اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم‏

14٬602
عنوان بصری
جلسات

لزوم تزكيه و تهذيب نفس قبل از فراگيري علوم، شرح فقره: فإن أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك، 1 چرا انسان براي دستيابي به علم در ابتدا بايد حقيقت عبوديت را در وجود خود محقق كند 2 نفس انسان داراي صفات سوء و مخفيۀ غير بارزه‌اي است كه در موقعيت‌هاي مناسب با آن در اشكال و صور مختلف ظاهر شده به جلوه‌نمايي مي‌پردازد 3 سخن مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با افرادي كه بدون ارتباط و اتّصال با مقام ولايت داخل و وارد در مناصب حكومتي مي‌شوند 4 بينش و ديدگاهي را كه افراد و بخصوص اهل علم در قبال مكتب ائمه اطهار بايد داشته باشند چه ديدگاهي مي‌باشد 5 حقيقت مكتب تشيّع و هويت وجودي شيعه به وجود امام حيّ، حضرت حجة بن الحسن عليه السلام زنده مي‌باشد 6 حركت و قدم اول در راه سير و سلوك الهي اين است كه انسان جايگاه و موقعيت خويش را در قبال پروردگار متعال مشخص كند 7 در صورتي كه اعمال و كارهاي انسان منطبق بر حقيقت عبوديت و با اتكاء به امام زمان عليه السلام صورت گيرد انسان با صلابت و حريت و آزاد منشی با همة افراد يكسان برخورد مي‌كند 8 در صورتي كه انسان قبل از تحصيل علم حقيقت عبوديت را در وجود خويش محقق نكند، علم او آميخته با صفات رذيله و حسنه شده و تأثيرات سوء بر تمام قضاوت‌ها و تصميم‌گيري‌هاي او مي‌گذارد 9 ثبات قدم اميرالمؤمنين عليه السلام در جريانات قبل از رحلت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و بعد از آن به منظور تحقق معنای عبوديّت در وجود حضرت مي‌باشد 10 عملكرد اميرالمؤمنين عليه السلام با عمرو بن عبدود در جنگ خندق حاكي از تجلّي حقيقت عبوديّت در وجود حضرت مي‌باشد 11 ذكر بياناتي از مرحوم علّامه طهراني مبني بر علت عدم حضور ايشان در مجلس تعيین مرجعيّت شيعه پس از رحلت مرحوم آيةاللَه حكيم 12 ذكر روايتي از امام سجاد عليه السلام در خطاب به يكي از علماي دربار بنی مروان بنام محمد بن مسلم زهري به منظور دستگيري و هدايت او

لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم‏

توضیحات:

لزوم تزكيه و تهذيب نفس قبل از فراگيري علوم، شرح فقره: فإن أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك، 1 چرا انسان براي دستيابي به علم در ابتدا بايد حقيقت عبوديت را در وجود خود محقق كند 2 نفس انسان داراي صفات سوء و مخفيۀ غير بارزه‌اي است كه در موقعيت‌هاي مناسب با آن در اشكال و صور مختلف ظاهر شده به جلوه‌نمايي مي‌پردازد 3 سخن مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با افرادي كه بدون ارتباط و اتّصال با مقام ولايت داخل و وارد در مناصب حكومتي مي‌شوند 4 بينش و ديدگاهي را كه افراد و بخصوص اهل علم در قبال مكتب ائمه اطهار بايد داشته باشند چه ديدگاهي مي‌باشد 5 حقيقت مكتب تشيّع و هويت وجودي شيعه به وجود امام حيّ، حضرت حجة بن الحسن عليه السلام زنده مي‌باشد 6 حركت و قدم اول در راه سير و سلوك الهي اين است كه انسان جايگاه و موقعيت خويش را در قبال پروردگار متعال مشخص كند 7 در صورتي كه اعمال و كارهاي انسان منطبق بر حقيقت عبوديت و با اتكاء به امام زمان عليه السلام صورت گيرد انسان با صلابت و حريت و آزاد منشی با همة افراد يكسان برخورد مي‌كند 8 در صورتي كه انسان قبل از تحصيل علم حقيقت عبوديت را در وجود خويش محقق نكند، علم او آميخته با صفات رذيله و حسنه شده و تأثيرات سوء بر تمام قضاوت‌ها و تصميم‌گيري‌هاي او مي‌گذارد 9 ثبات قدم اميرالمؤمنين عليه السلام در جريانات قبل از رحلت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و بعد از آن به منظور تحقق معنای عبوديّت در وجود حضرت مي‌باشد 10 عملكرد اميرالمؤمنين عليه السلام با عمرو بن عبدود در جنگ خندق حاكي از تجلّي حقيقت عبوديّت در وجود حضرت مي‌باشد 11 ذكر بياناتي از مرحوم علّامه طهراني مبني بر علت عدم حضور ايشان در مجلس تعيین مرجعيّت شيعه پس از رحلت مرحوم آيةاللَه حكيم 12 ذكر روايتي از امام سجاد عليه السلام در خطاب به يكي از علماي دربار بنی مروان بنام محمد بن مسلم زهري به منظور دستگيري و هدايت او

