اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

انفاق یعنی عبور از نفس و خواسته‏‌هاى آن‏

14٬819
عنوان بصری
جلسات

عبور از نفس و خواسته‌هاي آن شرح فقره: فاذا لم یر العبد لنفسه فیما خوله اللَه تعلی ملکا هان علیه الانفاق فیما امره اللَه تعالی ان ینفق فیه 1 راه وصول به معرفةاللَه وكنار زدن حجاب‌هاي غفلت به واسطه عبور از نفس مي‌باشد 2 نفس يعني استقلال و خود ديدن و مسائل نفساني به مسائلي گفته مي‌شود كه اشخاص آنها را در محدوده خود بيانديشند و ديگران را در آن حريم وارد نكنند. 3 بيان سخنان مرحوم علّامه طهراني در ذيل سخنان دكتر منوچهر لاري 4 رشد و تعالي يك جامعه مبتني بر تضعيف مسائل نفساني آن جامعه و حاكميت رعايت مصالح كلي بر نظام آن جامعه مي‌باشد. 5 نقشه خليفه ثاني در جريان شوراي خلافت به نحوي بود كه در هيچ صورت خلافت به اميرالمؤمنين عليه السلام نرسد 6 اعتراف و اقرار عمر بر عجز خويش و برتري و فضیلت اميرالمؤمنين عليه السلام: لولا عليٌّ لَهَلك عمر، لا اَبقاني اللَه بعدك يا ابالحسن 7 توضيحي راجع به سخن امام سجاد عليه السلام: والذين هم بالبدار اليك يُسارعون 8 ذكر حكايتي از عملكرد رئيس جمهور سابق امريكا و يكي از فرماندهان معروف ارتش امريكا در پايان جنگ جهاني دوم 9 بررسي ديدگاه و نظر گروه ملامتيّه در كيفيت از بين بردن استقلال نفسي 10 تمرّد و سرپيچي يكي از شاگردان مرحوم علّامه طهراني از اطاعت كردن دستورات ايشان و عمل كردن بر اساس رأي و نظر خويش

انفاق یعنی عبور از نفس و خواسته‏‌هاى آن‏

توضیحات:

عبور از نفس و خواسته‌هاي آن شرح فقره: فاذا لم یر العبد لنفسه فیما خوله اللَه تعلی ملکا هان علیه الانفاق فیما امره اللَه تعالی ان ینفق فیه 1 راه وصول به معرفةاللَه وكنار زدن حجاب‌هاي غفلت به واسطه عبور از نفس مي‌باشد 2 نفس يعني استقلال و خود ديدن و مسائل نفساني به مسائلي گفته مي‌شود كه اشخاص آنها را در محدوده خود بيانديشند و ديگران را در آن حريم وارد نكنند. 3 بيان سخنان مرحوم علّامه طهراني در ذيل سخنان دكتر منوچهر لاري 4 رشد و تعالي يك جامعه مبتني بر تضعيف مسائل نفساني آن جامعه و حاكميت رعايت مصالح كلي بر نظام آن جامعه مي‌باشد. 5 نقشه خليفه ثاني در جريان شوراي خلافت به نحوي بود كه در هيچ صورت خلافت به اميرالمؤمنين عليه السلام نرسد 6 اعتراف و اقرار عمر بر عجز خويش و برتري و فضیلت اميرالمؤمنين عليه السلام: لولا عليٌّ لَهَلك عمر، لا اَبقاني اللَه بعدك يا ابالحسن 7 توضيحي راجع به سخن امام سجاد عليه السلام: والذين هم بالبدار اليك يُسارعون 8 ذكر حكايتي از عملكرد رئيس جمهور سابق امريكا و يكي از فرماندهان معروف ارتش امريكا در پايان جنگ جهاني دوم 9 بررسي ديدگاه و نظر گروه ملامتيّه در كيفيت از بين بردن استقلال نفسي 10 تمرّد و سرپيچي يكي از شاگردان مرحوم علّامه طهراني از اطاعت كردن دستورات ايشان و عمل كردن بر اساس رأي و نظر خويش

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

انفاق یعنی عبور از نفس و خواسته‏‌هاى آن‏

16
  • حفظ آبروی مؤمن، حفظ و رعایت حیثیت مؤمن چیزی است كه چیزی جای او را نمی‌گیرد و در این زمینه حكایات بسیار است. اگر رفقا در نظر داشته باشند قضیه مرحوم سید مهدی بحر العلوم را در مسجد كوفه با آن شخص كه چطور نیم ساعت نماز را به تأخیر انداخت برای اینكه دل آن خادم نشكند آن قضیه را من نقل كرده‌ام و برای این قضیه، مسئله بسیار نقل شده، خیلی، حكایاتی روی این مطلب است.

  • حالا فرض بكنید كه یكنفر بیاید و در كنار بنشیند و همینطور این شخص در چه موقعیتی قرار دارد؟ یعنی چه حالتی برای او پیدا می‌شود؟ نفس او الآن در یك وضعیتی است كه من الآن دارم نگاه می‌كنم اینها همه می‌خورند و من دست نمی‌زنم! هان! حالا من را ببین، ببین من چه و ضعیتی دارم؟! این دارد خوشش می‌آید. این كه كنار بنشیند و همه غذا بخورند و این نخورد، یك كیف و التذاذ نفسانی برای این می‌آورد كه اگر برای آن سفره هزار تیهو و قرقاول گذاشته بودند یك همچنین التذاذی برای او پیدا نمی‌شود. این آن خطر و گره‌ای است كه بواسطه عدم اطاعت و خود سری از فرامین استاد، ممكن است انسان به این بلای بزرگتر مبتلا بشود و با این خطر بزرگتر به یك جایی برسد كه از این وادی نمی‌تواند بیرون بیاید، از این وادی نمی‌تواند بیرون بیاید! مرحوم آقا هم گاهی این شخص را دعوتش می‌كردند در منزل، می‌آمد همینطوری كنار سفره می‌نشست و نگاه می‌كرد. عجب!!

  • و خیلی ما اذیت می‌شدیم! خب یعنی چه؟ خب آقا جان نیا، این كه حالا آمدن ندارد، این چه وضعیتی است؟ من یكدفعه خواستم همین كار را به سر خودش بیاورم، این خواست ما را دعوت كند من به مرحوم آقا گفتم كه من می‌روم منزل او چون دعوت كرده و غذا نمی‌خورم، ایشان فرمودند نه اصلًا نمی‌خواهد بروی، اصلًا توجّه نكن و نمی‌خواهد بروی. اگر می‌رفتم، می‌گفتم نه دیگر، بنده مجاز نیستم و اجازه ندارم و چه وچه ...

/ 613