
كیفیت تدبیر امور ضمن رعایت مقتضاى مقام عبودیت
كيفيت تدبير امور به مقتضاي مقام عبوديت. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 در حالي كه بناي اسلام بر ايجاد نظم و تدبير دقيق در همه امور شخصي و اجتماعي است چگونه امام صادق عليه السلام تحقق معناي عبوديت را در عدم تدبير عبد بيان ميكنند 2 خداوند متعال در هر مسأله از مسائل زندگي براي شخص سالك ميزان قرار داده است كه عمل بر طبق آن سبب به فعليت رسيدن مرتبه ای در وجود او خواهد شد 3 ذكر برخي از مطالب مرحوم علّامه طهراني به يكي از علماء كه درخواست دستگيري و هدايت از ايشان را كرده بود 4 وظيفه شاگرد اطاعت کامل از استاد و ولي كامل الهي ميباشد 5 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: مقام عزت پروردگار را بايد در وجود اولياي خدا يافت 6 در مكتب عرفان ميان حضور و غيبت امام عليه السلام تفاوتي وجود ندارد چرا كه ايشان با وجود تك تك افراد معيت دارند 7 پايه و اساس در مكتب عرفان بر معرفت و شناخت مقام امام عليه السلام و ولايت ميباشد 8 عرفاء و اولياء الهي به دنبال تحقق ظهور باطني امام عليه السلام در وجود و قلب خويش هستند 9 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است تا افراد را در همان رتبه و مرتبهاي كه خودش قرار دارد ببرد 10 توضيحي راجع به حقيقت مقام ولايت امام زمان عجل اللَه تعالي فرجه 11 ميزان در دموكراسي اسلامي اين است كه هيچ فرد از افراد جامعه نتواند ضرري به هم نوع خود در هيچ مرتبه از مراتب كمالي برساند 12 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام نيت انسان در مقام عمل و در مقام اشتغالات خويش تنها بايد بر اساس عمل به تكليف و رضاي الهي باشد
كیفیت تدبیر امور ضمن رعایت مقتضاى مقام عبودیت
16تابهحال هیچوقت شده كه انسان از منزل خود كه خارج میشود نیتش این باشد الان خدا به من گفته این كار را انجام بده من میروم این كار را انجام میدهم از فردای خودم خبر ندارم. هیچوقت شده این تفكر در ما باشد: من امروز میروم به مطب و برای ادای تكلیف و برای دستور پروردگار نسبت به مداوای مرضا مطب را باز میكنم! من امروز میروم به مدرسه و چون خدا بر من تكلیف كرده است كه درس بخوانم امروز میروم درس بخوانم! من امروز میروم به دفتر به مغازه و به حجره چون خداوند مرا مكلّف كرده است بر اینكه شاغل باشم. میروم و به این شغلم میپردازم. حالا سود میكنم یا سود نمیكنم آن یك مطلب دیگری است. یعنی اگر قبل از اینكه این در را باز كند و از منزل خارج بشود هاتف غیبی در گوش او ندا كند آقا امروز شما استفاده نمیكنید آیا باز از منزل خارج میشود یا نمیشود؟ اگر خارج شد، عبد است. اگر خارج نشد نه، حالا كه استفاده نمیكنیم بلند بشویم برویم در منزل بهتر بگذرانیم. راحت باشیم خوش باشیم چرا برویم زحمت بكشیم؟ چرا برویم با مردم سروكله بزنیم؟ اگر برگشت عبد نیست.
امام علیه السّلام این را میخواهند بفرمایند كه انسان در مقام عمل و در مقام اشتغال باید فقط نیتش تكلیف باشد. و این آسان نیست ها! خیلیها میگویند، خیلیها گفتند و خیلیها در این قضیه مطرح كردند كه: باید ما به تكلیف برسیم و به مسائل دیگر كار نداریم. اما وقتیكه تكلیف تغییر پیدا كرد همه ما متوجه خواهیم شد كه چه مسائلی به وجود خواهد آمد. آسمان را میخواهیم به زمین بكوبیم، ها چطور شد؟! آن فقط امیرالمؤمنین بود كه آمد ماهها برای مردم صحبت كرد و مردم را حركت داد به شام، وقتیكه جریان به مسئله حكمیت رسید و عملًا به شكست امیرالمؤمنین انجامید، صاف برگشت كوفه سرجایش، و دوباره شروع كرد همان مسائل را انجام داد. او بود. آن امام حسن علیه السّلام بود كه با آن مقام امامت خودش ... البته این را كه خدمتتان میگویم من نمیگویم باید ما در این مقام تسلیم و در مقام عبودیت مانند امیرالمؤمنین مانند امام حسن بشویم! انشاءاللَه با لطف و عنایت ائمّه و صاحب مقام ولایت و نظر پروردگار به آنجا خواهیم رسید و عنایت امام علیهالسّلام دست ما را خواهد گرفت. ولی حالا فعلًا، یك قدم را كه میتوانیم برداریم یك مقدار را كه میتوانیم حركت كنیم. آن مقام تسلیم امیرالمؤمنین را مگر ما در خواب ببینیم اما به مقدار خود و به آنكیفیت و ظرفیت و سعه خود اقدام كنیم، همینطور ننشینیم، به وضع خودمان حركتی بدهیم، به موقعیت خودمان حركت بدهیم. مقام عبودیت یعنی این.
