اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

برنامه‌هاى تربیتى اسلام برای نهاد خانواده

14٬574
عنوان بصری

تطبيق برنامه‌هاي تربيتي اسلام بر نهاد خانواده شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً 1 – محور همۀ امور و مطالب در جميع احكام اسلامي و معارف الهي بر اساس محوريت توحيد و عبوديت خداوند متعال مي‌باشد. 2 – ائمه عليهم السلام وسائط و مجاري تام فيض پروردگار مي‌باشند در نتيجه توجه و ديد استقلالي به ايشان شرك و موجب بطلان عبادات مي‌شود. 3 – توضيحي راجع به مقام أحديت و واحديت پروردگار متعال 4 – تفسير دو بيت از ابن فارض مصري رحمة اللَه علیه يقولون لي صفهاً و انت بوصفها خبيرٌ اَجل عندي باَوصافها علم صفاء ولا ماء و نور لا نارٌ و روح ولا جسمٌ و لطفٌ و لا هون و روح ولا جسمٌ 5 – نفس مبارك پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم صادر اول و واسطه در خلق جميع موجودات عالم امکان مي‌باشد 6 – انحراف مكتب شيخيه و پيروان شيخ احمد احسائي از حقيقت دين و تشيع 7 – ائمه عليهم السلام هيچ‌گاه در قبال پروردگار براي خود وجودي قائل نشده و مردم را به سوي خود دعوت نكردند 8 – در تمام عوالم وجود يك اراده و قدرت حاكم است و آن اراده و قدرت پروردگار است كه در موارد مختلف ظهورات مختلف دارد. 9 – چگونگي انتساب يك عمل واحد به ذات پروردگار و افراد 10 – عكس شير با قدرت ولايي امام رضا عليه السلام تبديل به شير واقعي شده و دشمن خدا را مي‌بلعد 11 – غايت و مقصود از جعل احكام و قوانين اسلامي رسيدن به مبدأ و حقيقت عبوديت مي‌باشد و تنها مكتب اهل بيت است كه مي‌تواند انسان را به آن نقطه تكاملي و رشد برساند 12 – تفسير آيه 46 از سورة مبارکۀ سبأ «قل انما اعظكم بواحدةٍ اَن تقوموا لله»

برنامه‌هاى تربیتى اسلام برای نهاد خانواده

توضیحات:

تطبيق برنامه‌هاي تربيتي اسلام بر نهاد خانواده شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً 1 – محور همۀ امور و مطالب در جميع احكام اسلامي و معارف الهي بر اساس محوريت توحيد و عبوديت خداوند متعال مي‌باشد. 2 – ائمه عليهم السلام وسائط و مجاري تام فيض پروردگار مي‌باشند در نتيجه توجه و ديد استقلالي به ايشان شرك و موجب بطلان عبادات مي‌شود. 3 – توضيحي راجع به مقام أحديت و واحديت پروردگار متعال 4 – تفسير دو بيت از ابن فارض مصري رحمة اللَه علیه يقولون لي صفهاً و انت بوصفها خبيرٌ اَجل عندي باَوصافها علم صفاء ولا ماء و نور لا نارٌ و روح ولا جسمٌ و لطفٌ و لا هون و روح ولا جسمٌ 5 – نفس مبارك پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم صادر اول و واسطه در خلق جميع موجودات عالم امکان مي‌باشد 6 – انحراف مكتب شيخيه و پيروان شيخ احمد احسائي از حقيقت دين و تشيع 7 – ائمه عليهم السلام هيچ‌گاه در قبال پروردگار براي خود وجودي قائل نشده و مردم را به سوي خود دعوت نكردند 8 – در تمام عوالم وجود يك اراده و قدرت حاكم است و آن اراده و قدرت پروردگار است كه در موارد مختلف ظهورات مختلف دارد. 9 – چگونگي انتساب يك عمل واحد به ذات پروردگار و افراد 10 – عكس شير با قدرت ولايي امام رضا عليه السلام تبديل به شير واقعي شده و دشمن خدا را مي‌بلعد 11 – غايت و مقصود از جعل احكام و قوانين اسلامي رسيدن به مبدأ و حقيقت عبوديت مي‌باشد و تنها مكتب اهل بيت است كه مي‌تواند انسان را به آن نقطه تكاملي و رشد برساند 12 – تفسير آيه 46 از سورة مبارکۀ سبأ «قل انما اعظكم بواحدةٍ اَن تقوموا لله»

