اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شیوه های درخواست از خداوند

گشودگی راه‌های رجا و دعا، و حجاب بودن اعمال و آمال سالک

0

حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند می‌فرمایند که بر اساس دعای امام سجاد (علیه السلام)، راه‌های درخواست و امید به سوی خداوند کاملاً گشوده و پُر از رحمت است. خداوند با سمع و علم لایتناهی خود، تمام دعاها را بدون تداخل می‌شنود. ایشان سپس به شرح موانع می‌پردازند و بیان می‌کنند که خداوند از خلق خود در حجاب نیست، بلکه این اعمال بد و آرزوهای دنیوی و «منیّت» سالک است که حجاب می‌شود. راه رسیدن به خدا نزدیک است، اما به شرط سبک‌بار بودن. در پایان، تأکید می‌شود که دعا و توسل سالک نباید از روی استحقاق، بلکه باید برخاسته از اعتماد به کَرَم الهی و ایمان به توحید او باشد.

شیوه های درخواست از خداوند

14
  • حجاب از ناحیۀ خود ما است، نه از خورشید! بین ما و بین پروردگار حجابی نیست. حجاب اعمال ما است، حجاب آرزوهای ما است و این از ناحیۀ ما است که ما را تاریک و کور کرده؛ این حجاب را باید خودمان برداریم به ادب شرعی و به ریاضت شرعی! ریاضت: یعنی ادب. وقتی که نفس تقویت پیدا کرد، و طاهر و پاک شد می‌بیند. معنای «و أنَّ الرَّاحِلَ إلیک قریبُ المسافة» همین است: راه نزدیک است و تو هم از خلق خود محجوب نیستی؛ آمال و آرزوها تو را محجوب کرده، وقتی آمال و آرزوها از بین رفت، حاضری!

  • استغاثه‌ام به جود وکرم توست؛ نه از روی استحقاق ولیاقت

  • «و قد قَصَدتُ إلَیک بِطَلِبَتِی و تَوَجَّهتُ إلَیک بِحاجَتِی و جَعَلتُ بِکَ استِغاثَتِی، و بِدُعائِکَ تَوَسُّلی مِن غَیرِ استِحقاقٍ لاستِماعِکَ مِنِّی و لَا استِیجابٍ لِعَفوِکَ عَنِّی، بَل لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ و سُکُونِی إلیٰ صِدقِ وَعدِکَ و لَجَئِی إلَی الإیمانِ بِتَوحِیدِکَ و یقینی بِمَعرِفَتِکَ مِنِّی أن لا رَبَّ لِی غَیرُکَ و لا إلٰهَ إلّا أنتَ وَحدَکَ لا شَرِیکَ لَک.»

  • «خدایا، من به درگاه تو روی‌آوردم و قصد تو را کردم به‌واسطۀ این مطلب و درخواستی که در خودم هست و تو می‌دانی که من از تو چه می‌خواهم، و من به تو متوجّه شدم روی آن حاجتی که دارم...»

  • من به تو حاجت دارم! اگر به تو حاجت نداشتم که متوسّل به تو نمی‌شدم، چون می‌دانم حاجتی به سوی تو دارم و این حاجتم به سوی توست، و من بی‌نیاز از آن حاجت نیستم؛ بنابراین برای برآورده شدن این حاجتم، به سوی تو توجّه کردم و درخواست و استغاثۀ خودم را به تو قرار دادم. فهمیدم که کار از دست تو ساخته است، استغاثه و استعانت را از غیر تو بریدم. می‌فرماید:

  • «جعلتُ بِک استغاثَتی»

  • (”بک“ جار و مجرور در اینجا مقدّم شده است برای افادۀ حصر؛ نمی‌فرماید: جعلتُ استغاثَتی بِک!) فقط به تو استغاثۀ خودم را قرار دادم!