اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود

15٬293
عنوان بصری

بیان مراد از عدم تدبیر عبد نسبت به خود، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً، 1 – توضيح فرمايش امام صادق عليه السلام: ولا يدبِّر العبد لنفسه تدبيرا. 2 – ذكر شرائط خطيب نماز جمعه و اموري را كه در هنگام خواندن خطبه بايد رعايت كند. 3 – مرحوم علّامه طهراني نماز جمعه را واجب عيني و تعيني مي‌دانستند. 4 – ارتباط مرحوم علّامه طهراني در سنه چهل و دو و بعد از آن با شهيد سرلشكر سپهبد قرني. 5 – صحبت‌ها و سخنراني‌هاي قبل از نماز جمعه موجب خستگي و ملالت مردم شده و ايشان را از تهيّؤ و آمادگي‌ كامل براي استماع خطبه‌هاي نماز جمعه باز مي‌دارد. 6 – نماز جمعه موجب احياء ملّت و خروج ايشان از كثرات و توغل در دنيا مي‌شود. 7 – ذكر دليلي از ادله فقهايي كه قائل به تخیير در نماز جمعه هستند و پاسخ آن. 8 – كسي كه حج واجب را بجا نياورد بر دين يهود يا نصاری از دنيا مي‌رود نه بر دين اسلام. 9 – استطاعت در حج به چه معنا مي‌باشد. 10 – يكي از دستورهاي مهم و أكيد بزرگان به سالكين راه خدا در تمام طول حيات تلاوت مستمر قرآن كريم مي‌باشد. 11 – شدّت اهتمام مرحوم علّامه طهراني نسبت به تلاوت قرآن كريم. 12 – قرآن كلامي است كه براي تك تك افراد بشر نازل شده است و اختصاص به مخاطبین در زمان پیامبر صلی اللَه علیه وآله وسلم ندارد. 13 – چرا در روايات توصیه به تلاوت قرآن كريم با صوت حزين شده است. 14 – بر اساس آيه ولا تقفُ ما ليس لك به علم ،انسان پاية حركت و امور خود را در زندگي بايد بر اساس علم و يقين قرار دهد نه برگمان و تخمين.

بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود

توضیحات:

بیان مراد از عدم تدبیر عبد نسبت به خود، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً، 1 – توضيح فرمايش امام صادق عليه السلام: ولا يدبِّر العبد لنفسه تدبيرا. 2 – ذكر شرائط خطيب نماز جمعه و اموري را كه در هنگام خواندن خطبه بايد رعايت كند. 3 – مرحوم علّامه طهراني نماز جمعه را واجب عيني و تعيني مي‌دانستند. 4 – ارتباط مرحوم علّامه طهراني در سنه چهل و دو و بعد از آن با شهيد سرلشكر سپهبد قرني. 5 – صحبت‌ها و سخنراني‌هاي قبل از نماز جمعه موجب خستگي و ملالت مردم شده و ايشان را از تهيّؤ و آمادگي‌ كامل براي استماع خطبه‌هاي نماز جمعه باز مي‌دارد. 6 – نماز جمعه موجب احياء ملّت و خروج ايشان از كثرات و توغل در دنيا مي‌شود. 7 – ذكر دليلي از ادله فقهايي كه قائل به تخیير در نماز جمعه هستند و پاسخ آن. 8 – كسي كه حج واجب را بجا نياورد بر دين يهود يا نصاری از دنيا مي‌رود نه بر دين اسلام. 9 – استطاعت در حج به چه معنا مي‌باشد. 10 – يكي از دستورهاي مهم و أكيد بزرگان به سالكين راه خدا در تمام طول حيات تلاوت مستمر قرآن كريم مي‌باشد. 11 – شدّت اهتمام مرحوم علّامه طهراني نسبت به تلاوت قرآن كريم. 12 – قرآن كلامي است كه براي تك تك افراد بشر نازل شده است و اختصاص به مخاطبین در زمان پیامبر صلی اللَه علیه وآله وسلم ندارد. 13 – چرا در روايات توصیه به تلاوت قرآن كريم با صوت حزين شده است. 14 – بر اساس آيه ولا تقفُ ما ليس لك به علم ،انسان پاية حركت و امور خود را در زندگي بايد بر اساس علم و يقين قرار دهد نه برگمان و تخمين.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود

10
  • یك روز نقل می‌كنند مرحوم آقای انصاری با یك نفر ـ من این قضیه را هم شنیده بودم قبلًا ـ در طهران بودند. جایی می‌خواستند بروند یك مرتبه دیدند یك عقربی از یك گوشه‌ای درآمد و حركت كرد. ایشان فرمودند: این مسئولیت دارد برود فلان شخص را بزند. یك دفعه دیدند صدای داد و بیداد آن بیچاره رفت هوا. مسئولیت دارد، باید بلند شود برود آن را بزند. حالا او چه كرده، برای چی؟ حالا ما آن را دیگر نمی‌دانیم. خودش می‌داند و خدای خودش‌ (فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً) آنهایی كه تدبیر می‌كنند.

  • حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه‌السّلام یك روز داشت می‌گذشت چشمش به یك جوانی افتاد، حضرت فرمودند: این جوان فردا از دنیا می‌رود، فردا، همین از دنیا می‌رود. فردا دیدند كه در میان مردم دارد راه می‌رود. گفتند: یا نبی‌اللَه! شما گفتید این از دنیا می‌رود؟! حضرت تعجّب كرد، گفت: برویم از او بپرسیم مسأله چیست؟ آنچه كه به من گفتند این بوده. آمدند، گفتند كه: ای جوان! قضیه تو چیست؟ این دیروز این پیغمبر خدا ـ كلامش خلاف نیست ـ گفت تو امروز ... گفت: اتّفاقاً یك قضیه خیلی عجیبی اتّفاق افتاد برای من؛ گفت: دیروز كه داشتم می‌رفتم منزل، دیروز عصر یك فقیری را در راه دیدم من یك مقداری به او كمك كردم، صدقه دادم، بعد شب رفتم خوابیدم صبح بلند شدم دیدم زیر تُشَك من یك مار است، یك مار. اتّفاق هم می‌افتد، حتّی خود من یك وقتی در باصطلاح جایی تحصیل می‌كردیم، یكی از همین دوستانمان در آن طبقه اول بود، ما در طبقه سوّم بودیم، ایشان در طبقه اوّل بود. صبح از خواب بلند می‌شود ـ ایشان الآن در طهران هم هستند، از آقایان طهران است ـ می‌بیند زیر تُشكش یك عقرب است، عقرب سیاه بزرگ. می‌گفت: دیدم زیر تشك من یك مار است. حالا الآن آن كه می‌خواهد عقرب برود زیر تشك این، می‌تواند برود این را بزند دیگر، ولی مأمور نیست. این مأمور است، این بغلش است ولی نمی‌آید بیرون، بعد او این را از بین می‌برد. این مار بود و من او را از بین بردم. حضرت فرمودند: ببینید! صدقه دفع بلا می‌كند، برای همین است. این در مقدّر این بود كه از بین برود به واسطه این مار امّا آن صدقه كه داد، آمد در عالم مقدّرات معارضه كرد، این خورد به آن تقدیرِ اهلاك و هلاكت، او را از بین برد به جایش الآن عمرش دارد ادامه پیدا می‌كند. آن قدر دقیق، انقدر روی حساب دارد مسائل انجام می‌شود.

/