اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان‏

15٬921
عنوان بصری

حقيقت نفس و روح مرد و زن شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة .العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 خداوند تبارك و تعالي بر اساس جنبۀ فاعلي مرد و جنبۀ انفعالي زن خصوصيات و صفاتي مطابق با تعهد و مسئوليت ايشان بر عهدۀ‌شان گذاشته است 2 بينش و نظر اسلام نسبت به ساختار وجودي مرد و زن و هدف از خلقت ايشان چه مي‌باشد؟ 3 ذكر دو وجه براي اينكه چرا خطابات قرآن در عين اينكه شامل زنان هم مي‌شوند به صورت مذكر آورده شده‌اند 4 در بسياري از آيات قرآن خطابات هم به صورت مذكر وهم مؤنث آمده است و اين دلالت مي‌كند بر اينكه در نظام تكاملي خلقت اين دو جنس با هم يك هدف را تعقيب مي‌كنند 5 تفسير آيه شريفه وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ... 6 زن و شوهر بايد به وظايف خود بر اساس تكليف الهي عمل كنند نه صرفاً به خاطر علاقه و روابط طرفيني 7 بر طبق آيه مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِن‏ اعمال صالح مرد و زن بايد بر اساس ايمان به پروردگار باشد 8 مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: از جمله بزرگ‌ترين اشتباهاتي كه پدر و مادر مرتكب مي‌شوند اين است كه ايشان خود را صرفاً متعهد و مسئول تربيت و راهنمايي فرزندان در زمان طفوليت مي‌دانند نه در زمان بزرگسالي 9 تفسير و توضيح حيات طيبه بر اساس آيه مذكور 10 زبان حال پيامبر اكرم در هنگام رسيدن به بعثت در بيان خواجه حافظ شيراز رحمة اللَه علیه: من كه ملول گشتمي از نفس فرشتگان قال و مقال عالمي مي‌كشم از براي تو 11 بر اساس آيه شريفه هر يك از زن و مرد با انجام اعمال صالح در حالت ايمان به حيات طيبه رسيده و جزايي بالاتر از اعمال خويش دريافت مي‌كنند 12 وجود انسان وجوديست كه از ذات پروردگار و عالم سعه و تجرد و نور نشأت گرفته و به اين عالم دنيا تنزل پيدا كرده است 13 لازمه انتساب روح انسان به پروردگار اثبات مقام تجرد و اتصاف روح به همان اوصافي است كه آن اوصاف به وجود بسيط و بالصرافه و اطلاقي پروردگار برمي‌گردد 14 توضيحي راجع به صفات فطري و اكتسابي در انسان‌ها

ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان‏

توضیحات:

حقيقت نفس و روح مرد و زن شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة .العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 خداوند تبارك و تعالي بر اساس جنبۀ فاعلي مرد و جنبۀ انفعالي زن خصوصيات و صفاتي مطابق با تعهد و مسئوليت ايشان بر عهدۀ‌شان گذاشته است 2 بينش و نظر اسلام نسبت به ساختار وجودي مرد و زن و هدف از خلقت ايشان چه مي‌باشد؟ 3 ذكر دو وجه براي اينكه چرا خطابات قرآن در عين اينكه شامل زنان هم مي‌شوند به صورت مذكر آورده شده‌اند 4 در بسياري از آيات قرآن خطابات هم به صورت مذكر وهم مؤنث آمده است و اين دلالت مي‌كند بر اينكه در نظام تكاملي خلقت اين دو جنس با هم يك هدف را تعقيب مي‌كنند 5 تفسير آيه شريفه وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ... 6 زن و شوهر بايد به وظايف خود بر اساس تكليف الهي عمل كنند نه صرفاً به خاطر علاقه و روابط طرفيني 7 بر طبق آيه مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِن‏ اعمال صالح مرد و زن بايد بر اساس ايمان به پروردگار باشد 8 مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: از جمله بزرگ‌ترين اشتباهاتي كه پدر و مادر مرتكب مي‌شوند اين است كه ايشان خود را صرفاً متعهد و مسئول تربيت و راهنمايي فرزندان در زمان طفوليت مي‌دانند نه در زمان بزرگسالي 9 تفسير و توضيح حيات طيبه بر اساس آيه مذكور 10 زبان حال پيامبر اكرم در هنگام رسيدن به بعثت در بيان خواجه حافظ شيراز رحمة اللَه علیه: من كه ملول گشتمي از نفس فرشتگان قال و مقال عالمي مي‌كشم از براي تو 11 بر اساس آيه شريفه هر يك از زن و مرد با انجام اعمال صالح در حالت ايمان به حيات طيبه رسيده و جزايي بالاتر از اعمال خويش دريافت مي‌كنند 12 وجود انسان وجوديست كه از ذات پروردگار و عالم سعه و تجرد و نور نشأت گرفته و به اين عالم دنيا تنزل پيدا كرده است 13 لازمه انتساب روح انسان به پروردگار اثبات مقام تجرد و اتصاف روح به همان اوصافي است كه آن اوصاف به وجود بسيط و بالصرافه و اطلاقي پروردگار برمي‌گردد 14 توضيحي راجع به صفات فطري و اكتسابي در انسان‌ها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان‏

