اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی

18٬154

نفی مؤاخذه و نزاع و شرک و تضادّ و اعتراض از حکومت خدا. عدم سؤال و بازخواست از افعال خداوند. شبهۀ ابن‌کمونه و جواب آن. کلام حاجی سبزواری بر اینکه لازمۀ ماهیّت إمکان است و معلولیّت. وحدت و اطلاق پروردگار، غیری در جهان باقی نمی‌گذارد. غیر معقول بودن فرض دو وجود نامتناهی. معارض ضعیف‌تر هم که معلول است و مخلوق خدا. علّت عدم توان معارضۀ مخلوقات با خداوند متعال. تطابق عقل و نقل و شهود. عدم تصوّر شریک در امر پروردگار عقلاً. چراییِ عدم تضادّ و تناقض در احکام الهی. عدم تنافی مسئلۀ نسخ با عدم تضادّ و اختلاف در احکام الهی. چراییِ عدم توان اعتراض موجودات بر خداوند. عالم هستی، ملک طِلق خداست. کیفیّت انتساب افعال ما به خداوند. بطلان اعتقاد به تفویض و جبر، و حقّانیت نظریّۀ أمرٌ بَینَ الأمرَین. تبیین دقیق نظریّۀ «أمرٌ بینَ الأمرَین». إدراک کمالات خداوند، از دریچۀ کمالات نفس خویش. نظریّه عالیِ محقّق دوانی ازحقیقت توصیفات ما. روایت امام باقر دربارۀ بینش ناقص ما از صفات کمالی خداوند. تنزّه خداوند از همۀ توصیف‌های ما. فرق اقرار به عجز ما با اقرار به عجز پیغمبران و اولیای خدا. طریقۀ إحراق، طریقۀ قرآن مجید. نمونه‌ای از مجاهدۀ حضرت رسول اکرم وحضرت موسی درمسیر معرفت. سفارش امام صادق علیه السّلام به عبدالعزیز در رعایت درجات ایمان افراد. مادح خورشید مدّاح خود است. مخلَصین‌اند که راه به توصیف خدا برده‌اند.

پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی

توضیحات:

نفی مؤاخذه و نزاع و شرک و تضادّ و اعتراض از حکومت خدا. عدم سؤال و بازخواست از افعال خداوند. شبهۀ ابن‌کمونه و جواب آن. کلام حاجی سبزواری بر اینکه لازمۀ ماهیّت إمکان است و معلولیّت. وحدت و اطلاق پروردگار، غیری در جهان باقی نمی‌گذارد. غیر معقول بودن فرض دو وجود نامتناهی. معارض ضعیف‌تر هم که معلول است و مخلوق خدا. علّت عدم توان معارضۀ مخلوقات با خداوند متعال. تطابق عقل و نقل و شهود. عدم تصوّر شریک در امر پروردگار عقلاً. چراییِ عدم تضادّ و تناقض در احکام الهی. عدم تنافی مسئلۀ نسخ با عدم تضادّ و اختلاف در احکام الهی. چراییِ عدم توان اعتراض موجودات بر خداوند. عالم هستی، ملک طِلق خداست. کیفیّت انتساب افعال ما به خداوند. بطلان اعتقاد به تفویض و جبر، و حقّانیت نظریّۀ أمرٌ بَینَ الأمرَین. تبیین دقیق نظریّۀ «أمرٌ بینَ الأمرَین». إدراک کمالات خداوند، از دریچۀ کمالات نفس خویش. نظریّه عالیِ محقّق دوانی ازحقیقت توصیفات ما. روایت امام باقر دربارۀ بینش ناقص ما از صفات کمالی خداوند. تنزّه خداوند از همۀ توصیف‌های ما. فرق اقرار به عجز ما با اقرار به عجز پیغمبران و اولیای خدا. طریقۀ إحراق، طریقۀ قرآن مجید. نمونه‌ای از مجاهدۀ حضرت رسول اکرم وحضرت موسی درمسیر معرفت. سفارش امام صادق علیه السّلام به عبدالعزیز در رعایت درجات ایمان افراد. مادح خورشید مدّاح خود است. مخلَصین‌اند که راه به توصیف خدا برده‌اند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی

15
  •  در مقابلِ ذات پروردگار و کبریائیّت او موجودی عرضِ وجود نمی‌کند؛

  • تا یک سر مویی در تو هستی باقیست***آئین دکانِ خودپرستی باقیست
  • گفتی بُت پندار شکستم رَستم***این بت که زپندار بِرَستم باقیست1
  •  آدم می‌گوید: من از پندار خارج شده‌ام، من رسیده‌ام به مقامی که فهمیده‌ام خداوند را با فکر و ذهن نمی‌توان صید کرد؛ این یک فکری است بر اساس وجودْ قائم است، پس هستی داریم و با آن این فکر را کردیم، این یک بتی است! این باید شکسته بشود! اینجا دیگر مطلب خیلی دقیق می‌شود که پریشان می‌کند ها! از آن پریشان‌ها!

