اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت ولایت رسول خدا و ائمه علیهم السلام و علت وجوب تبعیّت از ایشان‏

14٬611
عنوان بصری

حقيقت ولايت رسول خدا و ائمه عليهم السلام و علت وجوب تبعيّت از ايشان شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه: ما حقيقة العبودية ...حیث أمَرهم اللَه به 1 – انسانها نبايد نسبت به آنچه خداوند به آنها عطا كرده است احساس ملكيّت و تعلّق كنند. 2 – هارون ‌الرشيد حكومت بر مردم را ملك طلق خويش مي‌دانست. 3 – برخي اوقات خداوند متعال از انسانهايي كه در قعر ظلمت و جهل به سر مي‌برند فرزنداني در اعلا مرتبة كمال بوجود مي‌آورد. 4 – تفسير آيه‌هاي 33 و 34 سورة طه (اذهبا الي فرعون، انه طغي... 5 – از آنجايي كه همة انسانها داراي فطرت الهي و وجدان مي‌باشند دعوت انبياء به سمت پروردگار دعوت عامّ و جهان شمول است و اختصاصي به مؤمنين ندارد. 6 – نجاشي پادشاه حكيم حبشه بر اساس تحقيق و حكم عقل و فطرت دعوت پيامبر اسلام را پذيرفت. 7 – ذکریکی از بشارت‌ها و اسراري را كه مرحوم علّامه طهراني نسبت به شاگردان خویش بیان می فرمودند. 8 – خسرو پرويز نامه پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم را قبل از خواندن آن پاره مي‌كند. 9 – رمز سلوك عبارتست از اينكه هر يك از افراد آنچه از شئون و تعلّقات و سِمَت‌هاي ظاهري به همراه خود دارند به كناري نهاده خود را با مردم يكي ببینند. 10 – متنبّه شدن يكي از معاريف همدان كه مخالف با طريق و راه عرفان بوده است. 11 – محل ضربت خوردن اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد كوفه محراب نافله حضرت بوده است نه محراب نماز جماعت ايشان. 12 – تأكيد مرحوم قاضي و بزرگان بر زيارت دو مكان مقدس در عتباب عاليات. 13 – رمز موفقيت رسول خدا و ائمه معصومين عليهم صلوات اللَه در هدايت مردم. 14 – معناي ولايت مطلقه و اينكه چرا اين ولايت تنها اختصاص به امام معصوم عليه السلام دارد.

حقیقت ولایت رسول خدا و ائمه علیهم السلام و علت وجوب تبعیّت از ایشان‏

توضیحات:

حقيقت ولايت رسول خدا و ائمه عليهم السلام و علت وجوب تبعيّت از ايشان شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه: ما حقيقة العبودية ...حیث أمَرهم اللَه به 1 – انسانها نبايد نسبت به آنچه خداوند به آنها عطا كرده است احساس ملكيّت و تعلّق كنند. 2 – هارون ‌الرشيد حكومت بر مردم را ملك طلق خويش مي‌دانست. 3 – برخي اوقات خداوند متعال از انسانهايي كه در قعر ظلمت و جهل به سر مي‌برند فرزنداني در اعلا مرتبة كمال بوجود مي‌آورد. 4 – تفسير آيه‌هاي 33 و 34 سورة طه (اذهبا الي فرعون، انه طغي... 5 – از آنجايي كه همة انسانها داراي فطرت الهي و وجدان مي‌باشند دعوت انبياء به سمت پروردگار دعوت عامّ و جهان شمول است و اختصاصي به مؤمنين ندارد. 6 – نجاشي پادشاه حكيم حبشه بر اساس تحقيق و حكم عقل و فطرت دعوت پيامبر اسلام را پذيرفت. 7 – ذکریکی از بشارت‌ها و اسراري را كه مرحوم علّامه طهراني نسبت به شاگردان خویش بیان می فرمودند. 8 – خسرو پرويز نامه پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم را قبل از خواندن آن پاره مي‌كند. 9 – رمز سلوك عبارتست از اينكه هر يك از افراد آنچه از شئون و تعلّقات و سِمَت‌هاي ظاهري به همراه خود دارند به كناري نهاده خود را با مردم يكي ببینند. 10 – متنبّه شدن يكي از معاريف همدان كه مخالف با طريق و راه عرفان بوده است. 11 – محل ضربت خوردن اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد كوفه محراب نافله حضرت بوده است نه محراب نماز جماعت ايشان. 12 – تأكيد مرحوم قاضي و بزرگان بر زيارت دو مكان مقدس در عتباب عاليات. 13 – رمز موفقيت رسول خدا و ائمه معصومين عليهم صلوات اللَه در هدايت مردم. 14 – معناي ولايت مطلقه و اينكه چرا اين ولايت تنها اختصاص به امام معصوم عليه السلام دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت ولایت رسول خدا و ائمه علیهم السلام و علت وجوب تبعیّت از ایشان‏

