
حقیقت و جایگاه مسئلۀ مشورت در حكومت اسلام
موضوع اصل شور و مشورت در حكومت اسلام. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – اصل اولي در زندگي هر انساني متابعت از طريقي است كه آن طريق يا عين واقع باشد يا نزديك به واقع. 2 – باز گذاردن قلب براي ورود هر تخیل و تصوري با سلوك راه خدا منافات داشته و نفس را از مرتبه صعود و كمال به مرتبه پستي و حيوانيت ميكشاند. 3 – اميرالمؤمنين عليه السلام اعلم امت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم بوده و بر اساس حكم عقل رجوع به حضرت و پيروي از ايشان بر مسلمين واجب بوده است. 4 – شوراي سقيفه محكوم به بطلان است چرا كه با حكم و منطق عقل در تنافي ميباشد. 5 – در صورت عدم دسترسي به امام معصوم عليه السلام عقل حكم به انتخاب راهي ميكند كه از نقطه نظر استحكام و اتقان اقرب به واقع باشد. 6 – وظيفه مجتهد جامع الشرائط استخراج و بدست آوردن حكم شرعي ميباشد و وظيفه عرف و اهل خبره تشخيص موضوعات احكام شرعي ميباشد. 7 – سقط جنين از زمان انعقاد نطفه حرام و آيه و اذا المؤودة سئلت بأيِّ ذنبٍ قُتِلت شامل آن ميشود. 8 – تشخيص برخي از موضوعات احكام شرعي امريست بس دشوارو بر عهدۀ فقيه است كه در تشخيص اين موضوعات به افراد متخصص و اهل خبره رجوع كند. 9 – مرگ انسان در صورت قطع علاقه روح با بدن و توقف قلب محقق ميشود نه بواسطۀ مرگ مغزي. 10 – علّامه طهراني ميفرمودند: علّامه طباطبائي از مرحله خوديت و نفس بيرون آمده است و اخلاق او اخلاق رسول اللَه صلی اللَه علیه وآله وسلم است. 11 – اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر ميفرمايند: اي مالك ميان خود و مردم حجابي را قرار مَده. 12 – تفسير آيه 38 سوره مبارکۀشوري: و امرهم شوري بينهم.
حقیقت و جایگاه مسئلۀ مشورت در حكومت اسلام
2أعوذُ باللَه منَ الشَّيطان الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمنِ الرَّحيم
الحَمدُ لِلَّه رَبِّ العالَمين
وَالصَّلوة والسَّلام عَلى سَيِّد المُرسَلين و أشرَف النَّبيّين
مُحمَّدٍ وَ آل ه الطَّيّبي ن الطّاه رين
وَاللَعنةُ عَلى أعدائهِم أجمِعين
إلى يومِ الدّين
قال الامام الصّادق عليهالسّلام: و لا يدَبِّرُ العَبْدُ لنَفسِهِ تدبيراً.
حضرت میفرمایند: بنده تدبیری نباید بیندیشد، در قبال تدبیر و مشیت پروردگار، اراده و اختیار استقلالی نباید داشته باشد. فقرهای كه بسیار مورد بحث و مورد توجّه قرار گرفته بود. و فروع و شُعَبِ مختلفی را اقتضاء میكرد.
بحث، در جلسات گذشته مربوط به اصل مهمّ و زیربنایی شور و مشورت در حكومت اسلام بود. و عرض شد بنای عقلاء در همه جوامع بشری، بما هم عقلا، یعنی از نقطه نظر مُدْركات عقلی و مستقلات عقلیه براساس متابعت طریق احْسن، و طریق اقرب به واقع است.
یعنی اصل اوّلی در زندگی انسان، متابعت طریقی است كه آن طریق و آن راه، یا عین واقع باشد در صورت امكان، یا نزدیك به واقع باشد. این اصل اوّلی، در تمام زوایای زندگی انسان، باید مورد توجّه قرار بگیرد. در ارتباطات عمومی انسان، در معاشرتها، در مسائل شخصی، در كیفیت سلوك، و اعتدال مزاجی، منظور از مزاج، در اینجا، مزاج روحانی است. باید حركت انسان، حركتی باشد كه از نقطه نظر وصول به حق، و وصول به واقع نزدیكتر و استوارتر و پابرجاتر باشد. این اصل اوّلی است. و یك انسان، برای رسیدن به مراتب كمالیه خود، باید در هر مرتبه، این اصل را رعایت كند. این مراقبهای را كه بزرگان در تمام مدّت حیات و طول استفاده تلامیذ و شاگردان خودشان دستور میدادند، به این نكته توجّه دارد. یعنی انسان در هر قدمی كه برمیدارد، در هر كلامی كه ادا میكند و در هر تفكّری كه میكند، این اصل را باید رعایت كند.
روایتی است، بسیار قابل توجه، از رسول اكرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم، حضرت میفرمایند: حضرت عیسی علی نبینا وآله وعلیه السّلام به حواریون و بهمردم دستور میدادند كه از انجام عمل زشت و از انجام زنا بپرهیزند. اما من به امتم امر میكنم كه حتّی تفكّر زنا را هم نكنند. زیرا تفكر زنا، مانند تودههای دخان و دودی میماند كه از كنار دیوار متصاعد است و گرچه، آن لهیب آتش و حرارت سوزان آتش، كسانی را كه در پشت دیوار هستند فرا نمیگیرد، ولی از اثرات این دود، آنها مریض میشوند و متأثر میشوند.