  • نمونه‌ای از مجاهدۀ حضرت رسول اکرم وحضرت موسی درمسیر معرفت

  •  حضرت موسیٰ علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام که دیوانه‌وار سی شب رفت برای مناجات، «لم یأکُل و لم یشرَب و لم ینمَ؛ نخورد و نیاشامید و خواب به چشمش نرفت!»2 و تازه کارش تمام نشد، ده شب دیگر، چهل شب شد، خداوند علیّ‌أعلیٰ میقات او را تمدید کرد؛ برای چه رفت؟ آن‌قدر بدنش لاغر شده بود! خطبۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه است:

  • غذایش برگ درخت بود، (سماور درست نمی‌کرد استکان و نعلبکی بگذارد و قند بیاورد و چای درست کند و افطار کند و خورشت فسنجان درست کند و غذا بخورد) و از شدّت لاغری و تشذُّبِ لَحم (یعنی گوشت آب شده بود) سبزی‌های برگِ درخت از روی پوست شکم نمایان بود!3

  •  او تصنّعاً می‌رفت این کارها را بکند؟!

  •  حضرت رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم، مکّه و قوم و عشیره و زن و عموی مهربانی مانند ابوطالب و محلّ عبادت و مسکن را رها می‌کند می‌آید می‌رود در بالای کوه حراء، آنجایی که مرغ پر نمی‌زند، حیوان وحشی نیست، آن کوه خطرناک که کسی نمی‌تواند برود؛ آنجا را انتخاب کرده که کسی نرود! می‌رفت آنجا، در آن غار یک هفته می‌ماند، ده روز می‌ماند؛4 تنها در آن غار چه کار می‌کرد؟

  •  اینها حساب دارد یا حساب ندارد؟! اینها وجود را آب می‌کند! آب می‌کند، می‌کند... ! هرچه انسان پنجه می‌زند که خدا را بگیرد، می‌بیند پنجه‌اش به جایی نمی‌رسد؛ دست می‌زند پا می‌زند عیناً مانند کسی که سیل آمده و دارد او را می‌برد، و او مدام دست می‌زند به این‌طرف و می‌خواهد خودش را به این دیوار متّصل کند، سیل او را می‌برد؛ به آن دیوار، به این تخته، به آن تخته!

    1. دیوان شیخ احمد جام، ص ٤٥٤:
      تا یک سر موی از تو هستی باقیست *** آئین دکانِ خودپرستی باقیست
      گفتی بُتِ پندار شکستم رَستم *** آن بت که زپندار شکستی باقیست
    2. مصباح الشّریعة، ص ١٩٦:
      «قال الصادق علیه السلام: ”... و فَسَّرَ النبیُّ صلّی الله علیه و آله و سلم عن حاله [موسی علیه السّلام] أنّه ما أکَلَ و لا شَرِبَ و لا نامَ و لا اشتَهیٰ شیئًا من ذلک فی ذَهابِه، و مَجِیئِه أربعین یومًا شوقًا إلیٰ رَبِّه....“»
    3. نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٥٧:
      «و إن شِئتَ ثَنَّیتُ بِموسیٰ کلیمِ اللهِ صلّی الله علیه و آله وسلّم إذ یقول ﴿رَبِّ إِنِّي لِمَآ أَنزَلۡتَ إِلَيَّ مِنۡ خَيۡرٖ فَقِيرٞ﴾ واللهِ ما سألَهَ إلّا خُبزًا یَأکُلُه لِأنّه یَأکل بَقلَةَ الأرضِ، و لَقَد کانت خُضرَةُ البَقلِ تُریٰ مِن شَفیفِ صِفاقِ بَطنِه لِهُزالِه و تَشَذُّبِ لَحمِه؛ ترجمه:
      در آن وقتی که می‌گوید: ﴿پروردگارا، به خیری که بر من فرستادی محتاجم﴾ قسم به خدا که از خداوند چیزی جز نانی که بخورد نخواست، چرا که سبزی و گیاهان زمین را می‌خورد و از شدّت لاغری رنگ سبز گیاهان از زیر پوست نازک شکمش دیده می‌شود. (محقّق)»
    4. الطبقات الکبریٰ، ج ١، ص ١٥٣؛ السیرة النبویّة، ج ١، ص ٢٣٥؛ البدایة و النهایة، ج ٣، ص ٥؛ تاریخ الطبری، ج ٢، ص ٣٠٠.
/ 613