
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۱)
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال. شرح فقره: فاذا لم یر العبد لنفسه فیما خوله اللَه تعلی ملکا هان علیه الانفاق فیما امره اللَه تعالی ان ینفق فیه. 1 بر طبق كلام امام صادق عليه السلام كسي كه بر اساس لطف و رحمت پروردگار به مرتبهاي از عبوديت برسد كه در خود احساس هيچ ملكيتي نكند ديگر بخشش و انفاق براي او آسان خواهد شد 2 بر اساس قاعدۀ عقلايي در نظر انسان همواره انجام يك فعل همراه با سهولت و راحتي بر انجام همان فعل با خشونت و سختي ترجيح و برتري دارد 3 ديدگاه امام صادق عليه السلام در ارتباط با انفاق مبتني بر اين اصل عقلايي ميباشد 4 اختلاف حال انسان در سخت و سهل بودن انفاق و صرف مال برای او نسبت به امور مختلف ناشي از شدت تعلقات نفساني و ضعف آنها ميباشد 5 بيان كيفيت داد و ستد و تعامل افراد با يكديگر در زمان ظهور حضرت حجة بن الحسن عجل اللَه تعالي فرجه 6 در صورتي كه انسان در مقام عبوديت پروردگار درآمده آنچه از جانب پروردگار به او عطا ميشود از خود نبيند مسأله انفاق در نظر او سهل و آسان ميشود 7 انفاق در راه پروردگار داراي مراتب مختلف بوده اختصاص به مسائل مالي و اقتصادي ندارد 8 نفس انسان به واسطۀ نزول از عالم تجرد و ابتعاد از مقام ذات ربوبي، به دنيا و مسائل آن تعلق پيدا كرده با گذر زمان اين امر در او شدت و رسوخ پيدا ميكند 9 توصيه و تأكيد اولياء الهي و بزرگان بر دستگيري و هدايت افراد جوان 10 انحراف شديد و فاصله گرفتن مسلمانان از حقائق اسلامي در زمان خلافت يزيد 11 جريانات و وقايع پس از رحلت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم مايۀ عبرت آموزي براي همة افراد در قضايا و امور ميباشد 12 خداوند متعال با هر فردي بر اساس ظرفيت فكري و نفسي و مدركات او برخورد ميكند 13 از جمله مصاديق انفاق در راه خداوند متعال، انفاق در مسأله جان و وجود ميباشد 14 ذكر حكايتي از مرحوم علّامه طهراني مبني بر بيان مراتب حكم الهي بر اساس ظرفيت و قابليت افراد
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۱)
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
امام صادق علیه السّلام پس از بیان فقرات گذشته راجع به تفویض امور به پروردگار و تحقق مقام عبودیت، حال نتایج آنها را بیان می كند.
مسئله اول راجع به انفاق بود واینكه بنده در آنچه كه خداوند به او عنایت كرده است ملكیتی را احساس نكند.
حال اگر این قضیه محقق شد چه نتیجهای بر این مسئله مترتب می شود؟
نتیجه اش اینست: فَاذا لم یرَالْعَبْدُ لنَفْسِه فِیما خَوّلَهُ الله تعالی مِلْكَاً هانَ عَلَیهِ الْانْفاقُ فیما امَرَهُ اللَه تَعالی انْ ینْفِقَ فیه، نتیجه این مطلب اینست كه اگر عبد در آنچه كه خدای متعال به اوعنایت كرده است، به او هبه كرده است و به او اعطا كرده است ...
ببینید حضرت در اینجا نمی فرمایند: فَاذا لم یرَ الْعَبْدُ فی ما فی مَااكْتَسَبهُ مِلْكَاً در آنچه كه اورا بدست آورده است و كسب كرده و تحصیل كرده عبارت حضرت تفاوت داردمی فرماید: در آنچه كه خدا به او اعطا كرده وخدا به او هبه كرده و خدا به او عنایت كرده، در این نكات باید توجه بشود.
چون آنچه را كه انسان بدست می آورد نه به جهت استعداد قابل است ونه به جهت استعداد ذاتی ماست ونه به جهت اینست كه ما مستحق این اكتساب بودیم ومستحق این إعطا و هبه بودیم بلكه به جهت رافت و عنایت وفضل و بخشش وعطا فاعل ومعطی است خدای متعال ازباب عنایت و بخشش و عطا این را به یك شخصی عنایت می كند واین هبه را به یك شخصی لطف میكند و این إعطا را به یك شخصی مبذول میدارد. عَلَی كلِّ حال اگر انسان این مطلب را احساس كند دیگر انفاق بر او سخت نخواهد شد، براحتی انفاق میكند، به آسانی بخشش میكند. البته درجای خود، كه حالا راجع به این مسئله كه مسئله بسیار دقیقی است و باید به این نكته پی برد، نكتهی بسیار مهم و اساسی كه انشاء الله اگر وقت اجازه بدهد در آخر مبحث، امروز به این مسئله بپردازیم، كه باید در كجا وبا چه شرائطی و در چه موقعیتی انفاق تحقق پیدا كند؟
