی و به یك وسیلهای، خدا هم باید یك چیزی را در اختیار كسی قرار بدهد. بالاخره وسیلهای میخواهد، او در وسیله كه نگاه نمیكند، به اصل نگاه میكند.