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم‏

16
  • آمد هُشام پیش طاووس یمانی و گفت: از من چیزی بخواه، بالاخره ... طاووس یمانی گفت: آن كسی كه اهل آخرت است، پیش تو نمی‌آید. آن هم كسی كه اهل دنیاست كه تو نباید پیشش بروی، او باید پیش تو بیاید، تو آمدی اینجا سراغ من. اگر من اهل دنیا بودم، من بلند می‌شدم می‌آمدم سراغ تو، نه اینكه به تو بگویم تو بلند شوی بیایی؛ آن هم كسی كه اهل آخرت است سراغ تو نمی‌آید. این را گفت و كفشش را برداشت و در رفت كه او را نگیرند، فرار كرد از مسجد الحرام رفت بیرون. البتّه نه اینكه فرار كند، می‌خواست دیگر خلاصه این هشام سر به سرش نگذاره و خلاصه برود دنبال كار و دنبال ... .

  • اینها افرادی هستند كه حضرت می‌فرماید: بواسطه همین وجود أمثال شما، این بنی امیه آمدند و بر علیه ما شمشیر كشیدند و بر خلاف سنّت رسول خدا عمل كردند.

  • وَ سَهَّلتَ لَهُ طَرِيقَ الغَىِّ بِدُنُوِّكَ مِنهُ حينَ دَنَوْتَ وَ إجَابَتِكَ لَهُ حينَ دُعيتَ. «راه ستم و رستگاری را بواسطه نزدیكی خودت بر او هموار كردی و وقتی كه تو را خواند به سوی خود، دعوت او را إجابت كردی.»

  • فَمَا أخْوَفَنى أنْ تَكونَ تَبوءَ بِإثْمِكَ غَدًا مَعَ الْخَوَنَه. «چه قدر من نگرانم كه فردا تو را با إثم و با گناه خودت با همین خَوَنه محشور كنند.»

  • الآن سرور مكّرم ما و صدیق مُعظّم ما جناب آقای حاج آقا جلال اینجا تشریف دارند. یك روز آقای حاج آقا جلال آمده بودند و در خدمتشان بودیم در زمان شاه، خدمت مرحوم آقا در آن زمان. صحبت از یك شخصی شد از یكی از این صاحب منصبان زمان شاه كه در منزلش عزاداری و روضه بود. حالا اسم آوردنش صحیح نیست. ایشان، آقای حاج آقا جلال سلّمه اللَه تعالی ایشان رو كردند به مرحوم آقا و اظهار داشتند كه: آقا! این شخص، آدمی است اهل حج است، اهل نماز است در منزلش روضه است و ظاهراً هم كه خود ایشان گاهگاهی ظاهرًا منزلشان ذكر مصیبتی، چیزی می‌خواندند و آقایان خیلی می‌روند البتّه در اوان ارتباط ایشان با مرحوم آقا بود، در همان به اصطلاح خیلی چند ماهی بیشتر نمی‌گذشت كه این صحبت شد در بین صحبت، ایشان فرمودند كه: این شخص، شخصی است كه مورد اعتماد دستگاه است، اگر اسمش را من ببرم شاید همه آقایان بدانند، یعنی افرادی كه ...؛ از افراد صاحب منصب ارتشی بود در زمان شاه و سپهبد بود و منزلش روضه بود، آقایان اهل علم رفت و آمد می‌كردند، مجالس روضه بود، عزاداری بود و با این رفت و آمد هم بالاخره گاه گاهی آنجا مسائلی حل و فصل می‌شد، گره از مشكلاتی برداشته می‌شد. حالا علی‌أی‌حَالٍ برای آنها مفید بود. حالا هر چه بود، حالا امام حسین این وسط وجه‌المصالحه قرار گرفته، دیگر حالا بماند، ولی حالا برای آنها كه خوب بود. تا ایشان این حرف را زدند مرحوم آقا در آمدند به ایشان فرمودند: أمينُ الْخائِنِ خَائِنٌ‌. یادتان می‌آید حاج آقا جلال؟! أمينُ الْخائِنِ خائِن‌ و ایشان دیگر آنجا شركت نكردند.

/ 260