11
  • ایشان ایستاده بودند، مرحوم آقای انصاری می‌فرمودند: این شخص می‌گوید من همین طور كه ایستاده بودم منتظر این واگن بودم یك مرتبه دیدم یك آدم دهاتی كه یك لباس بلندی دارد و یك دانه از این كلاه‌هایی كه دهاتی‌ها سرشان می‌گذارند اینها، گذاشته سرش و آن هم ظاهراً زائر است آمده در آن جا زیارت بكند. گفت: فلانی! بیا برویم، بیا با هم قدم بزنیم برویم، حالا شاید نیاید این واگن، دیر بشود، حالا یواش یواش قدم می‌زنیم، می‌رسیم، خیلی راهی نیست، دو فرسخ بیشتر راهی نیست. می‌گفت: ما آمدیم و شروع كرد از حال و احوال ما سؤال كردن: خب حالت چطور است؟ چند تا زن داری؟ ـ حالا من دارم می‌گویم ـ چند تا بچّه داری؟ حالشان چطور است؟ خلاصه یك خرده باهاش خوش و بش می‌كند و همین‌طوری می‌آید جلو و كم كم صحبت را به این راه خدا و مسیر عرفان و مسیر سِلك الی اللَه می‌كشاند و این حرفها و این هم می‌گوید كه: آقا! از این حرفها به ما نزن كه گوش ما پر است. ما همه جا را رفتیم، همه جا را گردش كردیم و هیچ فایده ندارد. می‌گوید: آخر جان من! اگر شما بعضی از جاها رفتید دلیل نمی‌شود بر این كه اصل قضیه زیر سؤال برود، آنها افراد نابابی بودند، آنها افراد خلافی بودند. می‌گوید: نه، من اصلًا قبول ندارم، اصلًا چی ندارم. هر چه ایشان می‌گویند. می‌رسند یك جایی هست ـ الآن دیگر آثاری از او هست ـ خندقی بوده بین كوفه و بین نجف كه دور كوفه را احاطه كرده آن خندق، می‌رسند به آن جا و نگاه می‌كند و می‌گوید: تو چه می‌خواهی تا این كه ما باصطلاح مطمئن بشویم؟ یك فكری می‌كند و می‌گوید: فرض كن مرده زنده كرد. مرده زنده كردن كه كاری ندارد آقا! این مال بچه مكتبی‌های این راه است. مرده زنده كردن چیست دیگر. می‌گوید: نه، حالا اگر تو برای ما مرده زنده بكنی ما دیگر حرفی نداریم. می‌گوید: خیلی خوب، می‌گوید: حالا نگاه كن ببین. نگاه می‌كند می‌بیند توی این خندق، خب، حیوانات مرده افتاده بود، فرض كنید كه گربه‌ای یا كلاغی، كبوتری، نگاه می‌كند می‌بیند یك كبوتر افتاده ولی آن قدر گذشته از ظاهراً حیات او كه تمام پرهایش ریخته شده و مندرس شده. می‌گوید: برو حالا این را بردار و بیاور. این می‌آورد و اصلًا از هم جدا می‌شود آن قدر كه .... او یك دعایی می‌كند و می‌دمد به این كبوتر، یك مرتبه بال در می‌آورد و زنده می‌شود پرواز می‌كند می‌رود، پرواز می‌كند. این هر چه نگاه می‌كند می‌بیند رفت، می‌بیند دارد می‌رود، آن جا هم دیگر چیزی نیست، رفت. خیلی عجیب، گیج می‌شود، چه بود؟ این چیه قضیه؟ چه شد؟ هنوز چیزی نگفته كارش را كرد، معطّل نشد، خلاصه نازی بكند، نمی‌دانم حالا بگذاریم بعد، حالا چی چی و ...؛ دست به نقد، بیا آقاجان! بیا، دارد می‌رود، ببین. خلاصه هیچ چیز نگفت و رفت اصلًا متوجّه نشده بود دیگر این با كیه. دیگر رسیدند تا نجف این دیگر دست برنداشت، گفت: دیگر من شما را رها نمی‌كنم و اینها. گفت كه: اگر شما می‌خواهی مرا ببینی، فردا بیا، فردا صبح بیا وادی‌السّلام من می‌آیم آن جا. آن شخص تا فردا صبح خیلی انتظار و این‌ها می‌كشد. صبح كه می‌رود وادی‌السّلام می‌بیند یك جنازه‌ای را دارند می‌آورند، می‌رود جلو می‌بیند همین شخص هست كه همراه با او بوده و دیگر عمرش تمام شده بوده، دیگر آورده بودند دیگر برای دفن.

/ 0