
توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی
حكومت و تدبير امور اجتماعي در مكتب انبياء و ائمه بر محوريت توحيد و حق بوده است. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه، ما حقيقة العبودية .... و لا يدبر العبد لنفسه تدبيراً، 1 – در حكومت انبياء و رسل الهي همۀ جهتگيريها و اتّجاهها به سمت توحيد و حق بدون در نظر گرفتن مصالح و منافع شخصي می باشد. 2 – امروزه در بين كشورها و ملل پايه و اساس در امور و جريانات بر اساس استيلاء و حركت براساس زيادهطلبي ميباشد. 3 – در ديدگاه اسلام همۀ افراد مؤمن به پروردگار وتکالیف در هر نقطه از عالم كه باشند جزو قلمرو اسلام و حكومت الهي هستند و بيگانه آن كسي است كه با مكتب ايمان به پروردگار تعارض داشته باشد ولو در مملكت اسلامي باشد. 4 – دين و رسالت پيامبر اكرم اختصاص به يثرب و مكه نداشته همۀ انسانهاي جهان را در بر ميگيرد. 5 – پيامبر اكرم فرمودند: لا فخر لعربي علي عجمي و لا لعجمي علي عربي الا بالتقوي. 6 – سيدالشهداء عليه السلام، هدف از حركت خود را ارائه دادن مفاهيم دين به مردم بيان ميكنند. 7 – تفسير فرمايش امام حسين عليه السلام: فانكم ان لا تنصرونا قوي الظلمه عليكم و عملوا في اطفاء نور نبيّكم. 8 – قائل شدن فرق ميان حركت امام حسين عليه السلام و امام مجتبي عليه السلام به اندازۀ سر سوزني بزرگترين ظلم به ساحت مقدّس امام حسن عليه السلام ميباشد. 9 – براي امام عليه السلام جنگ و صلح يكسان ميباشد و همان مقدار كه سيدالشهداء در حركت خود موفق بودند به همان مقدار امام مجتبي عليه السلام در صلح خود موفق بودند. 10 – امام مجتبي عليه السلام در شجاعت و موقعيّت اجتماعي اگر بالاتر از سيدالشهداء نبود همطراز با حضرت بودهاند. 11 – تشكيل حكومت اسلامي توسط فردي دلالت بر برتري او بر همۀ علماء اسلام از صدراسلام تاكنون ندارد. 12 – بيداري و تنبّه يكي از علماء نسبت به صحّت و اتقان صلح امام مجتبي عليه السلام در جريان حركت آيت اللَه حكيم. 13 – اصحاب سيدالشهداء عليه السلام عاشق امام بودند و عاشق هدف و نيّتي جز رسيدن به معشوق و برآوردن خواسته های او ندارد. 14 – اميرالمؤمنين علیه السلام در وصف اصحاب سيدالشهداء ميفرمايند: لا يسبقهم سابق ولا يلحقهم لاحق.
توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی
توضیحات:
حكومت و تدبير امور اجتماعي در مكتب انبياء و ائمه بر محوريت توحيد و حق بوده است. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه، ما حقيقة العبودية .... و لا يدبر العبد لنفسه تدبيراً، 1 – در حكومت انبياء و رسل الهي همۀ جهتگيريها و اتّجاهها به سمت توحيد و حق بدون در نظر گرفتن مصالح و منافع شخصي می باشد. 2 – امروزه در بين كشورها و ملل پايه و اساس در امور و جريانات بر اساس استيلاء و حركت براساس زيادهطلبي ميباشد. 3 – در ديدگاه اسلام همۀ افراد مؤمن به پروردگار وتکالیف در هر نقطه از عالم كه باشند جزو قلمرو اسلام و حكومت الهي هستند و بيگانه آن كسي است كه با مكتب ايمان به پروردگار تعارض داشته باشد ولو در مملكت اسلامي باشد. 4 – دين و رسالت پيامبر اكرم اختصاص به يثرب و مكه نداشته همۀ انسانهاي جهان را در بر ميگيرد. 5 – پيامبر اكرم فرمودند: لا فخر لعربي علي عجمي و لا لعجمي علي عربي الا بالتقوي. 6 – سيدالشهداء عليه السلام، هدف از حركت خود را ارائه دادن مفاهيم دين به مردم بيان ميكنند. 7 – تفسير فرمايش امام حسين عليه السلام: فانكم ان لا تنصرونا قوي الظلمه عليكم و عملوا في اطفاء نور نبيّكم. 8 – قائل شدن فرق ميان حركت امام حسين عليه السلام و امام مجتبي عليه السلام به اندازۀ سر سوزني بزرگترين ظلم به ساحت مقدّس امام حسن عليه السلام ميباشد. 9 – براي امام عليه السلام جنگ و صلح يكسان ميباشد و همان مقدار كه سيدالشهداء در حركت خود موفق بودند به همان مقدار امام مجتبي عليه السلام در صلح خود موفق بودند. 10 – امام مجتبي عليه السلام در شجاعت و موقعيّت اجتماعي اگر بالاتر از سيدالشهداء نبود همطراز با حضرت بودهاند. 11 – تشكيل حكومت اسلامي توسط فردي دلالت بر برتري او بر همۀ علماء اسلام از صدراسلام تاكنون ندارد. 12 – بيداري و تنبّه يكي از علماء نسبت به صحّت و اتقان صلح امام مجتبي عليه السلام در جريان حركت آيت اللَه حكيم. 13 – اصحاب سيدالشهداء عليه السلام عاشق امام بودند و عاشق هدف و نيّتي جز رسيدن به معشوق و برآوردن خواسته های او ندارد. 14 – اميرالمؤمنين علیه السلام در وصف اصحاب سيدالشهداء ميفرمايند: لا يسبقهم سابق ولا يلحقهم لاحق.
توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی
16یكی از دوستان میگفت: مدّتها این در ذهن من بود و مرا ناراحت میكرد اهل معنا و اهل مشاهدات است كه چرا ایشان باید فرض كنید كه اینجا دفن بشوند؟ میگفت: یك روز رفتم سر مزار ایشان و خلاصه خیلی از ایشان گله كردم كه اولًا جائی است كه ما نمیتوانیم اینجا بیائیم، چون بالأخره مدخل ورودیخانمهاست و خوب طبعاً خود ما هم هر وقت مشهد میرویم در بسیاری از موارد شاید حدود هشتاد درصد، نود درصد من از دور فاتحه میخوانم. چرا مزاحم بشویم؟ هستند آنجا مستفیض میشوند. ما دیگر مانع نشویم، از دور یك فاتحهای میخوانیم و میرویم. بله، در بعضی از اوقات كه كسی نیست میرویم، مینشینیم آن جا و یك چند دقیقهای هستیم. خوب چرا این طور است و چرا پائین پا و چرا در صحن و بالأخره اینجا سرما دارد، نمیدانم گرما دارد، نمیدانم موانعی وجود دارد، از این مطالب در ذهنش میآمد، میگفت در همان حال ایشان به من فرمودند گفتم اهل معناست كه تو چه داری میگویی، اصلًا چه داری میگویی، اصلًا در چه فكری هستی، اصلًا در چه تخیلی هستی، من خودم خواستم كه در اینجا باشم، مگر مسأله دست شخص یا كس دیگر است. در آن روزی كه ایشان قرار بود دفن بشوند، تمام مواردی را كه در خود حرم بود، چند مورد برای ما شمردند كه این ور و تمام این موارد را ما بر خلاف رضای ایشان دیدیم و قبول نكردیم و فقط گفتند یك جا هست، گفتیم بسیار خوب، همین جا باشد، التفات میكنید، نباید انسان از اصول تخطّی كند، در مبانی نباید انسان تخطّی كند، حالا هر جا میخواهد باشد. پدر ما هر جا كه میخواهد باشد، افتخار پدر ما به این است كه زوّار بیایند از روی قبر او عبور كنند به زیارت علی بن موسی الرضا بروند و این افتخار ماست، این مسأله برای ما و برای شخص من فقط امام علی بن موسی الرضا مطرح است نهكس دیگر. این را بدانید آن چه كه برای یك شیعه باید مطرح باشد فقط چهارده معصوم است. هیچ كس دیگر در قلمرو معرفتی انسان نمیتواند داخل بشود، اگر هم كسی هست باید كسی باشد كه خود را در حیطه ولایت آن حضرت قرار بدهد، آن وقت آن موقع دیگر میتواند ارزش پیدا بكند. اصل امام است، اصل فقط علی بن موسی الرّضاست و بس، هیچ امر دیگری! اینی كه من دارم خدمتتان عرض میكنم به این محكم و به این پافشاری چون مأمور هستم این طور بگویم، هیچ مسأله دیگری، این را شما بدانید در آن چه كه در مخیله من میگذرد و در مطالبی كه خدمت دوستان عرضه میكنم، هیچ مسألهای مادون امام علیهالسّلام نمیتواند بگنجد، هیچ قضیهای، فقط همین. خود ایشان هم در اشعارشان هم دارد:
