
زمینه های امید به پروردگار و آثار آن در بنده
مقام دعا و پناهندگیِ بنده در کلام امام سجاد علیه السّلام. داستان پناهنده شدن گلۀ آهو به کاروان سرا. عقوبت وانتقام، خلاف مقام پناهندگی. عدم عقوبت برای پناهندۀ به بست حرم امام رضا علیه السّلام و واردین در مکه مکرّمه. عدم کاهش دریای بیکران رحمت حق بهواسطۀ جود و بخشش فراوان. محدود به حدّ نبودن عفو و بخشش پروردگار. تمثیل عدم نقصان رحمت خدا به آب چاه و اقیانوس. روایت: «تَنزِلُ المَعونة علیٰ قدرِ المَؤُونة». زشتی بخل از جانب غیر صاحب مال. فرق بخیل وحریص و بیان خصوصیّت نفس بخیل با ذکر مثال. گذشت و بخشش لازمۀ بزرگی. اطمینان به فضل و رحمت تو موجب تسکین وآرامش دل. نتیجۀ خسران و خُلف از ناحیۀ تو قابل تصوّر نیست. دل به امید وآرزوهای بزرگ خود بسته ایم نه به اعمال خودمان!. رحمت تو افاضه است، نه از روی مقابله و مستوجَب شدن. طلب بخشش از خداوند بهواسطۀ سعۀ فضلش، نه اهلیّت داشتن بنده. بیان حقیقت نیازمندی بندگان به خدا. هرچه انسان نیاز خود را بیشتر احساس کند، امید وآرزویش بیشتر میشود!. نور هدایت حق، هادیِ بندگان به طریق نجات. فضل خداوند موجب غنای مطلق از غیر و نیاز مطلق به سوی حق. ذنوب وگناه بنده درمقابل نعمتِ محبّت پروردگار. بعد از حسابرسیِ نفس، اعتماد انسان یکسره به سمت خدا میرود. خیر و فضل و بزرگواری ِدائمی از ناحیۀ تو، شرّ و گناه و سوء ظن از طرف ما.
زمینه های امید به پروردگار و آثار آن در بنده
توضیحات:
مقام دعا و پناهندگیِ بنده در کلام امام سجاد علیه السّلام. داستان پناهنده شدن گلۀ آهو به کاروان سرا. عقوبت وانتقام، خلاف مقام پناهندگی. عدم عقوبت برای پناهندۀ به بست حرم امام رضا علیه السّلام و واردین در مکه مکرّمه. عدم کاهش دریای بیکران رحمت حق بهواسطۀ جود و بخشش فراوان. محدود به حدّ نبودن عفو و بخشش پروردگار. تمثیل عدم نقصان رحمت خدا به آب چاه و اقیانوس. روایت: «تَنزِلُ المَعونة علیٰ قدرِ المَؤُونة». زشتی بخل از جانب غیر صاحب مال. فرق بخیل وحریص و بیان خصوصیّت نفس بخیل با ذکر مثال. گذشت و بخشش لازمۀ بزرگی. اطمینان به فضل و رحمت تو موجب تسکین وآرامش دل. نتیجۀ خسران و خُلف از ناحیۀ تو قابل تصوّر نیست. دل به امید وآرزوهای بزرگ خود بسته ایم نه به اعمال خودمان!. رحمت تو افاضه است، نه از روی مقابله و مستوجَب شدن. طلب بخشش از خداوند بهواسطۀ سعۀ فضلش، نه اهلیّت داشتن بنده. بیان حقیقت نیازمندی بندگان به خدا. هرچه انسان نیاز خود را بیشتر احساس کند، امید وآرزویش بیشتر میشود!. نور هدایت حق، هادیِ بندگان به طریق نجات. فضل خداوند موجب غنای مطلق از غیر و نیاز مطلق به سوی حق. ذنوب وگناه بنده درمقابل نعمتِ محبّت پروردگار. بعد از حسابرسیِ نفس، اعتماد انسان یکسره به سمت خدا میرود. خیر و فضل و بزرگواری ِدائمی از ناحیۀ تو، شرّ و گناه و سوء ظن از طرف ما.
زمینه های امید به پروردگار و آثار آن در بنده
18«فسبحانَک»؛ چه خدای خوبی هستی! چقدر منزّهی! چقدر پاکی! چقدر قلبت صاف است که اصلاً گَرد برنمیدارد! عصبانی نمیشوی! ضعف اعصاب پیدا نمیکنی! شب از نگرانی ما مخلوقات خوابت نبره! زود گوشمالی نمیدهی، تعجیل به عقوبت نمیکنی! «سبحانَک» چقدر پاکی! چقدر اخلاقت عالی است! چقدر بزرگواری! چقدر سعه داری!
ما أحلَمَک؛ «چقدر بردباری!» و أعظَمَک؛ «چقدر بزرگی!» و أکرَمَک؛ «چقدر کریمی!»
مُبدءًا و مُعیدًا؛ «ابتدا کردی و انتها، ابتدا کردی به نعمت و دائماً نعمتها را ادامه میدهی!»
ابتدا کردی به نعمت درحالیکه ما نعمت نمیخواستیم، نبودیم که بخواهیم، تو دادی! حالا که ما را به وجود آوردی و میخواهی، باز هم ادامۀ مسیر دادی، مبدئاً و معیداً،ابتدا و انتها از ناحیۀ توست از اوّل و آخر، خواسته و نخواسته، از عدم به وجود آوردی «مبدءًا»؛ و وجود را در مراحل کمال ادامه میدهی «معیدًا»،
تَقدَّسَتْ أسمائُک؛ «چقدر أسماء تو پاک و منزّه است!»
و جَلَّ ثَنائُک؛ «ستایش و ثناء تو جلیل است، بزرگ است! چقدر صفات تو عالی است!»
و کَرُمَ1 صَنائعُک و فعالُک؛ «کارهایی که میکنی چقدر ظاهر است، کارهایت چقدر صحیح است!»
أنت إلهی أوسَعُ فَضلًا و أعظَمُ حِلمًا مِن أن تُقایِسَنی بفِعلی و خَطیئتی فالعفوَ العفوَ العفوَ، سیّدی سیّدی سیّدی.
«(خدایا اجمال مطلب این است که ما میخواهیم به تو عرض کنیم که:) خدایا! فضل تو واسعتر است و حلم تو بزرگتر است از اینکه مرا به عملم بگیری! من را به عملم نگیر! حلم تو واسعتر است، فضل تو بزرگتر است که مرا به فعل خودم و گناه من بگیری! من را به گناهم نگیر، برای اینکه من اعتراف به عفو دارم، میگویم: خدایا عفو کن! عفو کن! عفو کن!
فالعفوَ العفوَ العفوَ، سیّدی سیّدی سیّدی. «ای خدای من، ای خدای من، ای خدای من! ای آقای من، ای آقای من، ای آقای من! ای بزرگ من، ای بزرگ من، ای بزرگ من!»
آخر من دارم میگویم: بزرگِ من، مولای من، آقای من، ربِّ من! «العفوَ العفوَ العفو» در اینجا استجابت است دیگر! استجابت که آمد، گناهان از بین رفت، سوء ظن از بین رفت، و رجاء محقّق شد، آن أمل طویل و آرزوی دراز محقّق میشود؛ چون تا هنگامی که در دل انسان سوء ظن به خدا هست، این حجاب و پرده است و نمیگذارد که بنده جلو برود قلب باید پاک شود!
- خ ل: اکرم.
