اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شیوه های درخواست از خداوند

گشودگی راه‌های رجا و دعا، و حجاب بودن اعمال و آمال سالک

0

حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند می‌فرمایند که بر اساس دعای امام سجاد (علیه السلام)، راه‌های درخواست و امید به سوی خداوند کاملاً گشوده و پُر از رحمت است. خداوند با سمع و علم لایتناهی خود، تمام دعاها را بدون تداخل می‌شنود. ایشان سپس به شرح موانع می‌پردازند و بیان می‌کنند که خداوند از خلق خود در حجاب نیست، بلکه این اعمال بد و آرزوهای دنیوی و «منیّت» سالک است که حجاب می‌شود. راه رسیدن به خدا نزدیک است، اما به شرط سبک‌بار بودن. در پایان، تأکید می‌شود که دعا و توسل سالک نباید از روی استحقاق، بلکه باید برخاسته از اعتماد به کَرَم الهی و ایمان به توحید او باشد.

شیوه های درخواست از خداوند

11
  • حکایتی از سلمان فارسی در تبیین روایت: «نَجا المُخَفَّفون»

  • می‌گویند: سلمان فارسی حاکم مدائن بود؛ و این که حاکم بود، وارد در مدائن شد و در دارالحکومه نرفت، رفت در یکی از همین منزل‌های معمولی، پلاسش و پوست‌تختش را انداخت و یک دیزی داشت و یک دانه رَکوه: یعنی آفتابه، همین؛ تمام سرمایۀ سلمان فارسی! علمش که در سینه‌اش بود و مثل ما احتیاج به کتاب و کتابخانه که نداشت، او علمش را گرفته بود و دیگر دم و بیل و عصا و نعلین و ... ، چشمش هم که مثل ما ضعیف نبود که احتیاجی به عینک و جلد عینک داشته باشد؛ آن هم دو عینک یکی برای مطالعه و یکی برای دوربین و امثال اینها. یک وقتی مدائن آفتی پیدا کرد، ظاهراً آتشی گرفت؛ دید که تمام شهر آتش گرفته و همه دادوبیداد و غوغا می‌کنند، سلمان هم از خانه‌اش بیرون آمده، راه را گرفته و راحت دارد می‌رود و گفت: «نجا المخفّفون»؛ آنهایی که سبک بال هستند، خیلی کارشان راحت است!» یک دستش رکوه و آفتابه‌اش بود، یک دستش هم پوست‌تختش. با تمام سرمایه، خانه‌به‌دوش داشت حرکت می‌کرد و از آتش فرار می‌کرد.1

  • انسان خیلی راحت است این‌طور باشد؛ این راحل است به سوی خداست. آن کسی که راحل است به سوی خدا، قریب‌المسافه است، مسافتش خیلی نزدیک است!

  • أعمال سیّئه و آرزوها، حجاب بین خدا و مخلوقات

  • «و أنّکَ لا تَحتجِبُ عن خَلقِک»

  • «و من می‌دانم که تو ای پروردگار، از بندگان خود و از مخلوقات خود در حجاب نیستی، مستور نیستی که بندگان تو را درک نکنند.»

  • «إلّا أن تَحْجُبَهُمُ الأعمالُ دونَک»2

  • «بله آنچه مردم را محجوب کرده و چشم بصیرت آنها را پوشانده و آنها را در غلاف و ستر درآورده، اعمالی است که انجام می‌دهند یا آمال و آرزوهایی که دارند.»

  • این آرزوها یا این اعمال سیّئه بین آنها و بین تو حجاب شده و حقیقت تو را درک نمی‌کنند؛ چرا انسان خدا را نمی‌بیند؟ مگر خدا نیست؟! خدا هست و از همه‌چیز هستی‌اش بیشتر است، آیا در زیر پرده‌ای مخفی است؟! نه، چون ظهورش از هر موجودی بیشتر است و ظهور هر موجودی به‌واسطۀ ظهور خداست، پس روشنایی و ظهور اوّل برای اوست، پس چرا درک نمی‌شود؟! چون چشم نابینا است!

    1. الأنوار النعمانیة (الجزائری)، ج ١، ص ٤٣.
    2. مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٥٨٣، فرازی از دعای ابوحمزۀ ثمالی.