18
  • تمام آن اوصافی كه ما آن اوصاف را به عنوان اوصاف جمالی پروردگار و به عنوان اوصاف جلالی پروردگار می‌شماریم، خدا آن اوصاف را كسب نكرده است، به‌دست نیاورده است در این زمینه مطلب خیلی زیاد و مسئله خیلی مشكل است و محلّ تصادم آراء فلاسفه و حكما و عرفا در اینجا است این اوصاف بدست نیامده است. حتی تمام این خلقت‌هایی كه یكی پس از دیگری می‌آید به اندازه سر سوزنی بر علم خدا اضافه نكرده است، ولی به علم ما اضافه می‌كند. هر روز مسئله‌ای به مسائل ما اضافه می‌شود، هر روز علمی بر علوم ما اضافه می‌شود، ولی تمام این خلق‌هایی كه یكی پس از دیگری در این عالم می‌آیند به اندازه یك میلیمتر، به اندازه یك ذرّه به علم خدا قبل از این خلقت اضافه نكرده است. چرا؟ چون همه چیز پیش خدا روشن است و تمام اینها از ناحیه پروردگار آمده است. چطور ممكن است فاعل، عالم به فعل خود نباشد و چطور ممكن است یك ذات به عوارض آن ذات توجه نداشته باشد؟ این از محالات است.

  • این انسان از یك همچنین مرحله‌ای آمده است پایین. حالا ببینید در چه مرحله‌ای است؟! یعنی ما از یك مقامی تنازل پیدا كرده‌ایم كه در آن مقام، تمام اوصاف پروردگار بدون دخالت شی‌ء دیگر و ذات ثالث، آمده به این ذات التصاق پیدا كرده و خودش را به این ذات چسبانده و جدا نشده است. از یك همچنین موقعیتی ما بوجود آمدیم. نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي‌ یعنی از خودم، خودم را به صورت تو درآوردم. دیگر بالاتر از این! یعنی خودم را آوردم و به شكل تو نمایاندم. نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي‌ معنایش یعنی همین. خودم را پایین آوردم و به این قیافه به همه نشان دادم، متوجه باشیم كه چه هستیم! تا به حال متوجه این نكته بودیم؟!

  • اگر خدا بیاید شما از خدا توقّع دارید چه كار بكند؟ الآن در این مجلس ما خدا بیاید به صورت یك انسانی در اینجا بنشیند، شما توقّع دارید این خدا چه كار بكند؟ مرده را زنده كند، سیاهی را تبدیل به سفیدی كند، آسمان را به زمین بیاورد، زمین را به‌آسمان ببرد، تصرّف در اشیاء بكند، شقّ القمر بكند، كُرات را برگرداند، هرچه كه به نظر می‌رسد از این مسائل عادی و غیرعادی، خلق بكند، اصلًا خلق بكند، نه اینكه مرده را زنده بكند، خلق كند، بالاتر از این ما از خدا چه توقع داریم؟! از نظر ظاهری اینها را توقّع داریم، حالا چیزهای معنوی بماند، اینها را توقع داریم. مگر بشر این كارها را نمی‌كند؟! مگر حضرت عیسی مرده زنده نمی‌كرد؟ مگر نمی‌كرد؟ مگر امام رضا علیه‌السّلام نقشه شیر بر پرده را به شیر1 درنده چهارصد كیلو تبدیل نكرد؟ در یك چشم به هم زدن تمام آن شخص را كه ساحر بود، همه را در شكم خودش برد، در یك چشم به هم زدن، مأمون هم غش كرد افتاد.

    1. معادشناسى، ج ١، ص ٢٢٨.
/ 613