اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری

حقيقت نفس و روح مرد و زن شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة .العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 خداوند تبارك و تعالي بر اساس جنبۀ فاعلي مرد و جنبۀ انفعالي زن خصوصيات و صفاتي مطابق با تعهد و مسئوليت ايشان بر عهدۀ‌شان گذاشته است 2 بينش و نظر اسلام نسبت به ساختار وجودي مرد و زن و هدف از خلقت ايشان چه مي‌باشد؟ 3 ذكر دو وجه براي اينكه چرا خطابات قرآن در عين اينكه شامل زنان هم مي‌شوند به صورت مذكر آورده شده‌اند 4 در بسياري از آيات قرآن خطابات هم به صورت مذكر وهم مؤنث آمده است و اين دلالت مي‌كند بر اينكه در نظام تكاملي خلقت اين دو جنس با هم يك هدف را تعقيب مي‌كنند 5 تفسير آيه شريفه وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ... 6 زن و شوهر بايد به وظايف خود بر اساس تكليف الهي عمل كنند نه صرفاً به خاطر علاقه و روابط طرفيني 7 بر طبق آيه مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِن‏ اعمال صالح مرد و زن بايد بر اساس ايمان به پروردگار باشد 8 مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: از جمله بزرگ‌ترين اشتباهاتي كه پدر و مادر مرتكب مي‌شوند اين است كه ايشان خود را صرفاً متعهد و مسئول تربيت و راهنمايي فرزندان در زمان طفوليت مي‌دانند نه در زمان بزرگسالي 9 تفسير و توضيح حيات طيبه بر اساس آيه مذكور 10 زبان حال پيامبر اكرم در هنگام رسيدن به بعثت در بيان خواجه حافظ شيراز رحمة اللَه علیه: من كه ملول گشتمي از نفس فرشتگان قال و مقال عالمي مي‌كشم از براي تو 11 بر اساس آيه شريفه هر يك از زن و مرد با انجام اعمال صالح در حالت ايمان به حيات طيبه رسيده و جزايي بالاتر از اعمال خويش دريافت مي‌كنند 12 وجود انسان وجوديست كه از ذات پروردگار و عالم سعه و تجرد و نور نشأت گرفته و به اين عالم دنيا تنزل پيدا كرده است 13 لازمه انتساب روح انسان به پروردگار اثبات مقام تجرد و اتصاف روح به همان اوصافي است كه آن اوصاف به وجود بسيط و بالصرافه و اطلاقي پروردگار برمي‌گردد 14 توضيحي راجع به صفات فطري و اكتسابي در انسان‌ها

ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان‏

6
  • زن وقتی‌كه در مقام اطاعت از شوهر است باید بداند كه این اطاعت از شوهر به خاطر خدا است كه دارد این موهبت و نعمت را نصیب او می‌كند، نه به خاطر اینكه اطاعت از شوهر می‌كند چون شوهرش را دوست دارد. پس اگر روزی او را دوست نداشت دیگر اطاعت خبری نیست ظاهراً هم همین‌طور است! یا اینكه حالا مرد برای عائله خودش به زنش محبّت می‌كند، باید بداند كه این محبّت بر اساس روابط و تكالیفی است كه خدای متعال تنظیم كرده، نه براساس علاقه‌ای كه به همدیگر دارند. بعداً خواهد آمد كه علاقه این دو به همدیگر چه نقش اساسی در حركت تكاملی و در سرعت یافتن سیر تكاملی هر دو می‌تواند ایفاء كند.

  • امّا نقش اوّل را ایمان تشكیل می‌دهد؛ یعنی وقتی‌كه مرد به زن محبّت می‌كند، زن را تربیت می‌كند، وسائل آسایش و تربیت او را فراهم می‌كند، او را به خود وا نمی‌گذارد كه با هر كسی ارتباط داشته باشد، به هر جایی‌كه می‌خواهد تلفن بزند، با هر كسی‌كه دلش می‌خواهد صحبت بكند، با هر فردی كه می‌خواهد روابط دوستانه برقرار بكند، این مرد باید بداند كه این عملی را كه انجام می‌دهد براساس تكلیف الهی است نه بر اساس علاقه، علاقه یك روز هست، یك روز كم می‌شود، بالاخره بشر است دیگر، امروز فرض كنید كه در اینجا خسته است مرد از سر كار برمی‌گردد و چِك او برمی‌گردد و ... از این چیزها كه در این دوره و زمانه خیلی اتفاق می‌افتد مشتری می‌آید و داد و بی‌داد می‌كند، در كوچه چه می‌شود و وارد خانه می‌شود: آی تو فلان، آی تو فلان، می‌زند كاسه كوزه را ...

  • نكته مهم در اینجا این است كه در این حال خوب توجه كنید! در این حال باید طرفین به تكالیفشان عمل كنند نه وقتی‌كه دارند به همدیگر می‌خندند، در آنجا هنر نیست. شما اگر به یك فرد در خیابان هم بخندید، آن هم به شما یك لبخند می‌زند، او برنمی‌گردد یكی توی گوش شما بزند. مهم این است كه انسان در اوقاتی كه در آن اوقات، نفس برای تمرّد مجال پیدا می‌كند، نفس برای سركشی موقعیت پیدا می‌كند، نفس برای انحراف جای مناسب پیدا می‌كند، آنجا بایستی به مسئولیتت عمل بكنی، این اعتماد می‌آورد، و الا سر سفره حلوا نشستن كه هنر نیست، خندیدن در وقت با هم خوش بودن كه هنر نیست. هنر اینجاست كه طرفین احساس كنند به آن وظایفی كه خدای متعال [فرموده عمل كردند] این را می‌گویند ایمان باللَه، این ایمان در اینجا می‌آید. و الّا اگر ایمان نباشد امروز ما با هم قهر می‌كنیم من می‌روم پی كار خودم، این می‌رود پی كار خودش، دیگر چه می‌ماند؟ امروز با هم آشتی فردا با هم فلان، هر كسی برود مسئله خودش را انجام بدهد دیگر چه می‌ماند؟