
وظایف و مسئولیت های زنان از منظر اسلام
بیان وظائف واموری که برعهدۀ زنان می باشد. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 يكي از مهمترين وظايف و تكاليف حكومت اسلام نسبت به رعايا و افراد اين است كه در دو جنبۀ ظاهر و باطن و در دو طريق تكاملي قوانين اجتماعي و تكميل نفوس حركت كند 2 امروزه آنچه مد نظر حكومتها ميباشد تأمين رفاه نسبي و برقراري عدالت اجتماعي در جامعه است نه توجه به رشد روحي و تكامل معنوي افراد جامعه 3 در حكومت اسلام تأمين رفاه و امنيت و برقراري عدالت اجتماعي مقدمه و واسطه است براي رسيدن افراد به رشد و تكامل روحي و معنوي 4 رشد و كمال عقلي و روحي افراد جامعه و ايجاد عدالت اجتماعي به تمام معني الكلمة در زمان ظهور حضرت ولي عصر عجل اللَه تعالي فرجه تحقق پيدا ميكند 5 حضرت زهرا سلام اللَه عليها ميفرمايند: بهترين زنان آن زني است كه نه مردي او را ببيند و نه او مردي را ببيند 6 حضرت زينب سلام اللَه عليها به جز جريان واقعه عاشورا در طول حيات خويش به سخنراني و وعظ و خطابه براي مردان نپرداخته است 7 آنچه بر عهدة يك فرد عاقل و سالك راه الهي ميباشد توجه به خود و عمل به وظيفه و تكليف ميباشد 8 اختلافي كه در عالم خلقت و تكوين ميان زن و مرد وجود دارد در تعيين تكليف و مرام و منش هر كدام از ايشان نقش حياتي و سرنوشتساز دارد 9 نظام روحي و تكاملي زن به گونهاي است كه اگر او كارها و وظائف مرد را به عهده گيرد قطعاً از رسيدن به مقصد باز مانده و استعدادات وجود خويش را نميتواند شكوفا سازد 10 از نقطه نظر اسلام تحصيل زن و رسيدن او به بالاترين مراتب و مدارج علمي و ديني در چهارچوب نظام تربيتي اسلام مورد اشكال نميباشد
وظایف و مسئولیت های زنان از منظر اسلام
3اما اینكه آیا این جریان حكومت به نفع مردم هست، به نفع تكامل روحی آنها هست یا نه، به او كاری ندارد. اگر شخصی میتواند وسایل تخریب ارزشهای اخلاقی را به مملكت وارد كند حكومت جلویش را نمیگیرد. میخواهی وارد كن! هركه بخواهد استفاده میكند هركه نخواهد استفاده نمیكند. اگر شخصیبخواهد كتب ضالّه و مخرّب افكار نشر بدهد حكومت جلوی آن را نمیگیرد؛ هر كسی میخواهد میخواند هر كسی نمیخواهد نمیخواند كسی جلویش را نمیگیرد، همانطوری كه ما الان این مطلب را در بسیاری از حكومتهای دنیا و جهان میبینیم. البته نه در همه آنها كه مدّعی دموكراسی و اعطای آزادی، آزادیهای عملی و آزادیهای فكری و اخلاقی نسبت به روند جامعه هستند. البته در بعضی از كشورها هست، اینطور نیست كه ادّعا كنیم نیست. قبول و عدم قبول این مسئله بستگی به شرایط فرهنگی آن جامعه دارد؛ یعنی این دیگر به مسائل حكومت برنمیگردد. حكومت آزادی و حریت در عمل را در اختیار هر شخصی قرار میدهد حالا فرهنگ یك جامعه آن آزادی را میپذیرد و استقبال میكند، فرهنگ دیگری نمیپذیرد و حاجب و مانع در جلوی ورود وسایل تخریبی قرار میدهد. این دیگر بسته به فرهنگ آن جامعه هست.
در این حكومتها آنچه كه مدّ نظر قرار گرفته است تأمین رفاه نسبی افراد جامعه و آنچه كه مذهول و مغفول مانده است عدم توجه به رشد نفسی و رشد روحی و تكامل نفسی و روحی این افراد است. این مسئله در این حكومتها بهطوركلی از آن غفلت شده. كاری ندارند كه این روند اجتماعی به چه انتهایی ختم میشود و به چه مقصدی میرسد. وظیفه آنها تأمین آسایش و امنیت و برقراری عدالت اجتماعی است به حیثی كه هر شخص خود را در رسیدن به مطلوب در مضیقه احساس نمیكند.
اما فرق بین حكومت اسلام با این حكومتها در این است كه وظیفه حكومت اسلامی این است كه نود درصد بها را به تكامل نفس بدهد، ده درصدش را به تأمین عدالت اجتماعی. یعنی نه تنها مسئله تكامل نفس و رشد نفسانی و رشد روحی را در میان افراد جامعه مدّ نظر قرار بدهد بلكه اغلبیت و اكثریت و اهتمام وثیق خود را بر مسئله تكامل روحی قرار بدهد. از آنجایی كه یكی از ملزومات تكامل روحی در اجتماع اسلامی رعایت عدالت اجتماعی است، از باب شرط لازم و ركن مهم برای تحقّق این مسئله، مسائل ظاهری آنها را باید مورد توجه قرار بدهد. ببینید مطلب یكمرتبه زیر بنایش بهطوركلی تغییر میكند.
