
آثار سوء مباهات و راههاى مقابله با آن
آثار سوء مباهات و راههاي مقابله با آن. شرح فقره: واذا اشتغل العبد بما اَمَرَه اللَه تعالی ونهاه لا یتفرغ منهما الي المراء و المباهاة مع الناس. 1 حقيقت و رمز سير و سلوك راه الهي در اين فقرۀ شريف از كلام امام صادق عليه السلام نهفته ميباشد. 2 تفسير آيات 103 و 104 سورۀ مباركه كهف: (قل هل ننبِّئكم بالأخسرين اعمالاً...) 3 تفسير آيه 7 سورۀ مباركه روم: يعلمون ظاهراً من الحيوة الدنيا و هم عن الآخرة هم غفلون 4 توضيحي راجع به مراتب مختلف غفلت 5 استعمال و به كار بردن عبارات و تعابيري كه اختصاص به ائمه معصومين عليهمالسلام داشته در ارتباط با ساير افراد در هر مرتبه و مقامي خلاف فرهنگ و مكتب تشيع ميباشد 6 عظمت و جاودانه بودن واقعه عاشورا از آنروست كه رهبری آن بدست امام معصوم عليهالسلام بوده است. 7 سخنان امام حسين عليه السلام با عمر سعد و لشكريان يزيد در روز عاشورا حجت را بر ايشان تمام ميكند. 8 اميرالمؤمنين عليه السلام ميفرمايند: اگر حكومت آسمان و زمين را به من دهند كه من دانه گندمي را از دهان يك مورچه درآورم اين كار را نخواهم كرد. 9 كيفيت تأثير غفلت و نفوذ شيطان در جود انسانها با وجود انجام دادن دستورات و تكاليف عبادي 10 توضيحي راجع به كلام سيد الشهداء عليه السلام نسبت به لشكريان يزيد: استحوذ عليهم الشيطان فأنسهم ذكر اللَه
آثار سوء مباهات و راههاى مقابله با آن
16یك روز یكی از رفقا آمد گفت آقا امروز خیلی شما خوب صحبت كردید. گفتم من اصلًا امروز مطالعه نكردم. گفت پس همیشه مطالعه نكنید. گفتم میدانی چرا؟ چون وقتهایی كه مطالعه میكنم اعتماد میكنم بر معلوماتم، این است كه نفس و شیطان در آن خیلی زیاد است. آن موقعهایی كه هیچی نمیدانیم میگوییم خدایا یك چیز بفرست خودت بینداز به دهانمان، یك چیزی بیاید. مجلس كه این حرفها را ندارد. امروز اینطور فردا آنطور، آن كار را انجام بدهم آن كار ... اگر انسان به آنچه كه خدا گفته است و به آنچه كه از بزرگان از اولیاء از ائمّه علیهم السّلام نسبت به او القاء میشود عمل كند فقط همین، اینجا میایستد. دیگر بیاید به دیگران بگوید مقابله كند: آقا امروز سخنرانی ما خوب بود، به نظر شما چطور بود؟ این حرفها را ندارد. آقا حرفهایت را بزن برو خانهات تمام شد. این حرفها را نداریم. آقا این كاری كه ما امروز كردیم چطور بود؟ این برنامه در میان اجتماع چطور بود؟ آقا مردم خیلی خوششان آمد، خیلی اجتماع زیادی بود، خیلی چه بود. این حرفها نداریم. كار را كردی برو تمام شد دیگر. گوشَت را ببند كه چه اتفاقی افتاد و چه اتفاقی نیفتاد. بقیهاش دیگر ضرركردن است. تا اینجایش درست، از این به بعدش دیگر، شیطان بعد میآید آن حرف را زدی هان! آنچه گفتی این هان! دیدی مردم چقدر خوشحال شدند؟ آن اعلامیه را پخش كردی دیدی چقدر گرفت؟ آن طائفه نسبت به این قضیه خوب شدند؟ آن افراد را از خود شاد كردی بخاطر این اعلامیهای كه صادر كردی، مردم میگویند نه هان این هم امروزیست! این هم از دنیا سر در میآورد! این هم از مسائل خبر دارد! این هم فلان طور! دل یك عدّه ... تمام اینها چیست؟ میآید هی میآید میآید میآید آن روحانیتی كه یك مقداری آمده هی آن روحانیت را كم میكند. یكدفعه انسان نگاه میكند میبیند اصلًا كاری نكرده صفر صفر است. یك روحانیتی در وجود خودش احساس میكرد ولی بعد دیگر میدید نه، آن روحانیت رفت و در قبالش دارد هی ظلمت میآید. باید زود انسان قطعش كند. زود انسان باید قیچیش كند. زود باید راه را ببندد.