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

برنامه‌هاى تربیتى اسلام برای نهاد خانواده

12
  • یك نفر از هند آمده بود كارهای عجیب غریب می‌كرد. امام علیه‌السّلام نشسته بودند مشغول غذا خوردن، آن آدم شعبده‌باز یك كاری می‌كرد كه حضرت تا می‌خواستند نان بردارند نان یك متر می‌رفت آنطرف‌تر. دوباره حضرت می‌خواستند یك نان بردارند لقمه بگیرند، دوباره آن نان را تصرّف می‌كرد. قدرت داشت مگر الان نیستند؟! مگر الان در هند نیستند؟! قطار را نگه می‌دارند. قطار را از حركت باز می‌دارند.

  • یكی از دوستان ما خودش برای مرحوم پدر ما تعریف می‌كرد می‌گفت: من از بمبئی داشتم به یكی از شهرها می‌رفتم. در ایستگاه راه آهن ایستادیم، هرچه تأمّل كردیم قطار حركت نكرد، یك ساعت بیشتر طول كشید. بعد متوجّه شدیم این راننده قطار، لوكوموتیوران، به یك آدم ژنده پوشی كه در كنار ایستگاه نشسته بود اهانت كرده؛ یك خیاری خورده پوستش را روی سر او انداخته تقریباً این قضیه حدود سی سال پیش است. من یادم است كه ایشان یك سفری به آلمان رفته بود و هند و جای دیگر و بعد برگشته بود. یكی از جریاناتی كه دیده بود این بود می‌گفت: یك ساعت ما در قطار بین بمبئی و بین یك شهر دیگر همین‌طور ایستاده بودیم. بعد متوجّه شدیم. آمدیم به آن شخص ژنده پوش كه در همان كنار نشسته بود، به نظر فقیر می‌آمد، هرچه گفتیم اعتنا نكرد. آخر این راننده قطار مجبور شد بیاید كفش‌هایش را در بیاورد، پابرهنه، مؤدّب، مثل بچه‌های خوب دستش را هم بگذارد به سینه‌اش، آمد پای این فقیر ژنده پوش را بوسید. این دستش را بلند كرد همین‌طوری زد توی سرش همین‌طوری یعنی برو. رفت و روشن كرد راه افتاد.

  • مگر این كار را نمی‌كنند؟! اینها به خاطر ریاضت و قدرت نفسی كه پیدا می‌كنند می‌توانند این كارها را انجام بدهند. در اینجا هم هست، در سایر جاها هم هست. این یك مسئله عادی است. قدرتی است كه خداوند به نفس داده، منتها این بیچاره‌های بدبخت این قدرت را در همین مسائل عالم صورت و مثال و تصرّفات در مادّه به كار می‌برند و از آن دُرّ حقیقی و كیمیای واقعی كه معرفت الهی است خودشان را محروم می‌كنند و در قیامت دستشان خالی و به اندازه سرسوزنی هم در آن طرف اجر ندارند. این بین آن مكتب و بین مكتب اهل بیت كه می‌گوید: بیا این نیرو و توانت را در اینجا بگذار، تو كه داری زحمت می‌كشی بیچاره! اقلًا یك زحمتی بكش نفعی ببری، به یك مرتبه و مقامی برسی كه به درد آن طرفت بخورد و برای آن طرفت مفید باشد.

/ 0